<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551</id><updated>2011-09-25T16:35:10.186-07:00</updated><title type='text'>از نگاه من</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>22</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-2057518347821406483</id><published>2011-07-28T15:15:00.001-07:00</published><updated>2011-07-28T15:15:50.557-07:00</updated><title type='text'>سخنی با یاران و همراهان و توصیه هایی برای رقیبان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #333333; font-family: 'lucida grande', tahoma, verdana, arial, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;1- حرکت اعتراضی مردم معترض ایران، سرزنده و شاداب است و رقیب را شدیدا آشفته حال و پریشان کرده است. اختلافات درون اقتدارگرایان، از بردباری و پایداری سبزها است. صبر و ظفر هردو دوستان قدیم اند. پس شایسته است که امیدوارانه به تلاش های قانونی و مسالمت جویانه و انتقادی خود ادامه دهیم و به پیروزی خود ایمان داشته باشیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;2- اکنون بهترین فرصت برای خود سازی است. ظرفیت های دموکراتیک خود را بالاتر ببریم و تحمل مخالف و دیدگاه های متفاوت را تمرین کنیم. لازمه ی این امر، مراعات حقوق دیگران و پایبندی به اخلاق انسانی و مبانی علمی، در نقدها است.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;3- برای پرهیز از اختلاف، هرکس به صورت شخصی اظهار نظر کند و از جانب خود سخن بگوید. سخن گفتن از جانب مردم و به نمایندگی از آنان و یا جنبش سبز و یا هر گروهی را به هنگامه ای واگذاریم که در صحنه ای انتخاباتی، به این نمایندگی رسیده باشیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;4- درخواست من از همه ی اصلاح طلبان(به معنی عام کلمه، یعنی کسانی که به تغییرات تدریجی و از راه های مسالمت آمیز باور دارند) این است که حاکمیت را به بهره گیری از ظرفیت قانون اساسی در مورد «عفو عمومی» تشویق کنند!! چهره های مؤثری چون آقایان؛ مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، صانعی، موسوی اردبیلی، سید محمد خاتمی،عبدالله نوری، دکتر یردی، دکتر صدر حاج سید جوادی، و برخی آقایان مراجع تقلید را می توان &amp;nbsp;به ضرورت طرح این مطلب، قانع کرد و تنها راه آبرومندانه برای خروج از این بن بست را پیش پای حاکمیت گشود!!&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;5- من باور دارم که اگر بنا باشد کسی دیگری را عفو کند، این «ملت ستم دیده ی ایران» است که طلبکار است و شایستگی دارد تا «حاکمان خطاکار و بلکه مجرم و بدهکار خود را عفو کند».&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;بحث «عفو عمومی» صرفا یک قانون و قرارداد اجتماعی است که گرجه «عفو حقیقی» نیست(چرا که ملت ایران جرم و خطایی نسبت به حاکمیت انجام نداده است تا محتاج عفو از سوی حاکمیت باشد) ولی تردیدی نیست که این مساله «بار حقوقی» دارد و گستره ی وسیعی را شامل می شود که پس از 32 سال از تصویب قانون اساسی، ضرورت اعمال و اجرای آن کاملا مشهود است &amp;nbsp;و مشکلات فراوانی را از هم میهنان، بر طرف می کند!!&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;6- اگر به مجموعه ی «شروط اصلاح طلبان و معترضان به نتایج انتخابات سال 88»(برگزاری انتخابات آزاد، لغو نظارت استصوابی، آزادی مطبوعات و نشریات توقبف شده یا لغو امتیاز شده، آزادی فعالیت همه ی احزاب و لغو احکام صادره در انحلال آن ها، آزادی همه ی زندانیان سیاسی و لغو حصر خانواده های موسوی و کروبی، لغو احکام ممنوعیت تحصیل دانشجویان ستاره دار و غیر ستاره دار، لغو احکام اخراج افراد فعال سیاسی از کار و شغل رسمی خود و بازگشت آنان به کار) نگاهی بیندازیم، می بینیم که نه تنها همه ی آن ها با اعمال این ماده ی قانون اساسی، محقق می شود. &amp;nbsp;که «امکان بازگشت ایمن همه ی هموطنان تبعیدی و مهاجر به کشور» را نیز پس از 32 سال فراهم می کند!!&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;7- برای حاکمیت بسیار دشوار است که حتی یکی از خواسته های معترضان را بپذیرد، چرا که آن را به معنی عقب نشینی و شکست می بیند و طبیعتا نمی خواهد به این نکته اقرار کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;عفو عمومی، گرجه راهکاری است که بسیاری از خواسته های معترضان را برآورده می سازد، ولی جهره ی حاکمیت را به عنوان یک شکست خورده معرفی نمی کند بلکه «از موضعی قانونی و اختیاری» اقدام او را ارزیابی می کند (و شاید از موضعی مقتدرانه) و این برای هردو طرف ،منافعی دارد که در سایر راهکارها شاید اینگونه تامین نمی شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;8- معمولا در جکومت های باثبات و دموکراتیک، عفوعمومی با فواصل حداکثر 10 ساله اعمال می شود. در ایران کنونی، بیش از 32 سال است که چنین موردی اعمال نشده است. این امری عقلایی است و آثار مثبت بسیاری برای مدیریت های بالا و میانی کشور &amp;nbsp;به ارمغان می آورد.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;9- بهره گرفتن حاکمیت از این مورد قانونی، امکان مقابله ی به مثل و «عفو و گذشت مردم از جرائم قطعی حاکمان» را نیز بالاتر برده و فراهم می کند. از آن پس بر عهده ی مصلجان جامعه است که با درخواست اخلافی از مردم ستم دیده، تلاش کنند تا آنان نیز راه «گذشت و بخشش» را &amp;nbsp;بر «انتقام» ترجیح دهند!! و رویکرد؛ «در عفو لذتی است که در انتقام نیست» را ترجمان &amp;nbsp;زندگی آینده ی خویش سازند.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;10- این تنها فردا نیست که از آن آزادیخواهان و صلح طلبان این سرزمین است که امروز نیز از آن ما است. ما که هم آرامش داریم و هم آزادیخواهیم و هیچ مانعی(از زندان و محرومیت ها و تحقیرها و تهدیدها) نمی تواند آرامش روحی و روانی مان &amp;nbsp;را برهم زند و از حرکت و تلاش به سوی اهداف خردمندانه مان باز دارد و امیدمان را بستاند.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;به رقیب بنگرید که چه پریشان حال است و ناآرام!! رقیبی که همه ی ابزار «قدرت مسلّح»را دارد &amp;nbsp;و فراموش کرده است که با تکیه بر سلاح ، نمی توان بر دل ها مستولی شد &amp;nbsp;و به آرامش رسید.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;امیدوارم با حرکت در مسیر حق و انسانیت، شادی حقیقی قرین زندگی همه باشد (چه رفیق و چه رقیب). از همه التماس دعا دارم خصوصا در ماه مبارک رمضان.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;شنبه هشتم امرداد یکهزار و سیصد و نود/ مشهد&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-2057518347821406483?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/2057518347821406483/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/07/blog-post_28.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/2057518347821406483'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/2057518347821406483'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/07/blog-post_28.html' title='سخنی با یاران و همراهان و توصیه هایی برای رقیبان'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-4267066325224990397</id><published>2011-07-27T01:10:00.000-07:00</published><updated>2011-07-27T01:10:16.260-07:00</updated><title type='text'>اعلام حکم تجدید نظر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #333333; font-family: 'lucida grande', tahoma, verdana, arial, sans-serif; font-size: 11px; line-height: 16px;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;ساعتی پیش، جناب آقای دکتر صالح نیکبخت، وکیل محترمم اطلاع دادند که امروز به دادیاری اجرای احکام مراجعه کرده اند و حکم تجدید نظر مبتنی بر حذف مجازات های تتمیمی(3 سال تبعید به فریمان و محرومیت از سخنرانی و مصاحبه و نشر مطلب در جمع &amp;nbsp; &amp;nbsp;بیش&amp;nbsp;از سه نفر) و تایید حکم 20 ماه زندان را به ایشان ابلاغ کرده اند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;با این حساب، بین 5.5 تا 7 ماه دیگر(بسته به چگونگی احتساب ایام بازداشت) باید زندان را تحمل کنم.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-size: 11px; line-height: 1.5em; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;امیدوارم با سرفرازی و پایداری، این زمان را نیز سپری کنم و بتوانم اندکی از مسئولیت انسانی و ایرانی و اسلامی خود را به انجام رسانم. چشم امیدم به لطف و عنایت و رحمت الهی، ناشی از دعای خیر هم میهنان و دوستان و بستگانم بوده و هست و خواهد بود. امیدواری همراه با تلاش های مسالمت جویانه و اخلاقی و منطقی، هر مشکلی را از پیش پای مان بر می دارد. این قانون طبیعت و سنت خداوندی است(لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم. و الحمد لله رب العالمین).&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-4267066325224990397?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/4267066325224990397/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/07/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/4267066325224990397'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/4267066325224990397'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/07/blog-post.html' title='اعلام حکم تجدید نظر'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-9009031429931410725</id><published>2011-06-25T05:10:00.000-07:00</published><updated>2011-06-25T05:10:02.573-07:00</updated><title type='text'>بازخوانی تاریخی نه چندان دور/6</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;منتشر شده در وبلاگ از نگاه من(پرشین بلاگ) ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ دی ،۱۳۸۳/ تاجیکستان&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;span class="Apple-tab-span" style="white-space: pre;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;***************************&lt;span class="Apple-tab-span" style="white-space: pre;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;بيماری روانی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;درخبرها آمده بود که بازجويان، از متهمان سايت های اينترنتی خواسته اند که راجع به مفاسد اخلاقی و روابط نامشروع خويش، سخن گفته و کتبا اقرار کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دير زمانی است که ازاين روش در دستگاه های قضائی و شبه قضائی ايران (و متأسفانه به نام اسلام) بهره گرفته می شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در بازداشتگاه ۲۴۰ اوين، بازجوی دادگاه ويژه ی روحانيت برای اثبات عدم صلاحيت برخی افراد، می گفت: من فيلم زير لحافی آقای فلان را دارم، روابط نامشروع فلانی باعروسش را می دانم و... در پاسخ او گفتم: اگر قانونا مسئول پی گيری شکايت کسی بوده و به اين نتايج رسيده اي، فقط حق داری که قاضی را در جريان قرار دهی و نه بيشتر. چرا اين مطالب را برای من بيان می کنی!! اين کار چيزی جز «اشاعه ی فحشاء» نيست که صريحا درقرآن از آن منع شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هرچند درآن زمان سکوت کرد، ولی شنيده ها &amp;nbsp;از مکرر بودن اين گونه اقدامات نامشروع دردستگاه های قضائی حکايت می کند. شاهد صادق اين روند منحط ، فيلم بازجوئی از همسر و همکاران سعيد امامی است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گمان من، اين افراد دچار بيماری روانی اند. آنان از توصيف مسائل جنسی توسط متهمان (حتی باعلم به ساختگی بودن آن) لذت می برند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;يکی از شاکيان فساد، در سال ۶۳ می گفت: از من می خواستند تا جزئيات اعمال جنسی را مو به مو شرح دهم. وقتی شرم مانع از بيان مسائل می شد، اصرار می کردند که در صورت عدم اظهار جزئيات، امکان رسيدگی به شکايت، وجود ندارد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;صرفنظر از گرايشات سياسي، اين روند نامشروع ، ناشی از عدم حضور وکيل در مراحل بازجوئی است. اگر درتمامی بازجوئی ها، وکيل متهم حضور داشته باشد، می تواند از پی گيری مطالب غير ضروری توسط بازجو، جلوگيری کند و از شهوت رانی آنان ممانعت به عمل آورد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جدا باعث تأسف است که کار دستگاه های قضائی جمهوری اسلامی به اينجا برسد که اين قبيل مسائل، بيش از ۲۰ سال در جريان باشد و مسئولان درشت و ريز کشور، شاهد اين قبيل مسائل باشند وهيچ اقدامی برای ممانعت از اين گناه بزرگ انجام ندهند. نمی دانم برخی قضات شريف وعادل موجود دردادگستري، چگونه راضی می شوند که محيط کاری آنان، با حضور چنين افرادی آلوده گردد وآنان دم بر نياورند واعتراضی نکنند؟!! &amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-9009031429931410725?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/9009031429931410725/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/06/6.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/9009031429931410725'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/9009031429931410725'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/06/6.html' title='بازخوانی تاریخی نه چندان دور/6'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-608372474453003415</id><published>2011-06-22T03:44:00.000-07:00</published><updated>2011-06-22T04:01:21.194-07:00</updated><title type='text'>مصاحبه با جرس(پایان خرداد90)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;دکتر شریعتی روحانی نبودند اما به عنوان اثرگذارترین متفکر دینی معاصر شناخته شده اند، با این حال مخالفان سر سخت شریعتی اتفاقا از میان روحانیان بودند، سوال این است که آیا فهم و تفسیر دین تنها در حلقه روحانیت و از چارچوب فقه و اصول قابل دریافت است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;اگر ما قبول کنیم هر اندیشه ای مبانی خاص خود را دارد و هر کسی که تلاش کند که مبانی را اقتباس کند و یاد بگیرد و پیدا کند و بعد مجموعه افکارش را مبتنی بر آن مبانی قرار دهد، طبیعتا او را فردی آگاه و کارشناس در آن اندیشه قرار می دهد. هر کس بنابر توفیقش در شناخت آن مبانی، می تواند برتری هایی نسبت به دیگران پیدا کند و البته کمبودها هم برای همگان قابل تصور است و نمی توان گفت که کسی فهم کاملی پیدا می کند و احتمال خطا در آن نیست. اگر کسانی مدعی شوند که فقط روحانی&amp;nbsp; باید بود تا مقصود دین را درک کرد و مقصودشان این باشد که صاحبان لباس خاص روحانیت و کسانی که در حوزه ها هستند حق اظهار نظر دارند، این ادعا غیر علمی است. اما اینکه تصور کنیم که هر کسی با هر تخصصی می تواند با فهمیدن چند مطلب یا مطالعات عمومی از مذهب و دین، افکار و اندیشه های دینی خودش را منسجم کند و کارشناسانه اظهار نظر کند، این هم کار دشوار و غیر قابل قبولی است. در مجموع باید قبول کرد با توجه به فاصله ای که از صدر اسلام تا کنون ایجاد شده، امروزفهم مبانی دین به راحتی ممکن نیست و نیاز به تلاش فوق العاده دارد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;دکتر شریعتی در خانواده ای رو حانی به دنیا آمده بود و خودش هم کم و بیش برخی مباحث حوزه را یاد گرفته بود، یعنی آموزش دیده بود از پدر یا حتی از محیط های حوزوی. اما لزوما خود دکتر شریعتی ادعا نداشت که به عنوان کارشناس شریعت، مسائل را مطرح می کند. ایشان به عنوان یک شخص روشنفکر و دانشگاهی آمده بود که نقش دین را از لحاظ جامعه شناسی مورد بررسی قرار داده و توانایی های دین و عالمان دین را بیان می کرد و از اینکه آموزه های دینی به نفع مردم استفاده نمی شود نگران بود. طبیعی بود که روحاینان را تحریک کند که نقش خودشان را درست انجام دهند. زبان آکادمیک شریعتی و برخی داوری های تند ایشان هم باعث آزردگی برخی روحانیان می شد. و موضع گیریهای تندی درباره ایشان صورت گرفت و روحانیان سنتی، مطالب تندی که نسبت به افرادی مانند مرحوم مجلسی مطرح کرده بود را بر نمی تافتند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;من در آن موقع طلبه ای جوان بودم و مثل برخی هم نسل های خودم در حوزه، کتابهای ایشان را با همه ی محدودیت ها که وجود داشت و در حوزه ها به زحمت می شد پیدا کرد، از طریق برادرم «آقا هادی» بدست می آوردم و می خواندم و با کتابهای ایشان آشنا بودم. البته یک طلبه ی جوان، در حدی نیست که اظهار نظر علمی راجع به افراد کند، اما احساس می کردم آثار مثبت ایشان انصافا بسیار زیاد و فرد موثری بود و افراد بسیاری را جلب کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;جناب قابل جای تردیدی در نفوذ گسترده دکتر شریعتی بر دانشجویان سالهای پیش از انقلاب نیست ، اما سوال ما درباره نفوذ شریعتی میان طلاب و حوزه علمیه است ،آیااصلاح گری دینی دکتر شریعتی در بین طلاب حوزه علمیه بازتابی داشت؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;مرحوم دکتر شریعتی به عنوان یک کنشگر سیاسی اجتماعی دینی، انسانی بود بسیار موثر که&amp;nbsp; نسل جوان را تحت تاثیر قرار می داد و حتی آنها که مخالف بودند از همین تاثیر واهمه داشتند و اگر ایشان موثر نبود ابدا به او توجه نمی کردند و او را مورد تعرض قرار نمی دادند. مخالفان از جایگاه اجتماعی شریعتی احساس خطر می کردند و برخورد با دکتر هم مشکل بود، لذا برخی آقایان سنتی با آن سستی و خمودی که در بدنه روحانیت بود و عملا آنها را به بی تفاوتی در برابر مظالم حکومت واداشته بود وعملا هیچ فعالیت اجتماعی مثبتی دیده نمی شد، مورد انتقاد دکتر بودند و او به کسانی که این سستی را به عنوان دیانت مطرح می کردند، شدیدا حمله می کرد. طبیعی بود که اصطکاک پیش می آمد و دکتر هم حامیان خودش را داشت.&amp;nbsp; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;دکتر شریعتی در این سی چهل سال اخیر، هم مخالفان درشت و هم موافقان بزرگی داشت. همین ها که در حاکمیت بودند و هستند؛ آقای خامنه ای، هاشمی، بهشتی و مشکینی تلاش ایشان را می ستودند. ممکن است با برخی برداشت های دکتر هم مخالف بودند اما می گفتند که نهایتا اینها اشتباهاتی است که با گفت و گوها حل می شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;یادمان نرود که به دهه ی 40 و 50 باید برگردیم تا حرکت شریعتی به درستی ارزیابی شود. این آگاهی بخشی ها &amp;nbsp;در آن&amp;nbsp; زمان با امکانات بسیار محدود، خیلی مهم بود و جامعه امروز ما نباید با عصر «انقلاب ارتباطات و انفجار اطلاعات» آن دوره را ارزیابی کند. این زمان، فرق اساسی با آن زمان دارد. جامعه رشد پیدا کرده و میزان تحصیلات (نه لزوما درک و فهم) بالا رفته است. من به نظرم می آید اگر ساحت علمی بحث و ساحت سیاسی و اجتماعی را جدا کنیم به نتیجه روشن تری می رسیم. از لحاظ علمی ممکن است که کسانی بگویند: کمبودهایی در اندیشه های دکتر وجود داشته است، اما این بحث ها&amp;nbsp; بعد ازاین است که زمان بسیاری گذشته است و امروز بعضی آرمانها ضد آرمان شده است . اگر دراین زمان شما داوری کنید درست نیست. از جبنه سیاسی و اجتماعی، شریعتی بسیار موفق بود. مبانی فکری بسیاری از نحله های روشنفکری، همان گفته های شریعتی است. دکتر سعی می کرد «تلاش کردن» را به افراد یاد بدهد؛ او سعی می کرد با گفتار و رفتار خود، وجوه مثبت انسانی را زنده کند. در صحنه ی اندیشه، سوالات منطقی مهمی را مطرح کرد و «پرسش خوب، نصف جواب است». حرکت جامعه در گرو سوالات خوبی است که اندیشه های کامل تر و تحرک علمی را موجب می شود و در پی آن، تعالی و توسعه شکل می گیرد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;فارغ از اینکه بعضی می گویند که میراث شریعتی شاعرانگی است، برخی می گویند آنچه در جمهوری اسلامی گذشت منبعث از اندیشه های شریعتی بوده است و نظریه ولایت فقیه با نظریه امت و امامت دکتر شریعتی پیوند خورد، به گمان شما از میراث شریعتی چه مانده است؟&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;آن نظریه امت و امامت&amp;nbsp; ناشی&amp;nbsp; ازباورهای رایج آن زمان بود، مرحوم آیت الله خمینی یکی از کسانی بود که از دوران جوانی به «حکومت اسلامی» می اندیشید و نوشته هایی از ایشان به جا مانده از دوران جوانی(که هنوز شریعتی به دنیا نیامده بود) و نشان می دهد که شریعتی در آن اندیشه ها دخیل نبوده است. تصور حکومت اسلامی منتسب به خدا پیشتر از آیة الله خمینی هم مطرح بود که نماد آن در «مشروعه خواهی» نیز دیده شده بود. معنا ندارد که این را به حساب شریعتی بگذاریم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;ما در حقیقت اگر بخواهیم این دو تفکر را کنار هم بگذاریم، دکتر شریعتی ماجرای سال 42 را با تمام وجود حس کرده بود و معتقد بود که روحانیت می تواند متدینین را به تحرک وادارد. الان بعد از 32 سال اگر دکتر را بخواهیم نقد بکنیم و مسئولیت اندیشه ی «امامت و حکومت در عصر غیبت» را به حساب شریعتی بگذاریم، درست نیست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;اگر برگردیم به سال 56و 57 می توان گفت که؛ تجربه ی حکومت دینی در عصر غیبت را کسی نداشت. امروز اما سرگذشت و تجربه ی ایران می تواند برای مسلمانان دیگر عبرت انگیز باشد&amp;nbsp; و این تجربه را آینه ی عبرت خود قرار دهند. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;فکر می کنید اندیشه سیاسی دکتر شریعتی به چه جامعه ای ختم می شد و آیا آنچه در جمهوری اسلامی&amp;nbsp; گذشت تناسبی با اندیشه های شریعتی داشت؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;هر کسی که در انقلاب 57 با امید و آرزو برای تحول اوضاع سیاسی و بهبود زندگی در کشور به میدان آمده بود، اگر مورد پرسش واقع شود و بخواهد بگوید که&amp;nbsp; آن روزها مردم چه می خواستند؟ بزرگترین مدرکش از خواسته ی مردم،&amp;nbsp; شعار اصلی و محوری انقلاب، یعنی «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;در اصل 56 &amp;nbsp;قانون اساسی هم آمده&amp;nbsp; که بعد از خدا «حق حاکمیت از آن ملت است». حالا بعد از این، اصل 57 است که به «ولایت فقیه» به عنوان بخشی از حق حاکمیت ملت و زیر مجموعه ی آن، پرداخته و عنوان «ولایت مطلقه ی فقیه» را در بازنگری سال 68 اضافه کردند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;به هر حال گروههای مردم در سال 57 تصور نیکی از چشم انداز آینده ی ایران داشتند. اگر زمان انقلاب&amp;nbsp; چهار گزینه ی «استقلال، ازادی، جمهوری، اسلامی» را می خواستند، کسی تصور نمی کرد که «استقلال» چیز بدی است. آزادی که مردم می خواستند «آزادی بیان» و «آزادی از دیکتاتوری و ستم» بود نه بی بند و باری، اساس بحث بر این است که مردم آزادیخواه بودند و مرحوم شریعتی هم همین را می خواست. مورد بعدی «جمهوریت» بود چرا که «سلطنت» در سابقه خودش در ایران، نماد «استبداد» شده بود. اما در جمهوریت، مردم باید انتخاب کنند و اگر اشتباهی کنند می توانند حد اقل بعد از چهار سال، تغییر دهند و جبران کنند. متاسفانه با فاصله کمی از پیروزی انقلاب، مسیر تغییر کرد و بجای مردم، شورای نگهبان و حاکمیت تصمیم گیری کردند و انتخابات در اکثر موارد، انتخاب حقیقی نیود بلکه انتخابی محدود به گزینه های حاکمیت بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;اسلام روشنفکرانه و عقلانی که میدان دار انقلاب بود، تغییر جهت کلی داد و میل به خرافات شکل گرفت و اندک اندک این گرایش معکوس، میدان عمل را نیز به دست گرفت. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;تغییر جهت برای آن آقایانی پیش آمد که ماندند و بر مناصب قدرت تکیه زدند. نه برای دکتر شریعتی و پیروان حقیقی اندیشه های او. چون او کسی نبود که اگر زندگی اش ادامه می یافت، به این مسیر نا درست کشیده شود. پس آن شعار مردم نیز واژگونه شد. به گمان من، دکتر شریعتی هم همان خواسته های مردم را داشت.&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&amp;nbsp;دکتر شریعتی همچنان محبوب هستند در میان جوانان و عکس ایشان و قطعات ادبی و کتابهای دکتر به&amp;nbsp; فروش می رسد و اثر گذار است، راز محبوبیت امروز شریعتی در چیست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;span dir="RTL" lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;به نظر من صداقت و شجاعت ایشان دلیل این محبوبیت است. وقتی صداقت و شجاعت بیان داشته باشید، ممکن است بیانات شما برای همه زمان ها به کار نیاید اما صداقت شما ماندگار می شود، الان اگر از مجموعه ی گفته های شریعتی نتوانید استفاده کنید، قطعا مطالب و اندیشه های مفیدی را می توانید برای جامعه امروز پیدا کنید و کسانی هم هستند که وقت بگذارند و با شرایط امروز بسنجند و فایده ای پیدا کنند. به نظر من راز ماندگاری شریعتی صداقت او بود و به خاطر اینکه کسی بود که برای منافع شخصی سخن نمی گفت. او حقیقتا به «منافع ملی» باور داشت و به آن می اندیشید.&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-608372474453003415?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/608372474453003415/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/06/90.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/608372474453003415'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/608372474453003415'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/06/90.html' title='مصاحبه با جرس(پایان خرداد90)'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-306453446432400820</id><published>2011-06-13T07:22:00.001-07:00</published><updated>2011-06-13T07:31:19.382-07:00</updated><title type='text'>به یاد هدی صابر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 12pt;"&gt;به نام خداوند رحمان و رحیم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 12pt;"&gt;من بی غیرت مدعی «شریعت محمدی(ص)» و «تشیع علوی» ماندم و شهادت «هاله» ی «عزت خدا» را دیدم و برخلاف سخن مولای پرهیزکاران علی(ع) زنده ماندم، گویی ندیده و نشنیده ام که؛ «اگر کسی از تأسف کمترین تعرض مهاجمان خارجی به مرزنشین غیر مسلمان کشور اسلامی بمیرد، سزاوار است!!».&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 12pt;"&gt;اما مردی با غیرت دینی و ملی، چون «هدی صابر» در اندوه کشته شدن زنی صبور و آزادی خواه، پاک و قرآن پژوه و خندان و مسالمت جو، به دست گزمه های «حاکمیت ستم و بی شرمی»، سخن مولایش را شنید و خود را «شاهدی صادق» و «مصداقی دقیق» برای آن سخن زرین قرار داد تا نشان دهد که «مکتب&amp;nbsp; و منش علوی» همچنان زنده است، گرچه پیروان مکتب قاسطین و مارقین و ناکثین نیز هنوز در میدان اند!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 12pt;"&gt;آفرین و درود خدا بر او که اینهمه بی شرمی و بی حیائی را به نام اسلام و ایران، تحمل نکرد و بدون آنکه نان اسلام را خورده باشد، با سال ها تحمل محرومیت و زندان، از ایمان پاکش به اسلام دفاع کرد و سرانجام، جسم خود را از سر تأسف، وانهاد تا سرزنش مولایش شامل حال او نگردد و آزادی از ننگ زندگی زیر بار ستم را با شهادت خویش به دست آورد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 12pt;"&gt;او را با منطق حاکمان فعلی ایران نیز(که در داستان اعتصاب غذای «بابی ساندز» حاکمیت انگلیس را عامل شهادت وی معرفی کردند) باید شهیدی دانست که به دست حاکمیت بی حیای ایران به شهادت رسیده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 12pt;"&gt;گرچه سرافکنده از این زندگی ننگینم و شرمسارانه هنوز نفس می کشم، ولی خواستم تا با یادی از آن نیک مرد ملی و مذهبی، به همسر و فرزندان و خواهر و تمامی بستگان و دوستان داغدیده و رنجورش دلداری دهم که؛ «خدا با صابران است=ان الله مع الصابرین». امید است که همچون شهید شاهد خویش، بر مکتب و منش او پایدار بمانیم تا روان او همیشه شاد باشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 12pt;"&gt;خدایا؛ آلاله های پیشکش این سرزمین و ملت ستمدیده اش، خصوصا «هاله ی سحابی و هدی صابر» را از این مردم رنج دیده بپذیر و آزادی حقیقی و همیشگی آنان را از گرفتاری های بی شمار دنیا، سرمایه ی آزادی همیشگی و دنیوی ستمدیدگان این سرزمین از ستم و استبداد قرار بده. باشد تا شهد آزادی و عدالت و مردم سالاری، تلخی این روزها را از یادشان ببرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 12pt;"&gt;احمد قابل/ مشهد/23 خرداد 1390 &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-306453446432400820?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/306453446432400820/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/06/blog-post_13.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/306453446432400820'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/306453446432400820'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/06/blog-post_13.html' title='به یاد هدی صابر'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-4930639945556764785</id><published>2011-06-07T03:42:00.001-07:00</published><updated>2011-06-07T03:42:39.652-07:00</updated><title type='text'>در سوک سحابی عزیز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 16.0pt;"&gt;منت خدای را عزّ و جلّ&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 16.0pt;"&gt;که روزگار دراز «پایداری در راه راستی و درستی و خردورزی و خداپرستی» و «ستیز با ستم و یکه سالاری» و «تلاش پاکدلانه و دلسوزانه برای سرفرازی ایران و آیین پاک ایزدی»، پاداشش رو سپیدی و نیک نامی کم مانند «عزّت» ما شد که «پایبندی به راستی و برابری و نیکی و نیکوکاری» را در گرو «دانش و آگاهی» می دانست و در یک سخن، «سر سپردن به پیمان خدای جان آفرین، برای رهایی و آزادی خود و هم میهنان اش از بند و دام ستم پیشه گان و دلدادگان این سرا در این سرزمین» را تا دم واپسین، پاسداری کرد و با پاکبازی و راد مردی، به سرای برین کوچ کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 16.0pt;"&gt;عزت الله سحابی، جوانمرد سپید مویی بود که سپید مویان و سیه مویان را شیفته ی خوی پاک خویش کرده و اکنون آنان به سوکش نشسته اند. &lt;span class="apple-style-span"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;پیر فرزانه ای که نگرانی اش سرنوشت ایران بود و آیین، سپیدمویی که بخش بزرگی از زندگیش را در زندان بود و آزادیخواهی بود راستین، همه ی ایرانیان و آزادیخواهان این سرزمین وامدار تلاش و روش و منش اویند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span class="apple-style-span"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 16.0pt;"&gt;برای همه ی آنان و بویژه برای همسر فداکار و بردبار و فرزندان و بستگان و برادران ارجمندش و دوستان و آشنایان او، آرزوی آزادی و آرامش جان و تن و برای آن بزرگمرد، خوشنودی پروردگار و پاداش تلاش ها و رنج ها و بردباری ها و فروتنی ها و پاکی هایش را دارم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="apple-style-span"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 16.0pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 16.0pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 16.0pt;"&gt;احمد قابل ............... 11 خرداد 1389 .................... مشهد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 16.0pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-4930639945556764785?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/4930639945556764785/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/06/blog-post.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/4930639945556764785'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/4930639945556764785'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/06/blog-post.html' title='در سوک سحابی عزیز'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-3006101100798332324</id><published>2011-05-21T18:24:00.000-07:00</published><updated>2011-05-21T18:28:34.751-07:00</updated><title type='text'>مصاحبه اول خرداد 1390 با روز آنلاین</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;احمد قابل، آن چه را این روزها رسانه های جناح راست و منتقد دولت درباره &amp;nbsp;جن گیری&amp;nbsp; و استفاده از رمالی در اداره کشور می گویند، دروغ خوانده و به "روز" می گوید: حاکمیت برای تثبیت خود، از دروغ ها و شایعات هم نمی گذرد. اگر چنین چیزی وجود داشته و ادعاهایشان درست بوده باشد، قطعا یکی دو مورد سند و مدرک ارائه می دادند و به تصویر می کشیدند&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;این پژوهشگر دینی معتقد است که؛ باید برای پایان دیانت، اخلاق و انسانیت در این حاکمیت، مجلسی گرفت و قبول کرد که تمام اینها در این حاکمیت پایان یافته است&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;مصاحبه "روز" را با احمد قابل، پژوهشگر دینی بخوانید&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;آقای قابل این روزها بحث جن و جن گیری و ورود این مسائل به عرصه سیاست مطرح است. آیا چنین مباحثی ار منظر دینی قابل اعتنا هستند؟ نظر خود شما درباره این مسائلی که اخیرا در سطح کلان حاکمیت به شدت رواج یافته و طرح می شود چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;از زمانی که دولت احمدی نژاد سر کار آمده، سعی کرده به گونه ای خود را دارای ارتباط با نیروهای ماورائی وانمود کند. در اصل این طیف فکر می کنند که این گونه بهتر می توانند خود را از معرض برخی نقد ها دور نگه دارند. حالا در جامعه شیعی چه تحت عنوان انتظار و مهدویت باشد و چه تحت عنوان داشتن نیروهای خارق العاده، برای حفاظت از خود، که این روزها با عنوان جن گیری و این مسائل مطرح است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;اگر برگردیم به گذشته، می بینیم که این جریان، مختص الان نیست. ابتدا با هاله نور شروع شد و حتی جلوتر از آن با نامه ای از اعضای کابینه به عنوان تعهد برای حرکت در مسیر امام زمان، گرفته شد. همیشه هم می دیدیم که احمدی نژاد در هر سخنرانی، دعای فرج می خواند و ... همه اینها بیشتر برای مصرف داخلی بود و آنها با این مسائل، روی افکار عمومی مذهبی (که کمتر اهل تفکر هستند و در حاشیه شهرها و روستاها متمرکز هستند) سرمایه گذاری کرده بودند. تصورشان هم این است که باید این توده هایی را که هیچ چیزی برای از دست دادن ندارند، راضی نگه داشت و اگر بتوان آنها را راضی نگه داشت، بقیه قشرها، توان چندانی ندارند و اگر به خیابان ها هم بیایند، سرکوب می شوند. اما توده ها، اگر حاکمیت را مورد پرسش قرار دهند، سرکوب نخواهند شد و نمی توان آنها را سرکوب کرد، چون اصلا چیزی ندارند که بابت از دست دادن آن، هراسی داشته باشند و سرکوب شوند. بیشتر باید در این زمینه، این مسائل را ارزیابی کرد، نه در مسائل دینی و مذهبی&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;یعنی در اصل می خواهید بگویید این مسائلی که این روزها مطرح است بیشتر سو استفاده از باورها و احساسات مذهبی مردم برای ساکت نگهداشتن آنها است؟ از طرفی می گویید نمی شود به این مساله از منظر دینی و مذهبی نگاه کرد. خب این را چگونه می توان باز کرد از سویی سو استفاده از باورهای مذهبی مردم و از سویی ریشه مذهبی و دینی نداشتن این مساله؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;آنچه که مردم به عنوان عقاید مذهبی با آن خو می گیرند، با آنچه که خود مذهب می گوید، خیلی تفاوت دارد. در همه جا همین طور است. باور هایی که در افکار عمومی شکل می گیرد، خیلی متفاوت است با اصل آن. چون به مرور خیلی ادعاهای باطل افزوده می شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;البته اینها به راحتی قابل تفکیک است، در اندیشه دینی، اگر کسی اهل منطق، استدلال و تحقیق علمی باشد. اما بعد از مدتی وقتی رواج پیدا می کند، حتی عالمان هم مدافع این اندیشه رایج می شوند و گذر تاریخ، پرده های غفلت بر آن می کشد. عالم زبر دست هم ممکن است نتواند در لایه های تو در توی غفلت ها، حقیقت را کشف کند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;تنها کسانی که بتوانند ذهن خود را خالی از این مسائل کرده و ترس از مردم را کنار گذاشته و پرده ی غفلت را بدرند، می توانند به حقیقت نزدیک شوند. باید این تفاوت ها در اصل دین و مذهب و آنچه در باور های عمومی است را پذیرفت&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;یعنی شما این مسائلی که اخیرا مطرح می شود از رماله گری و جن گیری و استفاده از این مساله در سیاست و ... را بیشتر خرافه می دانید که جایگاه علمی و مذهبی ندارد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;خرافاتی است به اسم مذهب، که مذهب و دین را هم احاطه کرده. حتی کسانی که این مسائل را دینی و مذهبی ارزیابی می کنند هم انسان های مغرضی نیستند، بلکه دچار غفلت هستند. انسان های غافل، جهلشان تعمدی نیست. باعث گرفتاری شان می شود اما تصور می کنند علم است، و به عدم آگاهی خود، آگاهی ندارند. برخورد با این تیپ انسان ها خیلی سخت است. بیماری که قبول نکند بیمار است را نمی شود مداوا کرد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;اما در روایات و حکایت بسیاری به این مساله جن گیری برخورد می کنیم درباره مرحوم قاضی طباطبایی، مرحوم کشمیری، مرحوم آیت الله کوهستانی و بسیاری دیگر این مساله مطرح بوده که با اجنه ارتباط داشتند و جن هایی را به خدمت گرفته اند و&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;لابد شنیدید که مرحوم شیخ انصاری، با جمعی از یاران خود به مسجدی می رفت. درب مسجد را بسته یافت. گفت: برمی گردیم. چند تن از اصحاب او گفتند که؛ بزرگانی چون شما دارای کراماتی بودند که می توانستند از درب بسته عبور کنند. شیخ انصاری هم پاسخ داد: ما هم بمیریم، بعد از مرگمان دارای چنین کمالاتی خواهیم شد!! و از این کمالات درباره ما هم خواهند گفت!! و ... با این مثال، می خواهم بگویم: بسیاری از مسائلی که گفته می شود، دروغ هایی است که خود آن آقایان هم قبول نداشته اند. سالهاست این حکومت حاکم است، بیش از 32 سال، و مطمئن باشید این مسائل اگر واقعی بود، قطعا یک یا دو مورد را با سند و مدرک، ارائه می دادند یا به تصویر می کشیدند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;حاکمیتی که برای تثبیت خود، از دروغ ها و شایعات هم نمی گذرد، اگر چنین چیزی وجود داشته و ادعاهایشان درست بوده باشد، قطعا عرضه می کرد. اینکه عرضه نشده، نشانگر نبودنش است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;باید این مسائل را کنار بگذاریم. درباره علمای معاصر ما هم از این حرف ها زده شده. مثل همان حکایت هایی است که آقای سعیدی ، امام جمعه قم ارائه می داد و انسان باید به اینها بخندد، اما آثار منفی اش چنان است که خنده هم نمی توان کرد و باید غمگین شد از این قضیه&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;آقای قابل در قرآن هم به وجود اجنه اشاره شده و از اجنه اسم آورده شده است. من صریح می پرسم آیا شما معتقد هستید که اجنه وجود خارجی ندارند؟ یا اینکه وجود دارد و ادعای هر کسی در این زمینه پذیرفته نیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;خدا هم وجود دارد. برای بشر هم توانایی های خارق العاده وجود دارد. به شرط زحمات و تلاش های علمی و تزکیه نفس و ... ولی اینطور نیست که هر کسی هر ادعایی کرد، درست باشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;اینکه یک چیزی، یک واقعیتی، وجود دارد، یک بحث است، این ادعاهایی که این روزها مطرح است، بحث دیگر. نمی توان به صرف وجود داشتن یک واقعیتی، هر ادعایی را پذیرفت!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&amp;nbsp;قران فقط درباره وجود جن گفته، اما اینکه انسان ها بتوانند اختیارات آنها را در دست بگیرند، از مبهماتی است که در قرآن هم نیست. اشاره ای که در قرآن به قضیه سلیمان نبی می شود هم داستانش کاملا متفاوت است. ما باید در همان حدی که خدا گفته، بپذیریم. حق تعمیم نداریم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;این همه صحبت از معجزه و ... می شود، خب اگر خدا بنا بود با معجزه جهان را اداره کند، این همه قانون و سنت و ... نمی گذاشت!! تمام هستی بر اساس قانونمندی ها و قوانین طبیعی که از سوی خدا بر محیط حاکم است، می گذرد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;موارد استثنایی هم وجود دارد که خواست خدا بوده و خدا خود، کاری را مقدر نموده که چنین باشد، اما بدین معنی نیست که کسی بیاید و مدعی شود که ولایت تکوینی دارد و هر کاری بخواهد می تواند انجام دهد و ... نظام خلقت اینقدر بی حساب و کتاب نیست که هر ادعایی از هر کسی را بپذیریم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;امام صادق می گوید: «اگر بخواهید مخاطب خود را آزمایش کنید، از چیزی که وجود ندارد و نیست، با او حرف بزنید. اگر تایید کرد، بدانید احمق است و اگر رد کرد، بدانید عاقل است!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;در اصل کسانی که این شایعات و خرافاتی که این روزها مطرح است را نمی پذیرند، انسان های عاقلی هستند نه کسانی که می شنوند و تایید هم می کنند&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;فردی را به عنوان جن گیر احمدی نژاد بازداشت کرده اند. روزنامه جوان مدعی شده که این فرد با آغشته کردن قران به نجاست به قدرت شیطانی دست یافته ، روزانه از مدفوع خشک خود تناول میکرده و به 360 زن تجاوز کرده و دارای رمزی بوده که&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="apple-converted-space"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;با ترکیب با دو رمز دیگر فرعی می توانسته است قلب،هوش و چشم افراد را بی اثرکرده و به تعبیر عوامانه کر و کور کند. آقای قابل سوال من این است که خوردن مدفوع خشک، آنطور که اینها ادعا کرده اند نوعی ریاضت است؟ آیا این ادعاها با مبانی دینی جور در می آید؟ آعشته کردن قران به نجاست قدرتی به انسان میدهد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;من خواهش می کنم این را دقیق منتشر کنید. وقتی فیلم شکنجه های همسر سعید امامی منتشر شد، که بازجوهای بی وجدان، یک زن مسلمان را روبروی خود نشانده و از او می خواستند حرف های رکیک بزند و نسبت های غیر انسانی به او می دادند، همان زمان گفتم: «باید برای پایان دادن به دیانت، اخلاق و انسانیت در این حاکمیت، مجلسی گرفت و قبول کرد که تمام اینها در این حاکمیت پایان یافته، که این افراد به عنوان سربازان گمنام امام زمان می نشینند و چنین می کنند و مسولان مملکت هم می بینند و کوچکترین واکنشی نشان نمی دهند!!». &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;الان هم خدمت شما عرض می کنم این مطالب اخیر اینقدر درد آور است که من هرگز هیچ یک از ادعاهای آقایان را قبول نمی کنم و نخواهم کرد. حتی اگر لباس قرآن به تن کنند!! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;نسبت های این چنینی که گفتید: به افراد نسبت داده اند، گناه کبیره است. اینها را بگذاریم کنار و من و شما منتشر کننده فحشا نباشیم. شما تاریخ را بگردید و بخوانید؛ برای مسیحیانی که از دین یهود جدا می شدند هم دقیقا همین نسبت های جنسی و همین نسبت هایی چون؛ آلوده کردن کتاب مقدس به نجاست و ... داده می شده!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&amp;nbsp;این یک روند تاریخی دارد و فکر می کنند با این نسبت ها، فرد را از چشم مردم می اندازند!! این فردی که می گویید،&amp;nbsp; شاید هیچ فرد ارزشمندی هم نباشد. شاید گناهان بسیاری هم مرتکب شده باشد، اما کسانی که با او چنین می کنند(همان طور که سر همسر سعید امامی کردند) یا بازداشت شدگان قبل و بعد از انتخابات را زیر شکنجه مجبور به اعتراف به مسائل جنسی انجام نشده کردند، ستم پیشگانی هستند که برای تثبیت خود و حاکمیت خود، به دروغ و باطل و این روش ها، روی می آورند. این زشت ترین مساله ای است که با آن مواجه هستیم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;اگر فردی مسیری را کج رفته، بیایند نقد سیاسی کنند، اما در این قضیه ی فعلی، چون مسیر همانی است که خود تعیین کرده بودند و می رفتند، آقایان نمی توانند این را بپذیرند!! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;برای زدن رقبای سیاسی خود دست به هر کاری می زنند و می بینیم همین رقبا هم، پیش از این، رقبای خود را متهم می کردند. همان طور که سعید امامی تا مدتی دیگران را با این شیوه ها، می خواست بشکند و آلوده کند و ... شتر روزی درب خانه او خوابید و همان بلا ها سر زنش آمد. اکنون هم همین است. گویی چرخه ای است که هر بار درب خانه ی یکی می خوابد و چه زمانی می خواهد این روند متوقف شود؟ مشخص نیست. اما ما باید ذهنمان را دور نگهداریم از این آلودگی ها، و هر چرند و مزخرفی را به نام دین و مذهب و ... نپذیریم&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;دو سال پیش میرحسین موسوی درباره این مسائلی که گفتید خرافه است و نمی توان از منظر دینی بدان نگاه کرد هشدار داده بود و کسی توجه چندانی نکرد اکنون حاکمان جمهوری اسلامی همان حرفی را میزنند که آقای موسوی پیشتر گفته بود. چرا اکنون یکباره این قضیه برای حاکمیت مهم شده؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="direction: rtl; margin-bottom: .0001pt; margin: 0cm; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;ماجرا به خیلی قبل تر از هشدار آقای موسوی برمی گردد. به ده یا 15 سال پیش که این مسائل در سطح مقامات بالا مطرح بود و رسانه ای نشده بود. کسانی هشدار می دادند و گاه و بیگاه در برخی روزنامه ها به صورت مختصر اشاراتی می شد. این خرافات بلایی است که غیر از سیاست ، دیانت ما را خراب کرده آن موقع هشدار ها برای دفاع از دیانت بود و اکنون پا به عرصه سیاسی گذاشته و قبح آن بیشتر آشکار می شود. به طوری که آقای موسوی و دیگران به میدان آمده و هشدار دادند. باید از آقایان پرسید چرا زمانی که دلسوزان می گفتند دقت کنید، بی اعتنا بودند وا کنون درباره رقبای سیاسی شان متوسل به این مسائل شده اند. اما خواهش من از رسانه هایی که به جنبش اعتراضی مردم تعلق دارند این است که چون طرف مقابل رقیب ماست، از شیوه هایی استفاده نکنیم که رقیبمان کرده و مورد نقد ما بوده. دامن نزنیم به این مسائل غیر اخلاقی و تمرین کنیم از مسیرهای درست و اخلاقی حرکت کنیم. در این صورت است که فردا می توان انتظار داشت اگر قدرت دست این طرفی ها بیفتد در جهت خواسته های مردم و صادقانه تلاش کنند. اما اگر امروز بی مبالاتی کنیم و برای زمین زدن رقیب از هر شیوه ای استفاده کنیم، سرمایه اعتماد مردم را از دست می دهیم. پایبندی به اخلاق و امور منطقی و روش های خردمندانه است که اعتماد مردم را جلب می کند. تفاوت ما با آنها در همین است. این خرافه ها و این مسائل غیر اخلاقی و غیر دینی را توجهی نکنیم و دامن نزنیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-3006101100798332324?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/3006101100798332324/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/1390.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/3006101100798332324'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/3006101100798332324'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/1390.html' title='مصاحبه اول خرداد 1390 با روز آنلاین'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-4863879340210496958</id><published>2011-05-16T17:21:00.000-07:00</published><updated>2011-05-16T18:16:00.390-07:00</updated><title type='text'>بازخوانی تاریخی نه چندان دور/5</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;نامه ی &amp;nbsp;سرگشاده به رئیس جمهور&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظةالحسنة،و جادلهم بالتی هی احسن،ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله وهواعلم بالمهتدین.وان عاقبتم فعاقبوا بمثل ماعوقبتم به،ولئن صبرتم لهوخیرللصابرین.واصبروماصبرک الابالله، و لاتحزن علیهم و لاتک فی ضیق ممایمکرون. ان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون. (صدق الله العلی العظیم ).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; ریاست محترم جمهوری ، جناب آقای سیدمحمدخاتمی، سلام &amp;nbsp;بر شما.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; امیدوارم مبتنی بر مفاد آیات فوق ، سخن این شهروند ایرانی که در حد خود ستم &amp;nbsp;برخی حاکمان ایران را در حق خویش تجربه کرده است ، در این نامه &amp;nbsp;با &amp;nbsp;حفظ &amp;nbsp;اخلاق انسانی همراه باشد و از رخصتی که خدای مهربان برای ستمدیدگان قرارداده &amp;nbsp;که درشتی سخنشان را استثناء کرده است ، تا جایی که ممکن باشد ، بهره نگیرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; مطابق نقل افرادموثق، درپاسخ کسانی که شمارا به مخالفت عملی و واکنش های شدید تر دربرابر قانون شکنی های رهبر، مسئولان قضائی و اعضای شورای نگهبان توصیه کرده اند ، فرموده اید:« رئیس جمهور نمی تواند نقش مخالف نظام را بازی کند ».&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; رفتار شما در مسائلی چون بازداشت ، محاکمه و محکومیت های غیرقانونی روزنامه نگاران و سیاسیون ، رفتار غیر اخلاقی و غیر قانونی عناصری چون دادستان بیدادگر تهران (چه در زمان تصدی مقام قضاوت و چه اکنون)، پرونده ی کوی دانشگاه ،حصر آیةالله العظمی منتظری و موارد مشابه این وقایع،نشان می دهد که روش شما پرهیز از پی گیری مجدانه وتأثیر گذار ،باتصور « لزوم پرهیز ازرویارویی با متخلفان» بوده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; گرچه در مورد پرونده ی قتلهای زنجیره ای و زهرا کاظمی ، آغازی خوش و تأثیر گذار داشتید ( و جزاکم الله خیرا ) ولی در ادامه، بخاطر خطیرشدن مسأله ، اغماض را در دستور کار قرار دادید که سبب آن همین تصور« جلوگیری ازتبدیل شدن ریاست جمهوری به مخالف برجسته ی نظام » بوده است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; جناب آقای رئیس جمهور؛ازچه زمانی«متخلفان ازقانون»به عنوان مصداق دهان پرکن «نظام» معنون شده اند که مخالفت عملی «مجری قانون اساسی» با آنان، معنون به عنوان « مخالفت با نظام » گردد!!!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; مگر درارتباط با مراعات قانون اساسی و قوانین ناشی ازآن، رهبری(که بالاترین عنوان فردی نظام رادارد) در مقابل قوانین، باسایر افراد مساوی نیست؟ .برفرض که در وراء این تخلفات،شخص رهبری قرارداشته باشد، مخالفت عملی با رهبری ، درمسائلی که برخلاف قانون از ایشان صادرمی شود، وظیفه ی قانونی وشرعی ریاست جمهوری و هرشهروند ایرانی است،مگر آنکه به تصور غلط« نظام = رهبری» که درتمامی مدت پس ازانقلاب،به آن دامن زده شده است،تن داده شود وعملا دردورباطلی گرفتارشود که درورای آن،چشم اندازی جز تغییر نظام و یا تغییر &amp;nbsp;کل ساختار قانون اساسی،منطقی ومعقول جلوه نکند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; بسیاری از این تخلفات، در سالهایی اتفاق افتاده است که دو بخش انتخابی نظام(مجلس ودولت)دراختیار اصلاح طلبانی بود که برای کمترین احقاق حق ملت با سنگ اندازی های تمامی اقتدارگرایان مواجه بودند ، و &amp;nbsp;عملا &amp;nbsp;دو بخش از نظام جمهوری اسلامی ( مبتنی برسه قوه مقننه ،مجریه و قضائیه)دربرابر این« تخلفات هماهنگ » قرار داشتند. چرا &amp;nbsp;از اقداماتی مثل &amp;nbsp;رد صلاحیت های گسترده و برگزاری انتخاباتی که خود &amp;nbsp;آن را « غیر قانونی» خواندید ممانعت عملی نکردید؟ اگر« هرگونه مخالفت قولی یاعملی بابرخی ازاجزاء نظام، به منزله ی مخالفت بانظام است» آیا آنانی که دربرابراراده ی ملت ودورکن اساسی وانتخابی نظام صف بسته و راه را بستند ، با نظام جمهوری اسلامی مخالفت عملی نکردند ؟ آیا گروه های قانون شکنی که درقوه ی قضائیه و شورای نگهبان جمع شده و رسما از مجری قانون اساسی « اخطارکتبی تخلف از قانون اساسی» دریافت کردند ، مخالف نظام نبوده و نیستند ؟ &amp;nbsp;آیا &amp;nbsp;آنانی که &amp;nbsp;با &amp;nbsp;ظلم &amp;nbsp;و ستم خود ، تیشه &amp;nbsp;به ریشه ی نظام گذاشته اند ، براندازان حقیقی نظام نیستند ؟آیا طبق فرمایش رسول گرامی اسلام (ص) که فرمود : «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم »(با توجه به دانش عربی آقایان متخلف) آنانی که عمدا و کاملا آگاهانه به این ظلم وستم ها ادامه داده و می دهند ،اقدام به براندازی و هدم نظام نکرده اند؟ البته ازرهبری نظام هم باید پرسید که چرا ازاین تخلفات آشکارومتخلفان سرشناس حمایت بی دریغ کرده و می کنند و آیا این اقدام ایشان به منزله ی تأییدمخالفت با نظام نیست؟&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; ولی روی سخن دراینجا با رئیس جمهور است.اگر می فرمایید که « اصرار رهبری،موجب برگزاری انتخاباتی شد که خود غیر عادلانه و غیر قانونیش خواندید »،می پرسم:« مگر از نظر شما ، رهبری مملکت حق تخلف ازقانون را دارد؟» یا به نظر شما « رئیس جمهور ، فقط حق موضع گیری علنی در برابر تخلفات افراد ضعیف را دارد و نسبت به بزرگان و مقامات بالای کشور ، وظیفه اش اغماض است؟!! » .&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; چرا از وظیفه ی قانونی خویش در برابر تخلفات آشکار رهبری کشور طفره &amp;nbsp;می روید ؟ مگر &amp;nbsp;از نظر شما ایشان حق داشت که روزنامه های اصلاح طلب رامتهم کند که « پایگاه دشمن»اند؟!! درحالی که پس ازتوقیف موقت چند ساله!! حداکثر عنوان مجرمانه ای که در بیدادگاه های شبه قضائی خودشان به اثبات رسید ، عبارت بود از اتهامات رایج و بی اساسی چون« نشر اکاذیب ، اهانت به مسئولان و...» وهیچ خبرتأیید کننده ای ازحضور دشمن، که روزنامه های توقیف شده را پایگاه خود کرده باشد بدست نیامد، جز اعترافات« سیامک پورزند » که میزان اعتبار شرعی و قانونی چنین اعترافاتی برای شماوملت ایران کاملا معلوم است.(این سخن رادردفترمرحوم آیةالله عبائی خراسانی، به هنگام سخنرانی شب 19 رمضان سال 1380 در مشهد بیان کرده ام ).&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; آیا از نظر شما،رهبری کشور حق دارد که تمامی مخالفان سیاست هایش را با تحقیرآمیزترین واژگان و دربزرگترین مجامع مورد توهین و افتراء قرار دهد ویا بر حصرغیرقانونی آیةالله منتظری که نسبت به ایشان انتقاداتی مطرح کرده بود ، بیش از 5 سال ( علیرغم مخالفت شورای عالی امنیت ملی )اصرار ورزد و هیچ مرکزی برای شکایت ورسیدگی به رفتارهای خلاف قانون ایشان وجود نداشته باشد؟!!(این مطالب رادرروز18 آذر 1381 درجمع بزرگ دانشجویان دانشگاه اصفهان با همین صراحت گفته ام ).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; آیا رهبرکشور مجاز است که حق قانون گذاری راازمجلس شورا،سلب کند ویا حق انتخاب 270 نماینده ی مجلس را &amp;nbsp;در برابر حق رئیس قوه ی قضائیه &amp;nbsp;در معرفی &amp;nbsp;حقوق دانان شورای نگهبان نادیده بگیرد وحق یک نفررا برحق 270 نفر ترجیح دهد؟!!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; آیاانتصاب مجدد همین آقایان متخلف ازقانون اساسی وسایرقوانین کشور،ازسوی رهبر وتأیید های مکرر از آنان واعلام رضایت از عملکردهای ایشان، نشانه ی تأیید &amp;nbsp;این تخلفات وهمراهی و همکاری ایشان بااین متخلفان نبوده ونیست؟ (من بخاطر تصریح برمسئولیت رهبری دراین تخلفات، در مصاحبه بارادیوهای خارجی درسال 80 بازداشت شدم و شش جلسه درهمین باره بازجویی شدم و درهمه ی جلسات ،به صورت کتبی وشفاهی از این اعتقاد خویش دفاع کردم &amp;nbsp;).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; جناب آقای خاتمی؛انتظار مقابله رئیس جمهوربا این تخلفات آشکار (وموارد بسیاربیشتر ی که شما اطلاع دارید)ودخالت های آشکاردفتررهبری دراکثرامورکشور و امر و نهی مسئولان و وادار کردن ایشان به ارتکاب رفتارهای غیر قانونی،آیا انتظار« مخالفت بانظام »است یا « انتظار عمل به وظیفه ی قانونی وشرعی»؟!! &amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; جناب آقای رئیس جمهور ؛ انتظاری که ملت سرخورده &amp;nbsp;از اصلاح درونی نظام از شما دارند &amp;nbsp;با انتظار همین مردم درهنگامه ای که امیدوار به اصلاح درونی نطام بودند(سال های 76 تاپایان 80) متفاوت است. اگر ملت ایران عملکرد و تجربه ی شما را ملاک داوری قراردهند ، باید همچون شمابه این نتیجه برسند که هیچ امید اصلاحی وجود ندارد مگر آنکه اقتدارگرایان ورهبری کشور تصمیم به تغییر جدی سیاستهابگیرند وازسرلطف، برملت خویش منت نهند و برخی از خواسته های آنان را برآورند و یا به طور کلی ازایشان مأیوس شده وراه بی تفاوتی درپیش گیرند و یا به کسانی که تغییر قانون اساسی یا تغییر کلی نظام را پیشنهاد می دهند ، بپیوندند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; آیا در این نسل سرخورده از اصلاحات درونی نظام ، قرینه ای دال بر امیدواری به تغییر سیاستهای رهبری نظام و طیف اقتدارگرا مشاهده کرده اید که در برخی از اظهارات جدید خود تلویحا مدعی آن شده اید؟ .&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; جناب آقای خاتمی؛شما از خطر جدی اقدامات بیگانگان بر علیه حاکمیت فعلی ( که عملا منجر به زیانهای مادی ومعنوی خانمان سوز وملک وملت ودیانت بربادده می گرددو فقر وفلاکت چند نسل کشور را می تواند درپی داشته باشد)بیش ازدیگران آگاهی دارید.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; نمی توان به امید واحتمال کنارآمدن و سازش اقتدارگرایان با بیگانگان، هستی ملت( که قطره قطره &amp;nbsp;جمع گردیده &amp;nbsp;و ثمره ی خون های &amp;nbsp;شهیدان &amp;nbsp; و مبارزان راه آزادی ملت &amp;nbsp;و استقلال مملکت است) را در معرض تاراج اقتدارگرایان بیگانه قرارداد.بیگانه ای که مدعی است با ملت ایران دشمنی ندارد و تنها با اقتدارگرایان داخلی که مدعی تاج و تخت اقتدارگرایان خارجی شده اند درحال نزاع و جدال اند. آنان &amp;nbsp;به دنبال حذف رقیبانی هستند که &amp;nbsp;حقوق ملت خود را &amp;nbsp;پاس نمی دارند &amp;nbsp;تا چه رسد به منافع &amp;nbsp;یا حقوق رقیبان خارجی . آنانی که &amp;nbsp;حذف رقیبان داخلی را سالهای &amp;nbsp;متمادی &amp;nbsp;در دستور کار &amp;nbsp;خود داشته اند ومتکی برقدرت خود،هراقدام غیرقانونی ونامشروعی را جایز می شمرده اند، امروز درصحنه ی سیاست خارجی ، با رقیبانی بسیار قدرتمندتر ازخود مواجه شده اند که از قضا ، متکی برقدرت کم نظیر نظامی و اقتصادی خود ، هراقدام نامشروع &amp;nbsp;و غیرقانونی را برای حذف رقیب مجاز می شمارند وسالهای متمادی است که این روش رادردستورکار خوددارند وتجربه ی بسیار بیشتری از اقتدارگرایان داخلی در این امردارند.(دست بالای دست بسیاراست).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; بنابراین،اگر برخلاف خواسته وتمایل قلبی دلسوزان ملک وآئین وتمامی علاقه مندان استقلال ایران زمین، و مبتنی بر رفتارهای غیر عقلانی اقتدارگرایان داخلی ، آنچه در عراق و افغانستان اتفاق افتاد و اقتدارگرایان خارجی را برسرنوشت آن کشورها(ولو برای مدتی اندک)مسلط کرد،درایران نیز تکرارشود،وتدابیر پیشنهادی وطن دوستان دین باور برای جلوگیری از تکرار فجایعی مشابه آنچه درعراق امروز اتفاق می افتد ، با تکبر و خودخواهی مستبدان مورد بی توجهی قرارگیرد ، سرنوشت اقتدارگرایانی که با گرایش استبدادی در ایران حکومت کرده و می کنند و اولین قربانیان سو ء تدبیر خویش خواهند بود، چیزی جز مفاد آیه ی« ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض،لفسدت الارض» نخواهد شد و آنان ، هیچ کس جز خود رانباید ملامت کنند، ولی نسبت به منافع ملت ایران ،جنایت و خیانتی به نام« جمهوری اسلامی» به ثبت خواهد رسید که روی همه خیانت کاران تاریخ کشور را سفید خواهد کرد. &amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; شما که ازاین امورآگاهی دارید، و خطر احتمالی رویارویی با رهبری را در این چندساله ملاک قرارداده و به تصور ترجیح منافع ملت،ازپدیدآمدن تشنج احتمالی پیشگیری کردید،چرا نسبت به خطری که احتمالش ازآن به مراتب بیشتر و زیانش برای ملت بسیارافزون تر و خانمان سوزتر و هزینه هایش سنگین تر و امکان توقف یا توفیقش به مراتب کمتر است ،بی تفاوتی یا کم تفاوتی پیشه کرده &amp;nbsp;و شاهد و ناظر &amp;nbsp;قرارگرفتن &amp;nbsp;کشور ، ملت و دیانت درسراشیبی سقوط شده اید &amp;nbsp;و ملتی که شما را وکیل خود قرارداده است رادرجریان این تهدیدها وخطرات وموجبات و راه حلهای آن قرارنمی دهید؟!!.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; جناب آقای خاتمی؛من به سهم خود،درجلسات علنی ودرچند نقطه ی حساس ایران،این هشدار راداده ام وحتی قبل ازآزادی ازبازداشت 125 روزه درسال 80 و81،به بازجوی خویش این راگفتم که به مسئولان کشور بگویید: « حتی اگر رسول خدا (ص) درجایی حاکم بود &amp;nbsp;و میان ماندن او در قدرت &amp;nbsp;و تحمیل هزینه ای درحد چند هزار میلیارد دلار &amp;nbsp;به ملت یا ترک قدرت &amp;nbsp;و مانع شدن از این خسارت تلازمی حاصل می شد ، یقینا &amp;nbsp;به نفع منافع آن ملت از قدرت کناره می گرفت تا خاطره ای خوش از خود و دین رحمانی خویش باقی گذارد و قلب آنان را فتح کند».اکنون با توجه به این سابقه ( که اگرآن را درزمان حضور در ایران به صورت علنی نگفته بودم ، در این زمان &amp;nbsp;که خارج از ایران هستم &amp;nbsp;نیز &amp;nbsp;از علنی گفتن آن دم فرو می بستم &amp;nbsp;و فقط به نامه ای سربسته &amp;nbsp;بسنده &amp;nbsp;می کردم ) عرض می کنم که ؛ نمونه ی عملی اقدام رهبران حقیقی شریعت محمدی( ص )رادررفتار امیر مؤمنان علی(ع) می توان شاهد بود که &amp;nbsp;برای جلوگیری از &amp;nbsp;ضررهای هنگفت دیانت و ملت اسلام ( از قتل انسانها تا خسارتهای مادی و معنوی دیگر ) پس از رسول خدا از حقوق خویش صرفنظر کرد و این &amp;nbsp;رویکرد خود را مستند به دستور رسول الله(ص) عنوان کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; جناب آقای رئیس جمهور؛ شاید هنوز &amp;nbsp;به این حد از ضرورت نرسیده باشیم &amp;nbsp; و بتوان با اقدامات اعتماد ساز برای امیدواری ملت &amp;nbsp;نسبت به تحقق خواسته های قانونیش ، باحفظ &amp;nbsp;همین قانون اساسی ولی باقرائت و رویکردی حقیقتا«مردم سالارانه»و با عزم جدی بر جبران خسارت های قابل جبران ، اعاده ی حیثیت آنانی که مورد تعرض متخلفان قرارگرفته اند ،بازکردن راه حاکمیت حقیقی ملت،بازنگری درقانون اساسی برای بستن راه های سو ءاستفاده( که دراین چند ساله بخوبی مواردآن روشن شده است)،انتخابی کردن نهادهای اصلی قدرت،درنظرگرفتن محدودیت زمانی برای تمامی مناصب اصلی ورسمی(از جمله رهبری)،به انتخاب مستقیم ملت وا گذاردن منصب رهبری، تصریح به مسئولیت پاسخ گویی او دربرابر مجلس( مجلس شورا یا خبرگانی که بدون اعمال نظر حکومت، به صورتی مردمی و باتمامی تخصص های لازم برای نظارت بررهبری برگزیده شوند ) ، محدود کردن قدرت او &amp;nbsp;واستفاه از شیوه ی صحیح تقسیم قدرت بین مناصب و قوای کشور،امید به اصلاح درونی نظام ودوری ازقرائت یکه سالاری را درمردم مأیوس،زنده کرد و همزمان با اعتمادسازی های صحنه ی سیاست خارجی ، &amp;nbsp;به اعتمادسازی &amp;nbsp;با ملت خویش &amp;nbsp;در صحنه ی سیاست داخلی نیز زمینه ی بقای منطقی نظام را فراهم کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; آقایانی که همه گونه امتیازرابه طرفهای خارجی داده اندونام آنرااعتمادسازی ورفع خطرازکشور وپیشگیری از فنته انگیزی دشمنان گذاشته اند،چرابا ملت خویش تفاهم نمی کنند و هر مورد عقب نشینی درسیاست خارجی را با هجوم به ملت مظلوم و فعالان سیاسی وفرهنگی درداخل کشور جبران می کنند؟!!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; جناب آقای خاتمی؛تکرار این روشهای کور و تجربه شده از طرف بریدگان از ملت، وظیفه ای را که در سخن حکیمانه ی سعدی شیرازی بیان گردیده،تداعی می کند که؛&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر بینی که نابینا و چاه است // اگر خاموش بنشینی گناه است&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روشی که حضرت عالی درپیش گرفته ایدکه« درخلوت روزهای دوشنبه بارهبری،همه ی دردهای دل ملت و دلسوزان دین و کشور را با طرف مقابل در میان می گذارید و درجلوت از ایشان با برترین صفات و القاب یاد می کنید و همه ی خطاها رابه گردن دیگران انداخته و ایشان راتبرئه می کنید » نیز نوعی ازخاموشی است که گرچه در خفا هشدار داده اید &amp;nbsp;ولی ظاهرا تا این هشدارها علنی نشود &amp;nbsp;و تذکر رسمی و کتبی &amp;nbsp;تخلف از قانون اساسی به ایشان داده نشود تأثیری نمی گذارد . آنچیزی درتاریخ وذهن وزندگی ملت تأثیر می گذارد که آشکارا بیان گردیده باشد.یعنی خاموشی وقتی شکسته می شود که دربرابر دیدگان ملت خویش حاضر شده و تخلفات را برشمرده و متخلفان را با وضوح هرچه تمامتر معرفی کرده و آنان را امر به معروف و نهی از منکر کنید.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp;آیاخودشماگمان نمی بریدکه روش هفت سال واندی شمامؤثرنبوده و عملا به وضعیت کنونی منجر شده است؟ آیا یک درصد احتمال نمی دهید که این روش صادقین نباشد؟!!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; می دانم که چه اشکها ریخته و &amp;nbsp;چه خون دلها خورده اید &amp;nbsp;و بارها ازخدا طلب مرگ کرده اید ، و نمی خواهم نمک پاش دل ریش شما باشم ، ولی بزرگی و &amp;nbsp;نزدیکی خطری که &amp;nbsp;جان دهها هزار &amp;nbsp;انسان بی گناه &amp;nbsp; و توان اقتصادی &amp;nbsp;و فرهنگی ملت بزرگ ایران را تهدید می کند ، وادارم می کند که شمارامخاطب قرار داده ونسبت به ادامه وضعیت فعلی هشداردهم ویادآوری کنم که غفلت ازتغییرآن ،جبران ناشدنی است. (دیگران مدت مدیدی است که گوش کرشان رابه طرف ما کرده اند و ما را &amp;nbsp;قابل نمی دانند تا &amp;nbsp;سلاممان را جوابی گویند ، اگر &amp;nbsp;لایق &amp;nbsp;کارد آجین شدن یا زندان &amp;nbsp;و محرومیت های دیگر نشمارند ).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; این هشدار ، اختصاصی به رئیس جمهورندارد چرا که تمامی فعالان سیاسی و تأثیرگذاران صحنه ی سیاست کشور نیز در برابر ملت خویش مسئولند &amp;nbsp;و &amp;nbsp;هریک سهمی دارند &amp;nbsp;که باید برعهده گیرند. ( البته این باید و نبایدها و تمامی واژگانی از این قبیل در این نامه ، از موضعی اخلاقی است و گرنه مرا چه رسد که برای کسی تعیین تکلیف کنم ).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; آقای رئیس جمهور ؛ می بینید که کسی انتظار مخالفت با نظام را ازشما ندارد ولی مطمئنا &amp;nbsp;کسی انتظار این راندارد که شما « رهبر را مساوی با نظام»قرار دهید (تا چه رسد به تصمیمات غیر قانونی وغیر مشروع مسئولان قضائی یااعضای شورای نگهبان ویابرخی نظامیان متخلف ازقانون)چرا که مطمئنا چنین برداشتی ، غیرعلمی و غیرحقوقی است.البته نهاد رهبری جزئی ازنظام است،و اگر کسی با اصل نهاد رهبری مخالفت عملی داشته باشد،ممکن است درمنطق برخی، مخالف نظام شمرده شود ولی مخالفت بامصداق رهبری، اینگونه نیست. دلیل بر این مدعا این است که ؛ اگر مجلس خبرگان حکم بر عزل رهبر بدهد ، در هیچ منطق حقوقی،آن را به عنوان مخالفت با نظام ،متصف نمی کنند.بنابراین،حذف وعزل رهبر،مخالفت با نظام نیست. پس اگر امروزه کسی مدعی شود که؛ « رهبر کشور، ازعدالت ساقط شده یا تدابیر او ناصحیح و مضر برای کشور بوده است» وعملا وقولاباایشان درخلوت وجلوت به مناقشه برخاسته وتمکین نکند،رفتاراو به هیچ وجه نباید رفتاری برعلیه نظام تلقی شود وبرمجلس خبرگان است که دلائل وی را برای « رسیدگی به بقاء یاعدم بقاء صلاحیت رهبر» مطالبه کرده و نتیجه ی آن رابه اطلاع مدعی و سایر ملت ایران برساند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; بنابراین،حتی اگر برخی افراد ،انتظار رویارویی با رهبر وعدم تمکین به خواسته های غیر قانونی ایشان (در مواردی که از متخلفان دفاع میکند یا خود اقدام به تخلف ازقانون می کند)را ازشما داشته باشند،نمی توانید بگویید که«آنان انتظار مخالفت با نظام را از شما داشته اند ».&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; قبول این مطلب که همه ی ما درمواردی ازتصورات یاتصمیمات خویش راه خطا پیموده ایم ،برای مثل شما، دشوار نیست و مهمتر از اعتراف به اشتباه، عزم جدی شما در باقیمانده ی زمان ریاست جمهوری برای رفع خطر حضور (فوق العاده خسارت بار ) بیگانگان ازکشور وملت ایران است. یقینا تلاش شما نزد خدای رحمان و ملت بزرگ ایران بدون تأثیر و پاسخ نخواهد بود و رویکرد مثبت یا منفی شما در این چند ماه باقیمانده ، درزندگی فردی و اجتماعی شما &amp;nbsp;نیز &amp;nbsp;تأثیر خواهد داشت و آرامش یا تشویش وجدانی را برای شما به ارمغان خواهدآورد.پس با توکل برخدا وبرای احقاق حقوق معوقه ی ملت در تمامی مدت پس از پیروزی انقلاب، کمر همت بربندید وازخطرات کوچکتر نهراسید ودر معرکه ی انتخاب بد وبدتر، خطر وضرر اندک را انتخاب کنید و به فضل ورحمت خدا وحمایت احتمالی ملت اکتفا کنید.(ومن یتوکل علی الله،فهو حسبه).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; با آرزوی سعادت دنیا و آخرت، برای شما و ملت ایران، این نامه ی سر گشاده را 5 روز پس از تاریخ ارسال برای شما،در رسانه هایی که امکان انتشارداشته باشد منتشر می کنم و از خدای بزرگ می خواهم که آن را درحد خویش،مؤثر قرار دهد.( من آنچه شرط بلاغست،باشما گفتم ).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;خدایا چنان کن سر انجام کار// &amp;nbsp;تو خوشنود باشی و ما رستگار&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; خدا نگهدار&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;احمد قابل........ 10/9/1383.......30/11/2004&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-4863879340210496958?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/4863879340210496958/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/5.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/4863879340210496958'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/4863879340210496958'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/5.html' title='بازخوانی تاریخی نه چندان دور/5'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-3412374010234848513</id><published>2011-05-15T15:29:00.000-07:00</published><updated>2011-05-15T15:29:02.216-07:00</updated><title type='text'>بازخوانی تاریخی نه چندان دور/4</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حافظ شيرين سخن می گويد:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بنشين بر لب جوی و گذر عمر ببين &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; کاين اشارت ز جهان گذران ما را بس&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در يکی از سفرها که همراه زنده ياد، مرحوم محمدحسن ظريف جلالی بودم، در کنار جوی آبی نشستم وبه ياد اين سخن خواجه ی شيراز ، خواستم گذار عمر را ببينم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;زلالی آب چندان بود که ريگ های درونش مجذوبم کرد. نه تنها از گذار آب که نشانه ی گذران عمر بود چيزی ندیدم که &amp;nbsp;ديدن ريگهای ماندگار ته جوی، چنان جذبم کرد که جز ماندن و زندگی کردن و ديدن زلالی و ماندگاري، برايم تداعی نشد. همان جا سرودم:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;برلب جوی نشستم ، گذر عمر ببينم &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;از زلالش بجز از ريگ کف جوی نديدم!! &amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;2 آبان 1383&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-3412374010234848513?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/3412374010234848513/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/4.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/3412374010234848513'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/3412374010234848513'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/4.html' title='بازخوانی تاریخی نه چندان دور/4'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-6195966388890001311</id><published>2011-05-14T04:30:00.000-07:00</published><updated>2011-05-14T04:34:27.795-07:00</updated><title type='text'>بازخوانی تاریخی نه چندان دور/3</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;توبه فرمایان&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آنانی که سايرين را به خداترسی واهوال روزقيامت اندرز مي دهند آيا خود به اين همه سلب حقوق انسانی مخالفان خويش توجهی نمی کنند؟!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آيا از روزهای زندان خود چيزی به ياد دارند تا بدانند که برهمسر و فرزندان و سایر بستگان زندانيان سياسی چه مي گذرد، وقتی عيدی می آيد وعزيزشان را درکنار خود نمی بينند؟!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آيا پاسخ آه واشک اين دل سوختگان را درروز رستاخيز آماده کرده اند؟!. آيا از ياد برده اند که رژيم قبلی به بهانه های مشابه، مخالفان سياسی خويش را از حقوق انسانی محروم مي کرد وامروز با همان بهانه ها با مخالفان سياسی برخورد می شود؟!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بايد همنوا با خواجه ی شيراز شد و زمزمه کرد که:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;«توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر می کنند؟!!»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمد قابل ..............8 آبان 1383.....................تاجیکستان&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-6195966388890001311?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/6195966388890001311/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/6195966388890001311'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/6195966388890001311'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/blog-post.html' title='بازخوانی تاریخی نه چندان دور/3'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-1188072688413989015</id><published>2011-05-11T04:46:00.000-07:00</published><updated>2011-05-11T04:48:35.966-07:00</updated><title type='text'>بازخوانی تاریخی نه چندان دور/2</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: x-small;"&gt;متن حاضر در وبلاگ «ازنگاه من»(پرشین بلاگ) در تاریخ سه شنبه 7 مهر ماه 1383 منتشر شده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: x-small;"&gt;فکر می کنم این متن را در رسانه ای دیگر هم منتشر کرده بودم. اکنون بازخوانی آن خالی از لطف نیست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: x-small;"&gt;**************************************&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;عامل دشمن، ستون پنجم، تشنه ی قدرت، مرعوب، ساده اندیش، نادان، کوتوله ی سیاسی، انقلابی پشیمان، حسود، مطرود مردم، مست دلارهای امریکا، مزدور اجنبی، شایسته ی؛ حذف ، اعدام، زندان،&amp;nbsp;محرومیت از حقوق اجتماعی و سیاسی وعلمی، مهدورالدم، مخالف خدا و پیامبر و معصومین، منافق،&amp;nbsp;مخالف احکام اسلام، نا آشنا با الفبای سیاست، پایمال کننده ی خون شهدا، لیبرال دموکرات غربزده،&amp;nbsp;طلحه و زبیر انقلاب و...&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;صفات یاد شده ، عناوینی است که جناح رقیب، مجموعه ای از دوستان (که از این پس با ضمیر "ما"&amp;nbsp;مشخص می شوند) را به آن معنون کرده و به دیگران می شنا ساند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ولی ما معتقدیم که ایرانی مسلمانیم و رقیب ما هم ایرانی ومسلمان است.&amp;nbsp;انتقادات ما بیشتر ناشی از سیاستهای خاصی است که توسط رقیب اعمال شده و در نتیجه پس از&amp;nbsp;25سال، نا رضایتی عمومی رابه ارمغان آورده است .&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;امروزه راست سنتی لا اقل درحوزه ی مسایل اقتصادی ، نظام را ربوی ترین نظام دنیا (و در جنگ با خدا) معرفی می کند &amp;nbsp;و مردم درحوزه های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی، علمی و قضایی، احساس عقب ماندگی نسبت به جوامع همسان با خود در دهه های گذشته، را دارند. بنا بر این همگان در نا رضایتی&amp;nbsp;مشترک اند، گرچه ملاکهای آنان متفاوت است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ما با هرکسی که برای مخالف خود "مرگ" راطلب می کند ، از جنبه ی نظری واعتقادی بیگانه ایم هرچند به عنوان شهروند ایرانی ناگزیر از زندگی با او و دفاع از حقوق انسانی او و انتقاد ونصیحت نسبت به رفتارها و باورهای غیرمنطقی او نیز هستیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;انتقاد ما از رقیب(درشرايط فعلی) بیشتر ناشی از عدم التزام او به قانون اساسی، ارائه ی تفاسیر غیر علمی از قانون، بی توجهی مفرط به بخش حقوق ملت، ممانعت جدی از اعمال حق حاکمیت توسط ملت با توجیه نظارت استصوابی در انتخاب نمایندگان ملت برای مجلس خبرگان ومجلس شورای اسلامی وریاست جمهوری، ممانعت از تصویب و تفسیر قوانین عادی در مجلس(اصلاح طلب) با بهانه های غیرعلمی و امثال آن است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;انتقاد اصولی دیگر ما مربوط به تخلف از عهد و پیمان است که شرعا و قانونا مجاز نیست و اتفاقا مربوط به حوزه ی اندیشه ی دینی است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در روزهای پیش از پیروزی انقلاب و درتمامی دوران پس از پیروزی، ترجیع بند تمامی بیانات شفاهی وکتبی بنیانگذارجمهوری اسلامی و سایر مسئولان اصلی و فرعی کشور ، تعریف جمهوری اسلامی بر اساس الگوی «حکومت عدل علی» بود &amp;nbsp;تا جایی که به یکی از شعارهای اصلی مردم در راهپیماییهای قبل از پیروزی تبدیل شد و در حقیقت شرطی بود که عقد و قرارداد اجتماعی کشور (قانون اساسی)&amp;nbsp;مبتنی بر آن تحقق یافت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ادعای حکومت علی (ع) را داشتن وقتی منطبق با واقع است که درتمامی مدت حکومت خویش، هیچ مخالف سیاسی را از هیچ حق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی محروم نکرده باشیم.&amp;nbsp;زیرااو جز با مخالفان مسلّحی که برای براندازی، اقدام به برپایی جنگ کرده و حتی به مذاکرات آن حضرت&amp;nbsp;درمیدان نبرد برای پرهیز از خونریزی بی توجهی کرده و آغازگر تهاجم به سپاه علی (ع) بودند، برخورد&amp;nbsp;حذفی نکرد که آن هم از نوع دفاعی بود و به حداقل ضرورت اکتفا کرد و فراریان راتعقیب نکرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ما با تعطیلی مطبوعات مختلف ، زندانی کردن روزنامه نگاران ، نویسندگان، سیاستمداران، دانشگاهیان و روحانیان، محصور کردن منتقدان عالیقدر روحانی درمنازل خویش در تمامی دوران پس از انقلاب(حضرات آیات؛ شریعتمداری، قمی، &amp;nbsp;شبیرخاقانی، صادق روحانی ومنتظری) که برخی از ایشان حدود 17 سال از حقوق اولیه محروم بودند ، و برخوردی بی تفاوت نسبت به ترور سعید حجاریان به گونه ای که تروریست آزاد و مصدوم حادثه همچنان مورد انواع اتهام و ترور شخصیت قرار دارد و آنانی که با صراحت او را قبل از حادثه، تهدید به ترور کرده بودند، بدون هیچگونه تعرضی به ادامه ی کار پرداختند، آیا میتوانیم مدعی پیروی سیاستهای علوی باشیم؟!!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به نظر ما دفاع از حیثیت امیر مومنان این اجازه را نمی دهد که در قبال این ادعای بی اساس سکوت کنیم، چرا که این امر به منزله ی تهمت زدن به علی بن ابی طالب(ع) است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حضرت امیر، در باره کشیده شدن خلخال از پای زن یهودی، که در پناه دولت اسلامی بود و مورد تعرض دشمن واقع شده بود، فرمود: «اگر کسی از این غم بمیرد سزاوار است» ولی ما در قبال خون به ناحق ریخته شده ی بسیاری از انسانها توسط خودی ها، از قبیل؛ فروهر، اسکندری، مختاری، پوینده، عزت نژاد وخبرنگار کانادایی ایرانی الاصل (خانم کاظمی) چه واکنشی را شاهد بودیم؟ ما در برابر هجوم ناجوانمردانه به خوابگاه های دانشگاه های تهران ، تبریز، علامه، بوعلی همدان و... چه موضعی را شاهد بوده ایم؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آیا در آمدن یک وسیله ی زینتی از پای یهودیه ، دردآور تر است یا در آمدن چشم دانشجوی نمونه ی کشور و یا در آمدن جان ابراهیم عزت نژاد و بسياری ديگر؟!! آيابرای بسياری از اعدامهای صورت گرفته توسط دادگاههای انقلاب و... بخصوص اعدام های سال۶۷ توجيه خداپسندانه ای وجود دارد؟!!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;البته ضعف رقیب در این زمینه، تنها ادعای او در پیروی از سیاستهای علوی است که واقعیت، آن را باطل می کند، ولی اورا از دائره ی اهل ایمان و اسلام (که در گرو اعتقاد به اصول است) خارج نمی گرداند. یعنی می توان مسلمان بود و از الگوی علی(ع) پیروی نکرد (همان گونه که در ایران عمل می شود). مي توان حکومتی مستبد داشت و رفتاری ديکتاتورمآبانه و از همه ی اين روش ها بهره گرفت، ولی چرا اصرار مي شود که نام علی (ع) را ملکوک کنيم؟ &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این ضعف وقتی اهمیت می یابد که رعایت آن مبنای قرارداد اجتماعی (قانون اساسی) قرار گرفته باشد.&amp;nbsp;از این پس حکایت پیمان شکنی است که شرعا وعقلا ممنوع است واز مهمترین گناهان کبیره بشمار می آید.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ادعای ما اینست که رقیب ، در موارد مقتضی، قانون اساسی و قوانین عادی را زیر پا می گذارد و ازروشهایی&amp;nbsp;که شرع آنها را نهی کرده ، بهره می گیرد تا به مطلوب خویش نایل گردد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر رقیب به نصايح این نصیحت گران و خیر خواهان که راهی جز همزیستی مسالمت آمیز را منطقی و معقول و اخلاقی نمی دانند، جواب منفی دهد، دیر یا زود ، فاصله گرفتن شعارها از شعورها وعملکردها ازعقلگرایی را هم در طرف ملت وهم درطرف حاکمیت شاهد خواهد بود .&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بیایند وبرای یک بار لا اقل به آنانی که (اگر نه همیشه) اکثرزندگی را با اندیشه وعمل ، در مسالمت و نقد&amp;nbsp;خیر خواهانه با رقیبان سپری کرده اند ، اعتماد کرده ودعوت شان را اجابت کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خدای سبحان به پیامبراسلام(ص) دستور می دهد که با مشرکان حربی مبارزه کن، ولی آنگاه که صلح و همزیستی مسالمت آمیز را بر گزیدند ، بپذیر و بر خدا توکل کن(...وان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله...).ما که بدون باور به جنگ و به عنوان مسلمان، دعوت به صلح ومسالمت می کنیم، از مشرکان حربی کم ارزش تر &amp;nbsp;نیستیم و رقیب نیزاز پیامبر خدا ارزشمند تر نیست . بنابر این راه مسالمت&amp;nbsp;با خواسته های ملت ، خدا پسندانه ترین راه و بی ضرر ترین و مطمئن ترین مسیراست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;احمد قابل/30 تیر1382/تهران&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-1188072688413989015?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/1188072688413989015/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/2.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/1188072688413989015'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/1188072688413989015'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/2.html' title='بازخوانی تاریخی نه چندان دور/2'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-113599281463519433</id><published>2011-05-04T02:05:00.000-07:00</published><updated>2011-05-04T02:12:18.193-07:00</updated><title type='text'>بازخوانی تاریخی نه چندان دور/1</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در شهریور 1383 که بیش از یکماه از حضورم در تاجیکستان می گذشت، دو وبلاگ را در پرشین بلاگ راه اندازی کردم تا یکی مسائل مختلف سیاسی اجتماعی و فرهنگی را با عنوان «از نگاه من» نمایندگی کند و دیگری با نام «شریعت عقلانی» بیانگر دیدگاه های دینی و شرعی ام باشد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دو پنجره برای ارتباط دوستانه با مخاطبانی که اندک اندک به آن توجه می کردند. بعدها هردو به غضب حاکمیت گرفتار شدند و خصوصا «ازنگاه من» که پس از فیلتر شدن، از دسترس خارج شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;برای من این سال ها تاریخی خصوصی است که بازخوانی آن موضوعیت دارد. تاریخی که نشانگر برخی اتفاقات اجتماعی و سیاسی هم هست. بازخوانی برخی از مطالب آن روز را با اولین مطلب نوشته شده در تاریخ 31 شهریور 1383 آغاز می کنم؛&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;*************************&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گمان من، فعلا دو گروه اصلی در ميدان سياست ايران حضور دارند که بازيگران اصلی اين ميدان بشمار مي روند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;۱- نيروهای قدرتمند خارجی. ۲- اقتدارگرايان داخلی.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ملت و دولت آقای خاتمي، تماشاچيانی متفاوت اند. اولی (ملت) همچون کسی است که از پشت شيشه ی تلويزيون به اين مسابقه می نگرد. يعنی فقط مي تواند نسبت به رفتارهای مناسب، احساس شادی کند و از رفتارهای نامناسب، نگران يا اندوهگین شود. صدای او به گوش بازيگران نمی رسد تا در رفتارآنان تاثيری بگذارد و ... . دومی (دولت آقای خاتمی) همچون تماشاگری است که در صحنه ی رقابت حضور دارد. مي تواند با اظهار شادی يا نگرانی بر يک یا دو طرف بازی(کم يا بيش) تأثير بگذارد. ولی تأثير پذيری بازيگران اصلی از تماشاچی ساکت يا اندک، بسيار بعيد است، تاچه رسد به تماشاچيانی که درصحنه حاضرند ولی اصلا به صحنه نمی نگرند بلکه خود را به چيزهای ديگری همچون خريد ساندويچ &amp;nbsp;و نوشابه و بستنی و گفت وگوهای نامرتبط &amp;nbsp;با رقابت سرگرم مي کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از دوگروه بازيگر، يکی زبان تماشاچی را نمي داند تا از واکنشهای او سر درآورد و يا به اعتراضات و توصيه های او گوش فرادهد و ديگری که هم ميهن است، پنبه درگوش خود نهاده تاصدای اعتراضی را نشنود و خود را برتر از آن مي داند که محتاج راهنمايی تماشاچی و يا دلسوزي های او باشد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نتيجه ی اين مصاف، از هم اکنون روشن است. دو مغرور مستبد در اقليمی نگنجند. مگر آنکه تماشاچيان دور ازصحنه به صحنه آيند و متوليان هر دو گروه را هشداردهند و در صورت لزوم &amp;nbsp;با اعتراضاتی قابل فهم برای هردو طرف(اصطلاحا با زبان بين المللی) وجدی و تأثيرگذار، به گونه ای که ناديده گرفتن آن برای هيچ يک از دو طرف ممکن نباشد، به اين شيوه ی بازی خاتمه دهند و روشی ديگر را خواستار شوند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بدترين اتفاق &amp;nbsp;ممکن اين خواهد بود که بازهم &amp;nbsp;به اعتراضات مداراجويانه توجهی نشود. در اين صورت است که تنها گزينه ی ممکن، ممانعت عملی از ادامه ی اين بازی خسارت بار است که با اشغال زمين بازی توسط تماشاگران همراه خواهد بود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تاچه قبول افتد چه درنظر آيد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;درمسيرخوبی ها، خدا يار و ياورتان باد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-113599281463519433?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/113599281463519433/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/1.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/113599281463519433'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/113599281463519433'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/05/1.html' title='بازخوانی تاریخی نه چندان دور/1'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-2531755028387568922</id><published>2011-04-19T00:47:00.001-07:00</published><updated>2011-04-19T00:47:56.709-07:00</updated><title type='text'>پرسش های سایت لینک سبز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, sans-serif; font-size: x-small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; اول&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با&amp;nbsp;سلام و&amp;nbsp;تبریک&amp;nbsp; عید&amp;nbsp;نوروز.جناب آقای قابل بعد&amp;nbsp;از ۲۵ بهمن که همراه با حضور خوب و نجیبانه ملت بود علارقم حکومت نظامی متاسفانه شاهد اتفاقات ناخوشایندی بودیم.عدم همراهی بخشی از اصلاح طلبان و انفعال آنان بخصوص در مجلس و حتی خالی کردن پشت آقایان موسوی و کروبی توسط بخش هایی ازنیروهای باقی مانده اصلاح طلبان ومعتدل ها که درکم کردن هزینه حصر این دو بزرگوار و همسران آنان موثر بود&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;۱&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;علت این انفعال و پشت کردن را چه می بینید؟آیا بازخورد این انفعال, سرخوردگی بعضی عزیزان در جنبش و رادیکال شدن&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;فضای درون جنبش نیست؟و آیا حاصل آن, اختلاف در جنبش که دلخواه حاکمیت اقتدارگرا ست نیست؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سلام بر شما.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;نمی توان منکر تاثیر منفی رادیکال شدن جنبش شد. مطمئنا آثاری دارد ولی همه ی افراد و گروه های تشکیل دهنده ی جنبش سبز باید توان تحلیل و تحمل دیدگاه های مختلف مردم معترض را داشته باشند. مردمی که شدیدا و با خشونت بار ترین رفتارها از سوی حاکمیت ستم پیشه سرکوب می شود، طبیعتا واکنش های تندی را نشان می دهد. حتی قرآن کریم هم تایید می کند که خشم ستمدیده اگر باعث فریاد تند و توهین آمیز شود، خداوند آن را ناپسند نمی داند(لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم). در همین حال هم مسئولیت رادیکال شدن شعارهای مردم معترض، بر عهده ی حاکمیتی است که موجب خشم مردم معترض می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;البته افراد موثر و مورد اعتماد معترضان باید مردم را به پرهیز از دام «خشونت گرایی» (که حاکمیت بر سر راه مردم پهن کرده تا «انگیزه ای مشروع برای سرکوب اعتراضات» پیدا کند) همیشه و مکررا پرهیز دهند و از چیره شدن فضای احساسات به هیجان آمده بر تصمیمات خردمندانه و منطقی، جلوگیری کنند. &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;۲&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;آیا جنبش سبز سرکوب و سقط شد؟ در ادامه پاسخ به این سوال ادله خود بیان بفرمایید&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;بهترین دلیل بر زنده بودن جنبش سبز، طراوت و سرسبزی و تنفس آن در فضای فکری جامعه و تجلی آن در تحلیل ها و حضور سرافرازانه ی اسیران زندانی جنبش اعتراضی و خانواده های صبور آنان است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;تکبیر های شبانه و حضور آگاهانه ی مردم معترض در ماه های گذشته، نشان داد که این حرکت مسالمت جویانه و قانونی، سرکوب شدنی نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;نشانه ی دیگر حضور موثر و سرزنده ی جنبش اعتراضی را در واکنش های حاکمیت و نیروهای امنیتی و مسلح آن باید دید. لشکر کشی های خیابانی و ایجاد فضای پادگانی در شهرهای بزرگ، بی دلیل انجام نگرفته و نمی گیرد. تا زندانیان سرافراز و تحلیل گران هشیار و سخنگویان شجاع جنبش اعتراضی و حضور مردم در هنگام نیاز باشد، سخن گفتن از مرگ جنبش سبز، سخنی منطقی نخواهد بود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;آرزوی سلامتی برای شما&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; دوم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;جناب&amp;nbsp;قابل،&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;در ابتدا تبریک سال نو، ادای احترام و ممنون از بابت حضور شما در سبزلینک&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سوال من از شما&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;به نظر شما آیا در عصر جدید رابطه سنتی روحانیت - مردم احتیاجی به تغییر دارد یا نه ؟ جایگاه مذهب را دنیای مدرن چگونه میبینید ؟ آیا هنوز باید در همه شوونات زندگی بشر وارد شود یا تنها محدود به امور اخلاق فردی و اخروی آنان شود ؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;مطمئنا باید تعریفی دوباره از مقولات؛ «روحانیت، مذهب و اخلاق» ارائه کرد. نه مدرنیته مدعی مذهب مردم است و نه مذهب با مدرنیته سر جنگ دارد. هم اکنون نیز سنتی ترین مذهبی های ما از دستاوردهای دنیای مدرن بهره می برند و مشتری پروپا قرص اینترنت و کامپیوتر و موبایل و انواع و اقسام ابزارهای زندگی مدرن هستند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;روابط روحانیت با مردم نیز تفاوت های عمده ای داشته و با استفاده از ابزار مدرن، شکل جدیدی به خود گرفته است. البته هنوز هم تغییرات وسیع و حتی تغییرات ماهوی در پیش است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;تلازمی بین «عدم دخالت در همه ی شئون زندگی بشری» از سوی مذهب با «فروکاستن نقش مذهب به امور فردی» نیست. مثلا می توان «دین و مذهب» را به عنوان «پیش نهاد دهنده ی راهکارهایی منطقی و محدود در بخش هایی از زندگی بشر» پذیرفت و درباره ی حضور مذهب در «ایجاد انگیزه برای مراعات اخلاق انسانی در صحنه ی اجتماع» هم اندیشه کرد. مهم این است که «دین و مذهب به مزاحمی بی سود و زیانبار برای زندگی بشر تبدیل نشود». گرچه با کمال تاسف، قرائت های رایج از آن «مزاحمی سمج و پرزیان» ساخته اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; سوم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;ضمن سلام و&amp;nbsp;تشکر از قبول دعوت&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;آقای قابل جنابعالی در سال۷۷ از طرف حضرت ایت اله منتظری حکم اجتهاد گرفته و برای پاسخگوئی به مسائل شرعی و دینی در محیط مجازی معرفی شدید آیاغیر از شما به فرد یا افراد دیگری این مسئولیت واگذار شده ؟ جناب قابل ممزوج و مخلوط شدن خرافات بی اساس و عدم توان پاسخگوئی مذهب در مواجهه با عقلانیت و خرد گرائی همچنین نا کار آمدی حکومت اسلامی در ۳۰ سال گذشته باعث ایجادموج دین گریزی و دین ستیزی نزد جوانان خصوصا در فضای مجازی شده ایا این اشکال را اساسا از دین میدانید یا حکومت دینی یا ....؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;در پاسخ پرسش اول باید گفت: حضرات آقایان محسن کدیور و سید محمدعلی ایازی نیز از طرف استاد(رحمة الله علیه) همراه با من، معرفی شده بودند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;در مورد خرافات باید توجه کرد که نقش حکومت ها در این امر، خیلی موضوعیت نداشته و ندارد. اساس آن «جهل» افراد و یا گروه هایی است که چه اعتقاد مذهبی داشته باشند یا نداشته باشند، بدون دقت هر ادعایی را می پذیرند و اساسا به ادعاها و لوازم آن نمی اندیشند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;برای روشن شدن بحث خرافه گرایی و عوامل آن، می توانید مصاحبه ی مرا در این خصوص مطالعه کنید. لطفا به این آدرس مراجعه کنید؛ &lt;/span&gt;&lt;a href="http://ghabel.blogspot.com/2006/01/blog-post_31.html"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;http://ghabel.blogspot.com/2006/01/blog-post_31.html&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; چهارم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با&amp;nbsp;عرض&amp;nbsp;سلام و&amp;nbsp; تبریک&amp;nbsp;سال&amp;nbsp;جدید،&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;مرحوم آیت الله منتظری که از پایه گذاران نظریه ولایت فقیه بودند در سالهای آخر عمرشان فرمودند که آنچیزی که ایشان از ولایت فقیه در نظر داشتند با آنچیزی که اکنون اجرا میشود کاملا متفاوت بوده است. حتی مسئله ولایت مطلقه فقیه که اکنون در قانون اساسی آمده بعد از فوت آیت الله خمینی مطرح شد. حالا رژیم فعلی تلاش دارد این نظریه را جزء یکی از اصول دین جا بزند و ولی فقیه را مقدس جلوه دهد. حتی چندی پیش یک از وابستگاه رژیم گفته بود مخالفت با آقای خامنه ای مخالفت با خدا است و فکر میکنم مطلب مشابهی هم در مورد آقای احمدی نژاد بیان شده بود&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سئوال اول من از جناب آقای قابل این است که ولایت مطلقه فقیه اصلا توسط چه کسانی ابداع شد و آیا این افراد پشتوانه علمی برای این نظریه ارائه کرده اند ؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;ولایت مطلقه ی فقیه(یا ولایت عامه) ظاهرا توسط مرحوم «ملا احمد نراقی» به عنوان یک بحث فقهی مطرح شده است. البته اصل بحث از «ولایت مقیده ی فقیه» بحثی دراز مدت در فقه شیعه است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;مثل همه ی بحث های فقهی، دلایل قرآنی و روایی و عقلی، مورد استناد موافقان اندک(حدود 5%) و مخالفان بسیار(95%) ولایت مطلقه ی فقیه قرار گرفته و هریک تابع برداشت خود بوده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;مرحوم آیة الله منتظری که قوی ترین متن استدلالی در این مورد را نوشته است، اولا قائل به «مشروعیت آن از طریق انتخاب مردم» است (نه به نصب الهی) و ثانیا در تعارض بین «افقه بودن» و «سیاستمدار تر بودن»(در صورتی که سایر شروط را بطور مساوی داشته باشند) رسما قائل به ترجیح «سیاستمداری» بر «فقاهت» بود. من در سال های 69 یا 70 به ایشان عرض کردم که همین ترجیح، نشانگر «عدم ثبوت ولایت فقیه» است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سئوال دوم من این است که آیا در نظریه اولیه ولایت فقیه روشی برای جلوگیری از مستبد شدن ولی فقیه و نظارت بر اعمال وی در نظر گرفته شده است ؟ اگر جواب مثبت است پس چرا این روشها درست عمل نکردند ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;عمده ترین ناظر بر ولی فقیه که در قانون اساسی پیش بینی شده، مجلس خبرگان منتخب مردم است. طبق معیارهای حقوقی، این مجلس باید از کارشناسان مختلف؛ فقه و حقوق، اقتصاد، سیاست، جامعه شناسی، فرهنگ و هنر، امور دفاعی و نظامی باید تشکیل شود تا بتواند بر تصمیم گیری های و عزل و نصب های مقامات قصائی و فرهنگی و نظامی و سیاست گذاری های کلان کشور از سوی رهبری، کارشناسانه نظارت کند و در صورت تخلف او را استیضاح کرده و حتی در صورت بی توجهی به مصوبات نظارتی خبرگان، می توانند او را عزل کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;اما در عمل، با اعمال نظارت استصوابی (که مخالف صریح اصول متعدده ی قانون اساسی است) همه چیز را از مسیر قانونی خارج ساخته و مجلس خبرگان را مثل سایر نهادهای انتخابی، به نهادی انتصابی تبدیل کردند و طبیعی است که چنین مجلس تقلبی، نمی تواند بر رهبری نظارت کند و تنها تحت امر او فعالیت کرده و فعالیت خواهد کرد. &lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; پنجم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با&amp;nbsp;سلام و&amp;nbsp;تبریک&amp;nbsp; سال&amp;nbsp;نو به شما&amp;nbsp;و&amp;nbsp;خانواده&amp;nbsp;محترم&amp;nbsp; و&amp;nbsp;همچنین تبریک&amp;nbsp;به پاس&amp;nbsp;پایداری&amp;nbsp; و&amp;nbsp;پایمردی&amp;nbsp;تان&amp;nbsp;و&amp;nbsp;همچنین تشکر از حضورتان&amp;nbsp;در جمع&amp;nbsp;کاربران&amp;nbsp;سایت سبزلینک&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;-1&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;اخیرا تعاریف عجیب و غریبی از سلامت اقتصادی حاکمان کشور و استقلال کشور ارائه گردیده است با این ادعا که چون شخص اول مملکت ساده زیست است پس ایشان دارای سلامت اقتصادی است و نقاط مبهم حتی از نوع خاکستری هم در پرونده ایشان وجود ندارد. در این تعریف زوال سرمایه های اقتصادی کشور و فساد اقتصادی حاکم بر فضای کشور و ... چه می شود؟ آیا اینها نقاطی سیاه یا خاکستری تلقی نمی شوند؟ درباره استقلال هم ظاهرا انزوای سیاسی به استقلال سیاسی تعبیر شده و از این منظر حکام مصر و تونس وابسته و لابد حکام ایران و کره شمالی و لیبی مستقل اند! دیدگاه شما در این موارد چیست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;کاش مسئولان کشور میلیون ها تومان حقوق ماهیانه می گرفتند و زندگی اشرافی می داشتند ولی در مصرف بیت المال و منابع ملی، کمی احتیاط می کردند واینهمه اموال عمومی را برای مقاصد شخصی و وجهه ی خصوصی خود در سطح جامعه مصرف نمی کردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;در یکی از سال های حضور مجلس ششم اعلام شد که 37 میلیارد تومان فقط خرج سفرهای استانی مقام رهبری بوده است. اگر در تمام مدت بیست و دو ساله ی رهبری ماهیانه 5 میلیون تومان حقوق به ایشان می دادند، تنها به عدد«1320 میلیون تومان» می شد. این عدد کجا و «37000 میلیون تومان» کجا؟!! آیا آیة الله خمینی که هیچ سفر استانی نداشت و لااقل چنین مخارجی به بیت المال تحمیل نکرد، ناموفق تر از ایشان در مدیریت کشور بود؟!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;در مورد استقلال نیز باید به این پرسش پاسخ داد که در برابر کشتار مردم مسلمان ایالت سین کیانگ چین و کشتار مردم چچن در روسیه، چه نشانی از استقلال جمهوری اسلامی دیده شد؟!! امروز از یک سو ادعا می شود که ملت ایران از تحریم های بین المللی سود می برد!! و از سوی دیگر رسما اعلام می شود که پیش شرط هرگونه مذاکره ای با غرب، لغو تحریم های بین المللی است!!! آیا هیچ تاثیری در تحمیل سیاست های قدرت های بیگانه، ناشی از تحریم ها به ملت ایران وجود نداشته است؟!! داستان غم انگیز «نیروگاه اتمی بوشهر و بازی کثیف روس ها وچاپیدن 15 ساله ی منافع ملت ایران دلیل استقلال ما است؟!! آیا مشکلات پیش آمده در مورد سهم ایران از دریای مازندران، ناشی از نیاز حاکمان به حمایت های روسیه در مراکز بین المللی و باج دادن به آن کشور نیست؟!! داستان انزوای سیاسی در سطح بین المللی، حدیث مفصلی است که در این مختصر نمی گنجد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;۲&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;- &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;قبل از حصر/بازداشت رهبران سبز، زمزمه هایی از بازگشت دوباره گروهی از اصلاح طلبان به صحنه انتخابات و تکرار تجربه آزموده آن هم بدون تعیین تکلیف انتخابات قبلی مطرح گردید که با وقابع ۲۵ بهمن و حوادث پس از آن، ظاهرا بصورت موقت طرح این موضوع مسکوت گذاشته شده اما احتمالا طرح این موضوع در روزهای آینده دوباره از سر گرفته می شود. دست آویز شدن به راهبرد شرکت در انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا بدون تعیین تکلیف انخابات خرداد ۸۸ و حوادث پس از آن و در شرایطی که قطعا سلامت انتخابات با فضای فعلی کشور مخدوش است، شرکت در انتخابات را به صلاح می دانید و آیا جز ایجاد تشتت و انشقاق در جنبش سبز و فروکاهیدن مطالبات به نازل ترین سطح ممکن می تواند تاثیر دیگری داشته باشد؟ ارزیابی کلی شما نسبت به آثار مثبت و منفی هر یک از راهبردهای حضور در انتخابات، حضور مشروط در انتخابات، سکوت در برابر انتخابات، و یا تحریم فعال در انتخابات آتی چیست؟ در شرایط فعلی کدام راهکار را موفق تر ارزیابی می کنید؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;تنها در صورتی که نهادی غیر حکومتی و با نظارت بین المللی در ایران انتخاباتی برگزار کند، شرکت در آن مطلوب است. در غیر اینصورت گمان نمی کنم شرکت در نمایش های انتخاباتی، منطقی باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; ششم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;-1 &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;انتخابات مجلس آینده را چطور ارزیابی می کنند؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پیش بینی مثبتی از آن ندارم. حاکمیت فعلی شایستگی برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه را ندارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;۲&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;- &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;آیا جریان احمدی/مشایی را خطری جدی برای مرکزیت حاکمیت می دانند؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;خیر. چپ روی های آنان بازی اصحاب قدرت با بازیگردانی مرکزیت و کنترل شده و برای جلب آراء مخالفان است. این سخن صریح جناح حاکم بر کشور است. البته امکان جدی شدن درگیری ها در تقسیم منافع قدرت و خارج شدن مسایل از دست بازیگردانان وجود دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با سپاس فراوان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; هفتم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با&amp;nbsp;عرض&amp;nbsp;سلام و&amp;nbsp; تبریک&amp;nbsp;عید&amp;nbsp;نوروز&amp;nbsp;و&amp;nbsp;آرزوی&amp;nbsp; استواری&amp;nbsp;روزافزون برای شما&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;ابتدا لازم است به عنوان یکی از دوستداران جنبش سبز از شجاعت و جوانمردی شما تشکر کنم&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;اما بعد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;1&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;- &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;به نظر شما جریانات فکری درون حوزه علمیه و به طور کلی روحانیت را به چند دسته می توان تقسیم نمود؟ کدامیک از این گروهها در آینده به جریان غالب تبدیل خواهند شد و با عنایت به سیطره روزافزون حاکمیت بر حوزه، همکنون آیا ستیز و رقابتی برای تصاحب جایگاه برتر در میان این جریانات می بینید؟ در این میان وزن نواندیشان دینی و کسانی که با اندیشه های نوین به سراغ اسلام و روحانیت می روند چه میزان است و تعاملات آنان با سایر گروههای فکری حوزه را چگونه ارزیابی می کنید؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;روحانیت به سه دسته ی؛ مدافعان حاکمیت و مخالفان حاکمیت و اکثریت خاموش تقسیم می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;تحولات عظیم در سطح جهانی و امکانات گسترده برای تحقیق و اطلاعات دقیق از تغییر و تحولات اجتماعی و علمی، آینده ی حوزه های علمیه را از آن همراهان علم و واقعگرایان صحنه های اجتماعی و خردگرایان موجود در آن ها خواهد ساخت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;طبیعتا نو اندیشی دینی محصول آشتی با علم و منطق و پذیرش واقعیت ها است. پس این گروه نامتعین، نقش اساسی «تحول در حوزه ی اندیشه ی دینی» را بر عهده خواهد داشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;2- &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;برخی از روشنفکران سکولار به این نتیجه رسیده اند که دین اسلام از اساس اصلاح ناپذیر است و تنها راه برای تحول سیاسی اجتماعی ایران و جامعه دینی آن، نه اصلاح، که وادار نمودن دین به عقب نشینی از عرصه عمومی است. به نظر شما آیا این اظهار نظر صحیح است یا خیر؟ در صورت عقب نشینی اجباری دین، یا به طور کلی نهادهای دینی، انتظار چه عواقبی را برای جامعه و این نهاد می رود؟ تغییرات و تحولات دین به چه صورت خواهد بود؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;من به عنوان کارشناس معارف دینی و شریعت محمدی(ص) با برداشت این گروه از روشنفکران سکولار موافق نیستم و ادعای آنان را نادرست می دانم که ناشی از کم اطلاعی آنان از اسلام و مبانی آن است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;بعد هم باید پرسید که با کدام ابزار می خواهند دین را «وادار به عقب نشینی» کنند. امیدوارم با ابزار استبداد و سرکوب یا با توسل به راهکارهای غیر اخلاقی «وادار به عقب نشینی اجباری» نکنند به این کار اقدام نکنند. اگر با منطق و اخلاق به نقد بپردازند باید از آن استقبال کرد و پاسخگوی نگرانی های آنان بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;در صورت استفاده از زور و استبداد و اجبار، مسیر بازگشت دین ورزی خردمندانه و کسب اقتدار سیاسی برای آنان آسان تر از هنگامه ای خواهد بود که بدون اجبار و سرکوب، دین و دینداران وادار به عقب نشینی شده باشند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;اگر دینداران با خشونت و استبداد از صحنه ی اجتماعی بیرون رانده شوند، حربه ی «مظلومیت» چندان کارا است که حتی ممکن است منجر به سوء استفاده ی مدعیان شریعت و بنیادگرایان خشونت طلب مدعی اسلام و بازگشت مجدد آنان به قدرت شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سایر پرسش ها نیز با این پاسخ، منتفی می شود و اساسا حذف کلی دین و مذهب و علایق دینی و مذهبی از جامعه ی بشری، ممکن نبوده و نیست، هرچند تقلیل جایگاه آن محتمل و بلکه مشهود است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;۳&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;- &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;بسیاری بر این عقیده اند که جامعه ایران همچنان جامعه ای دینی خواهد بود. از طرف دیگر شاهد گرایش روزافزون جامعه به سمت عرفان اسلامی-عرفانهای نوین، مسیحیت و غیره هستیم، برخی هم از پدیده دین گریزی صحبت می کنند. نظر شما در این مورد چیست و آینده این تغییرات را چگونه می بینید؟ به نظر شما بازتاب این تحولات در آینده حکومت جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟ واکنش نهاد دین به این تغییرات چیست و آیا می توان انتظار داشت به غیر از واکنش طرد کننده، رفتار دیگری از دستگاه روحانیت در مورد ببینیم؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;رویکردهای «طرد کننده» اندک اندک از ارزش می افتد و تنها چیزی که کارایی خواهد داشت، آزادی انتخاب عقیده و برسمیت شناختن حقوق فطری بشر حتی در انتخاب دین و مذهب است. این راهکارها در متن شریعت بوده و هست ولی از سوی متدینان ومتشرعان نادیده گرفته شده است. کمتر کسی است که نشنیده باشد که قرآن با صراحت از اصل «لا اکراه فی الدین»(در دین، هیچ نشانی از وادارکردن افراد به امری که نمی پسندند، وجود ندارد) دفاع کرده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;من کاری به حکومت ندارم ولی تنها به این می اندیشم که؛«آیا در مجموع، از نکات مبهم و تاریک در ذهنیت خود، به نکاتی در مجموع روشنتر گرایش داریم یا به نکاتی که ابهامات و تاریکی هایش در مجموعه ی اندیشه ی مورد نظر، بیشتر است؟!!».&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;دین گریزی به صورت یک بحران، در کشورهای اسلامی، اختصاص به ایران(و در حد بسیار کمتری در افغانستان) دارد. شما از مرزهای ایران که پا را فراتر می گذارید، اساسا از این پدیده خبری نمی بینید و یا آنقدر کمرنگ است که با سایر تحولات اجتماعی قابل قیاس نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;ضمن آنکه من معتقدم ؛ «از آنچه امروزه به نام دین و شریعت در رسانه های عمومی حاکمیت ایران (و برخی مجامع اسلامی دیگر)عرضه می شود، باید گریخت و اگر کسی نگریزد باید در خردمندی او تردید کرد». ادعاهایی به نام اسلام که جز ریاکاری و بداخلاقی و فریب و دروغ، کمتر چیزی برای ارائه دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; هشتم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با&amp;nbsp;سلام خدمت آقای قابل&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;...&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;می خواستم بپرسم که جنبش سبزی که مد نظر شماست فقط خواهان اصلاحات است یا نظریه ی براندازی یا همان اسقاط نظام را در بر می گیرد؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;بحث «بازنگری قانون اساسی» نیز در خود قانون تصریح شده است و می توان اکثر قریب به اتفاق اصول قانون اساسی را مورد تجدید نظر قرار داده و اصلاحات را تعمیم دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;اصولی را که نمی توان در بازنگری دچار تغییر کرد، از طریق «رفراندوم» در باره ی آن ها می توان تغییر داد. این نکته ای است که در متن قانون اساسی برسمیت شناخته شده است. پس حوزه ی اصلاحات می تواند همه ی مطلوبات مردم را تحت پوشش قرار دهد. با این تفاوت که صندوق های رای حقیقی ملت، حکم به تغییر یا عدم تغییر خواهد کرد و کسی در باره ی نتایج آن تردید نخواهد کرد که آیا اکثریت ملت خواهان آن تغییرات بوده اند یا خیر؟!!&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;چرا عکس العمل مردم نسبت به وقایع پیش آمده زیاد چشمگیر نبوده آیا مردم نمی توانند مبارزه کنند یا میترسند وسرد شده اند وشعله های جنبش در حال کم شدن و خاموشی است یا رو به انفجار و فوران؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;به گمان من، حضور مردم خیلی خوب بوده. نگاه کنید به روزهای 25 تا 28 خردادماه 1388 که جمعیتی بسیار بیشتر از مردم مصر در میدان تحریر قاهره را در خیابان های تهران مشاهده کردیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;البته وقتی هزینه ها از سوی حاکمیت بالا برده شد و پای جان و حیثیت افراد به میان آمد، نگرانی ها افزایش یافت ولی بازهم حضور چشمگیری داشتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پیش از این در پاسخ به پرسش های مشابه، جواب سایر سوالات شما را هم داده ام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;چرا شعار های مرگ بر جمهوری اسلامی ۲۵ بهمن توسط رسانه های اصلاح طلب سانسور وبایکوت خبری شد؟آیا این خیانت به مردم وخون شهدا نیست؟&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;رسانه های اصلاح طلب، بلندگوی مواضع و اندیشه های اصلاح طلبانه بوده و هستند. انان اساسا با «مرگ خواهی» موافق نبوده و نیستند. شعار معروف آنان «زنده باد مخالف من» بوده و هست. فرقی نمی کند که چه کسی مخالف آنان باشد. خشونت طلبان درون حاکمیت یا برخی از مخالفان خارج از حاکمیت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;رفتار دموکراتیک این است که تفاوت های موجود در جنبش سبز را بپذیریم و قبول کنیم که هرکسی در محدوده ی داشته های خصوصی خویش، حق مالکیت و تصرف دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;من البته ترجیح می دهم که در هنگامه ی خبر رسانی، علایق فردی و گروهی را نادیده بگیریم و اصل خبر را آنگونه که هست و واقعیت داشته، گزارش کنیم و اگر نقدی به آن داریم در تحلیل های خود به آن بپردازیم. بنا بر این با انتشار اصل خبر مبتنی بر واقعیت موافقم ولی می توانستند پس از انتشار آن، آن را مورد نقد قرار دهند. شما دوست عزیز و سایر دوستان هم سعی کنید تفاوت ها را برسمیت بشناسید و همه باید همدیگر را تحمل کنیم و با تمامی تفاوت ها به هم احترام بگذاریم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;آیا به نظر خودتان تحمل این همه سختی وشکنجه آن هم برای رسیدن به آرمان های امام ارزش دارد؟خمینی که انتقادات ومخالفان زیادی در شبکه های اجتماعی جنبش سبز مانند بالاترین وآزادگی دارد؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;از دیدگاه عده ای اصلاح طلبان مانع پیروزی و حرکت جنبش بوده اند نظر شما چیست؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;تهمت و اهانت مورد قبول نیست و فرقی نمی کند که چه کسی علیه چه کسی ادعا کند. تا در یک بررسی منصفانه و بی طرفانه دلایل دو طرف را نشنیده باشیم، حق داوری در مورد آن را عقلا و شرعا نداریم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;از طرفی با بررسی های دقیق و اظهارات مدافعان و مخالفان، ثابت شده است که دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی با خشونت های فراوان از سال 1360 تا کنون، بر خلاف قانون اساسی و قوانین مصوبه ی کشور اقدامات مرگباری انجام داده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;مسلما آقایان موسوی و کروبی و خاتمی، هنگامی که از آیة الله خمینی تعریف می کنند، مقصودشان تایید جنایات صورت گرفته در دوران حضور ایشان نیست. در مجالس خصوصی تر، آنان ادعا می کنند که این جنایات، دور از چشم و اطلاع وی صورت گرفته و به همین دلیل آیة الله خمینی را مقصر نمی دانند. البته قبول دارند که دقت لازم از سوی ایشان در مسائل قضایی و امنیتی صورت نگرفته و به همین دلیل از اعتماد ایشان سوء استفاده شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;من البته با همه ی این توجیه موافق نیستم و نظریاتم را در مطالب گوناگونی که منتشر کرده ام، به اطلاع دوستان رسانده ام. خصوصا در مورد اعدام های فله ای سال 1367.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;ضمن آنکه آنان از «آرمان ها» سخن گفته اند و نه «عملکردها». آرمان هایی که عمدتا قبل از پیروزی انقلاب 57 و در پاریس بیان شده است. گمان نمی کنم اگر آن آرمان ها حقیقتا عملی می شد، کشور ما در شرایط امروز قرار می داشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;اگر اصلاح طلبان مانع پیروزی بوده اند، لابد باید کنار بکشند. همین حالا تصور کنید که همه ی اصلاح طلبان از جنبش اعتراضی کنار بکشند، چه اتفاقی می افتد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;میر حسین و کروبی و اعضای زندانی مشارکت و مجاهدین انقلاب و کارگزاران و ملی مذهبی ها و نهضت آزادی ها و مجمع محققین و مدرسین قم و انجمن های اسلامی دانشجویان و مدرسین دانشگاه و آیة الله صانعی و آیة الله اردبیلی و آیة الله دستغیب و دهها و صدها اصلاح طلب زندانی دیگر و یا فعالان سیاسی ظاهرا آزاد اگر همه سکوت کنند، چه کسی می تواند به مردم در مبارزه با استبداد یاری برساند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;اگر افراد یا گروه های قدرتمندی هستند که توان بسیج اکثریت مردم را دارند، چرا تاکنون به میدان نیامده اند و اگر آمده اند چه تغییری در صحنه ی سیاسی کشور ایجاد کرده اند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;آیا ممکن نیست که با اطلاع از همین مسایل، خود حاکمیت این طرح را دامن زده باشد یا دامن بزند تا بتواند از گرفتاری و بحران بزرگی که مثلا و فقط بازداشت موسوی و کروبی برایش داشته در امان بماند؟!! قدری در مورد این احتمال بیاندیشیم. شاید مسیر متفاوتی را پیش پایمان بگذارد.&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; نهم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;ببخشید&amp;nbsp;آقای قابل&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;آیا خداوند بین زن ومرد و در آفرینش آنان تفاوت گذاشته است ومرد بر زن برتری دارد؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;اگر مقصودتان «ارزش وجودی زن و مرد» است، هیچ تفاوتی در اصل خلقت نیست. اگر مقصودتان تفاوت جسمی است، حتما تفاوت هایی وجود دارد که یکی را زن و دیگری را مرد می خوانیم. اگر تفاوت حقوقی را می گویید، پاسخ شما این است که؛ «هیچ تفاوتی در فرصت ها و امکان برخورداری ها از نظر خداوند» وجود ندارد. اگر برخی تفاوت ها را می گویید، تفاوت های ناشی از گوناگونی خلقت زن و مرد را عقلا هم باید پذیرفت. مثلا «حق مرخصی بارداری» ناشی از خلقت زن است و مرد چنین حقی ندارد. اگر کاری باشد که جز مردان به آن موظف نباشند، طبیعتا پاداش آن کار هم اختصاص به مردان خواهد داشت. این هم مبتنی بر اصل عقلایی«هرکه بامش بیش برفش بیشتر» است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;بنا بر این از دیدگاه دین خدا و شریعت محمدی(ص) هیچ یک از زن و مرد بر دیگری برتری مطلق ندارد و هردو مساوی هم محسوب می شوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;خواهش می کنم خطبه ۸۰ نهج البلاغه را خوانده وتوضیح دهید&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;آن روایت از نظر سندی مخدوش است و ثابت نشده که امیر مومنان چنین سخنی گفته باشد. خواهش می کنم برای روشن شدن اصل مطلب بطور مشروح، به کتاب «شخصیت و حقوق زن در اسلام»(اثر ارزشمند آقای مهدی مهریزی) مراجعه کنید.&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;در این کتاب اسناد روایات مربوط به تحقیر زنان مورد بررسی دقیق علمی قرار گرفته است.&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; دهم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;a href="" name="0.1__GoBack"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با&amp;nbsp;سلام خدمت همرزم&amp;nbsp;عزیزم&amp;nbsp;جناب قابل&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;از آنجایی که خود نیز از شاگردان و دوست داران آیت الله العظمی منتظری(ره ) هستم و این وجه مشترکی بین ما نیز هست این سوال که رابطه ای با مردم امروز را دارد از شما داشتم&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سئوال من این است که اگر به خاطر داشته باشید در سال ۷۶ بعد از سخنرانی معروف آقا در روز ۱۳ رجب مصادف شد با حمله ی همان ارازل و اوباش حکومتی به بیت حضرت آیت الله منتظری که همانطور که ما شاهد بودیم دیدیم که چگونه با بی حرمتی نه تنها احترام آقا را نگه نداشتند بلکه اتهامی بدتر از آن که با پاره کردن قرآن و کتب دینی دیگر و پرت کردن آنها از دفتر به داخل کوچه مواجه شدیم ولی چه شد مردم ما کجا بودند زمانی که مرحوم منتظری را به حصر بردند چرا مردم با این مسئله برخورد نکردند که امروز شاهد این مسائل شده ایم&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;مردم ما اطلاعی نداشتند و تحت تاثیر القائات رادیو وتلویزیون نمی توانستند حقایق را درک کنند. گناه به گردن آنانی بود که آن حوادث را آفریدند و یا پس از وقوع، ان را تایید کردند و یا با سکوت خود به آن رضایت دادند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;به هر حال شما علت به وجود آمدن مسائل امروز را مرتبط با همان حوادث می دانید یا خیر ؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;مسلما همه ی حوادث سیاسی یک جامعه در پیوند با سایر حوادث&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سیاسی آن ارزیابی می شود. ولی مسائل خاص دیگری هم پیش آمد که حرکات اعتراضی دوساله ی اخیر را موجب شد.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با تشکر فراوان و نجات همه ی ملت ایران و علی الخصوص زندانیان سیاسی در بند&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp; یازدهم&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با&amp;nbsp;درود فراوان خدمت آقای قابل و&amp;nbsp;همچنین تبریک&amp;nbsp;سال&amp;nbsp;نو&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش من از شما به عنوان یک مجتهد دینی این است که در دنیای امروز، دین به طور عام و دین اسلام به طور خاص، چه کمکی در بهتر زیستن، بهتر تفکر کردن وبهتر رفتار کردن پیروانش میکند؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;به طور دقیق تر پرسش من اینست که آموزه های دین اسلام چقدر در رشد و تعالی و پیشرفت و کمال و انسانیت پیروانش (مثلا در کشورهایی مثل پاکستان، افغانستان، عربستان، مصر، سودان، لبنان، ترکیه، ایران و بقیه کشورهای اینچنین) نقش داشته است؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;اگر بطور عمومی نگاه کنیم، مطمئنا در هویت بخشی و امنیت خاطر و نظم اجتماعی و حتی در علم و فلسفه و هنر، قرن ها بسوی رشد و تعالی در حرکت بوده اند. البته در قرون اخیره از آن رشد بازمانده و جز تاثیراتی اندک در برخی افراد و گروه ها، تاثیر بسزایی نداشته است. البته بخاطر انحراف اندیشه ی دینی از راهبردهای اصلی، در بسیاری از موارد و خصوصا در «اخلاق انسانی» از دستیابی به اهداف مورد نظر خداوند بازمانده است و این کمبود، در دهه های اخیر بیشتر به چشم می آید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;پرسش&amp;nbsp;دوازدهم&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;به&amp;nbsp;نام&amp;nbsp;بی نام&amp;nbsp; او&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سلام&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سوال اول شما گفته اید: "اکثر افراد عادی و ناآگاه نسبت به حقایق دنیای سیاست، به تصور دفاع حاکمیت از دین و شریعت و خدمتش به ملت، هنوز از آن(نظام) دفاع می کنند." به نظر شما که یک پژوهشگر دینی هستید چگونه می توان این افراد را آگاه کرد؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;من در اون مطلب، سخنم را خوب بیان نکردم. مقصودم این بود که؛ «آن بخش از طرفداران حاکمیت که جزو افراد عادی هستند، اکثرشان از مسئل دنیای سیاست بی اطلاع اند و...».&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;البته باید برای آگاه شدن خودمان ابتدا تلاش کنیم و سپس باید اطلاع رسانی کنیم. بسیاری از مردم در جامعه ی امروز ایران از اتفاقات بی خبرند. یا در تحلیل مسایل، سخن یکجانبه ی حاکمیت را می شنوند. بسیاری از مردم هنوز اطلاعات خود را از رادیو وتلویزیون رسمی میگیرند. ما باید در برابر این افراد جامعه هم مسئولیت پذیر باشیم و در حد توان خود آنان را با دیدگاه های دیگر هم آشنا کنیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;در جلسات خانوادگی، در محیط کار، در اتوبوس و مترو و تاکسی. در مسیر راه و پیاده رو ها. با روش های مختلفی که در دسترس قرار دارد، باید سخن منطقی خود را به مردم برسانیم و از زبان اهانت و تهمت دوری بگزینیم و سعی کنیم اطلاعات خود را دقیق و صحت ان را قبل از واگویی برای دیگران، مورد بررسی قرار دهیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;سوال دوم با توجه به این موضوع که در اکثر افراد جامعه به خصوص قشر جوان نوعی مذهب زدگی وجود دارد جایگاه دین ومذهب را در حکومت و جامعه آینده ایران چگونه می بینید؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;در ضمن پاسخگویی به پرسش یکی از دوستان، پاسخ شما را قبلا داده ام.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;"&gt;با تشکر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt;"&gt;من هم از همه ی دوستان که با پرسش هاشان فرصتی در اختیارم گذاشتند سپاسگزارم و از مسئولان سایت هم قدردانی می کنم. همه تندرست و پیروز و بهروز باشید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="line-height: normal; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0cm; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt;"&gt;احمد قابل............... 19 فروردین 1390 ................. ایران-مشهد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 10.0pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-2531755028387568922?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/2531755028387568922/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/04/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/2531755028387568922'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/2531755028387568922'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/04/blog-post.html' title='پرسش های سایت لینک سبز'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-3126291356743885528</id><published>2011-03-14T06:39:00.000-07:00</published><updated>2011-03-14T06:39:35.324-07:00</updated><title type='text'>مصاحبه با روز آنلاین</title><content type='html'>&lt;b&gt; برخی در مقایسه حوادث کشورهایی چون مصر. تونس و...می گویند در این کشورها اعتراضات مردم متوجه یک شخص[بن علی یا مبارک]است، اما در ایران متوجه یک نظام شده است. به عبارت دیگر اقای خامنه ای سرنوشت بقیه نهادها مانند سپاه مجلس قوه قضاییه و...در نهایت نظام را به خود گره زده است. نظرتان در این مورد چیست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته در مورد رفتار آقای خامنه ای، درست است که او سرنوشت یک "نظام" (جمهوری اسلامی) را به سرنوشت خودش گره زده است. اساسا ایشان و دوستانشان در نهادهای حکومتی، عنوان "نظام" را اسم مستعار آقای خامنه ای می دانند. ولی معلوم نیست که مشابه همین رفتار در مصر و تونس بوده یا خیر. لااقل بین شخص اول حکومت مصر و تونس با برخی نهادهای حکومتی و یا سران آن نهادها، ارتباطاتی چون رابطه آقای خامنه ای با همین نهادها در حکومت ایران وجود داشته است که عنوان "یکه سالاری" را در همه ی این کشورها، وجه مشترک قرار داده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;شما گفته اید "نظام از طریق ظلم آشکار مشغول براندازی سخت است"، این ظم از چه  مرحله ای پررنگ شده و مختصات آن چیست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تقریبا از همان روزهای نخست، اتفاقات غیر اصولی و غیر منطقی هم پابه پای حرکات مثبت، از سوی برخی نهادهای مردمی و برخی افراد در نهادهای حکومتی، پدیدار شد. سرعت اتفاقات روزها و ماه های آغاز یک انقلاب بزرگ و عدم استقرار یک نظم و نظام تعریف شده، برخوردهای ناروا و غیر منطقی در آن حد را طبیعی جلوه می داد. اما اندک اندک این کژروی ها تبدیل به قاعده می شد و غالب رفتارها را تحت تاثیر خود قرار می داد. از اینجا به بعد، زمان هشدار و پاکسازی حاکمیت از افراد متخلف فرا رسید که متاسفانه کمتر به انتقادات و هشدارهای دلسوزان ملی و یا مذهبی توجه شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اوج انحراف در اهداف انقلاب، از زمانی بود که برخی گروه های مخالف حاکمیت، دست به اسلحه بردند و حاکمیت هم ابتدائا برای دفاع از موجودیت خود اقدام کرد، اما سپس در مقام انتقام از مخالفانی برآمد که اقدام به ترورهای کور کرده و یا به تجزیه طلبی فرا خوانده و اقدامات شبه نظامی را برای رسیدن به اهداف خود برگزیده بودند.  خصوصا بحث "اسراف در قتل" به عنوان "ظلم غیر قابل جبران" از دیدگاه شریعت محمدی(ص) گناهی است که به هیچ وجه نمی توان در برابر آن بی تفاوت بود. وقتی کشتن ناحق یک نفر، در منطق قرآن برابر با کشتار تمام انسان ها است، کشتار چند هزار نفر با چه چیزی برابر می شود؟ !!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این دو گروه خشونت طلب درون نظام و مخالف نظام، عامل اصلی "انحراف انقلاب 57 به مسیر تحکیم خشونت و استبداد" در ایران شدند و البته پیروز این میدان، خشونت طلبان درون حاکمیت بودند که کشتار سال 1367 را نیز درکارنامه  خود و حاکمیت ثبت کردند. در تمام این مدت، افرادی در درون حاکمیت بودند که با روند انحرافی مبارزه و تلاش می کردند تا مانع گسترش خشونت ها گردند. آیت الله منتظری(رض) بزرگترین قهرمان اصلاح طلب این صحنه بود و تنها فردی بود که جرأت ابراز عقایدش را داشت و همه ی داشته هایش را در مبارزه منفی با خشونت طلبان و برای پیشگیری از انحراف غیر قابل بازگشت انقلاب، از دست داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از سال 67 و توقف اعدام ها، میدان سیاست دستخوش تحولاتی به نفع بازیگران خشونت طلب شد و افراد مخالف خشونت و آرامش طلب درون حاکمیت، از عرصه  سیاسی کشور حذف شدند و در زمان کوتاهی، تمامی مناصب تاثیر گذار را از "اصلاح طلبان" گرفتند و امکان دخالت در تصمیمات حاکمیت را از دلسوزان ملت و کشور سلب کردند.  البته در این مدت نیز با "قتل های زنجیره ای"بساط انحراف ادامه یافت ولی اقدام اصلی اقتدارگرایان خشونت طلب، بستن فضای سیاسی و ریشه کن کردن تمامی رسانه هایی بود که "آزادی بیان" را به عنوان حقی از حقوق ملت مورد تاکید قرار می دادند.من این همه را "ظلم و ستم به ملت ایران و اندیشه ی اسلامی" می دانم و بر اساس بیان پیامبرخدا(ص) که؛ "الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم" معتقدم که خشونت طلبان حاکم بر کشور، با اطلاع از این گزارش پیامبر که صریحا می گوید: "حکومت، با ستمگری نمی ماند"(برانداخته می شود) و با اطلاع از ظلم و ستم خود و همدستان شان، اقدام به تداوم این رفتارهای ستمگرانه کرده اند. یعنی "اقدام به براندازی" نظام جمهوری اسلامی کرده اند و بجای آن "نظام دیکتاتوری" را جایگزین کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;حکومت سالهاست که مخالفان را به کودتای خزنده و براندازی متهم می کند.هنوز هم هیچ کودتاگر و براندازی و با شواهد قانونی و ملموس، معرفی نشده. سئوال این است که اولا چرا این اتهام، اتهام مورد علاقه حکومت است و ثانیا اینکه وقتی مستندی ارائه نمی شود، نظام اسلامی در باوراندن ان به پیروان خود موفق بوده یا هست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای خامنه ای و دوستانش، پس از شکست تاریخی از ملت در انتخابات دوم خرداد 1376 ریاست جمهوری، تمام توان خود را در نهادهای انتصابی (شورای نگهبان، قوه ی قضائیه، نیروهای مسلح، صدا و سیما و منابر جمعه و جماعات) بکار گرفتند تا اصلاح طلبان را نابود کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دید خشونت طلبان حاکمیت، رسانه های آزاد(که روزنامه های مستقل از حکومت بودند) را باید با قوه قهریه  و قضائیه، می بستند و روزنامه نگاران و مدیران آن ها را به بند می کشیدند و با تعطیل فله ای مطبوعات، امکان تنفس دوباره ی خشونت طلبی را فراهم می کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایجاد مانع در مسیر اقتدارگرایان و "بازگشت خشونت طلبی" به معنی مواجه شدن با اتهامات "پایگاه دشمن، مزدوری اجانب، جنگ نرم، کودتای مخملی و خزنده، اقدام علیه نظام و اقدام علیه مقدسات اسلامی" بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قتل های زنجیره ای که از سال 68 به صورت پراکنده پی گرفته شده بود، در سال 77 و 78 آشکارا و پی درپی انجام گرفت تا نشان دهد که برخی حاکمان و مقتدران، خواب بازگشت به دهه  60 را می بینند. اثبات نقش وزارت اطلاعات در قتل های یادشده، بخش خشونت طلب حاکمیت را رسوا کرد. حمله به کوی دانشگاه نیز مشت بسته خشونت طلبان را پیش ملت باز کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شکست در انتخابات مجلس ششم، ضربه ی شکننده  دیگری بود که کمر خشونت طلبان حاکمیت را شکست. ولی از آن پس، اقدامات تلافی جویانه تا آنجا پیش رفت که جز "نابودی اصلاح طلبی" و اصلاح طلبان، گویی هدف دیگری برای حاکمان خشونت طلب وجود نداشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هرحال نتیجه آن همه شکست و تحقیر و رسوایی، انتقام سخت و دشواری است که امروزه باید پس داده شود و رقیب، واهمه ای از داوری مردم و افکارعمومی داخل و خارج ندارد. تمام وجودش در آتش انتقام می سوزد و هزینه  کینه آن همه رسوایی را باید پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt; باورمندان به نظام کنونی چه کسانی هستند؟ با چه انگیزه هایی؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه امروز در حاکمیت کشور باقی مانده، نظام جمهوری اسلامی نیست؛ چرا که رفتارش نه مبتنی برقانون اساسی است که اکثریت جمهور در سال های 58 و 68 به آن رای داده اند و نه مبتنی بر دستورات خداوند و سنت پیامبر(ص) و علی(ع) است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخی عالمان مدافع حاکمیت، بخاطر "ترس و طمع" یا یکی از آن دو در جمع مدافعان دیده می شوند. اکثر افراد عادی و ناآگاه نسبت به حقایق دنیای سیاست، به تصور دفاع حاکمیت از دین و شریعت و خدمتش به ملت، هنوز از آن دفاع می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خشونت طلبان سابقه دار حاکمیت نیز بخاطر ترس از "سرانجام ناگوار" چاره ای جز دفاع از حاکمیت ندارند. در حقیقت آنان به حاکمیت موجود، موجودیت بخشیده و می بخشند و بود و نبودشان را به آن گره زده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;علت علنی شدن نامه نگاری ها ی به قول شما نصیحت گرایانه به اقای خامنه ای چیست و چه تاثیری داشته؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ظاهرا تاثیری نداشته ولی آشکار گویی، پس از آن پدیدآمده که هشدارهای مخفیانه بی تاثیر بوده و مانع کژروی ها نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اقای خامنه ای به تدریج در نوک حملات و انتقادات مردمی قرار گرفته ؛ بخشی این ماجرا را به حساب گروه احمدی نژاد می گذارند که قصد دارد با یک بازی دوگانه خود را به عنوان الترناتیو حکومت اسلامی و البته همچنان با پسوند اسلامی معرفی کند. معتقدان به این نظر بحث " ایران ایران" کردن افرادی مانند مشایی و همزمان حمله به روحانیون را هم در این چارچوب می بینند؟ نظر شما چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من با این تحلیل مخالفم. آمدن گروه یادشده، با تصمیم آقای خامنه ای بوده و با تصمیم ایشان هم آنان نقش مخالف روحانیان سنتی در قم را بازی می کنند تا هم اهرم فشار رهبر بر مراجع باشند و هم مهار آنان در گرو حمایت های مراجع از رهبری باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای خامنه ای در همان دهه اول رهبری اش گفته بود: "ما باید یک جناح چپ از خودمان داشته باشیم"! و آقای مشایی هم اخیرا گفته است: "ما باید 14 میلیون رای مخالفانمان را برای انتخابات بعدی از آن خود کنیم"!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا بر این معتقدم هرگاه آقای خامنه ای لازم بداند، تیم ریاست جمهوری را چون دستمال کاغذی به کناری می اندازد. مقدمات این کار از هم اکنون شروع شده است و اگر فرصتی بیابند، آشکارتر نیز خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;تحلیل شما از نبردی که درون حاکمیت در گرفته  که در یک سوی ان کسانی مانند مطهری قرار دارند و توکلی و در سوی دیگر حامیان دولت، چیست؟ آقای خامنه ای در کجای این دعوا ایستاده و چرا؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته اختلافات درون مجموعه اقتدارگرایان جدی است و علت اصلی آن هم "لزوم بی اطلاعی بازیگران میانی از ساختگی و تحت کنترل بودن این اتفاقات است". انکار نمی کنم که این بی اطلاعی، می تواند درگیری های جدی را هم ایجاد کند و کنترل بازی را از دست بازیگردان ها خارج سازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای خامنه ای بازیگردان اصلی این ماجراها است و مدیریت تمامی اتفاقات را نیز خود وی برعهده دارد. ثیپولوژی ایشان به گونه ای است که حتی به فرزند خودش نیز تاوقتی امکان عرض اندام می دهد که در محدوده ی اختیارات تفویضی عمل کند. ماجرای آقای هاشمی نیز از دید آقای خامنه ای چیزی جز «تعدی هاشمی از نقش مورد نظر رهبری» نبود که منجر به حذف ایشان گردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ترکیب جنبش سبز را چگونه می بنیید؟ نقاط کلیدی ضعف و قوت ان کجاست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من هنوز ترکیب مشخصی برای جنبش سبز نمی توان تعریف کرد. هیچ توافق نوشته شده و هیچ هماهنگی خاصی صورت نپذیرفته. هرچه بود مربوط به انتخابات سال 88 بود و از آن پس، همه با هم تعارف می کنند. البته ادعای تمامی نیروهای متشکله جنبش سبز، تقلب در انتخابات و نادیده گرفتن رای آقایان موسوی و کروبی است. بنابراین نوعی توافق نانوشته در حمایت از این دو نفر وجود داشته که امیدوارم به توافق اصولی تری بیانجامد تا معلوم شود که "چه می خواهیم". ما می دانیم که "دیکتاتوری و استبداد" را نمی خواهیم. حتی می توانیم ادعا کنیم که نگاه ما به دیکتاتورها و مستبدان، نگاهی فرعی است و مشکل ما با مقوله "دیکتاتوری و استبداد" است نه با دیکتاتور و مستبد.ولی مهم تر از این توافق، رسیدن به هدف مشترک ایجابی، مثلا  "دموکراسی و حقوق بشر" است. آن گاه می توان یکدیگر را تحمل کرد و با نقد علمی و اخلاقی، راهکارهای یکدیگر را مورد بررسی قرار داد تا شاید در راهکارها نیز به اشتراک نظر برسیم.مساله "خشونت گرایی" که آفت انقلاب 57 شد، باید به عنوان یک آفت همیشه فعال در صحنه ی اجتماع و سیاست، از هم اکنون مورد نفی و طرد همگان قرار گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt; علت این نحوه برخورد حکومت با اقایان موسوی و کروبی چیست؟ چه هدفی را دنبال می کنند ؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنان پیش از انتخابات به عنوان "افراد صالح" تایید شدند تا اگر رای مردم را داشتند، در منصب ریاست جمهوری قرار گیرند. آقای موسوی عضو منصوب رهبری در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و آقای کروبی خود از پذیرش چنین سمتی انصراف داده بود. وقتی آنان در برابر تقلب و رفتارهای غیر قانونی خشونت طلبان ایستادند، شدند مزدور بیگانه و "فتنه گر"؛ آن هم فتنه ای که به اوایل انقلاب و حتی قبل از انقلاب(به گفته ی وزیر اطلاعات) برمی گشت. دیگری آن ها را خائن معرفی می کند که از زمان نخست وزیری خیانت کار بوده و یا در پست ریاست مجلس با بیگانگان سرو سری داشته و...هیچ کس از اینان نمی پرسد که لیست بلند بالای خیانت کاران ادعایی خشونت طلبان در نظام جمهوری اسلامی، به حدی رسیده است که گویا حداقل 26 سال از 32 سال پس از انقلاب را خیانتکاران دانه درشت مدیریت کرده اند. اگر 10 سال آن با مسئولیت آیة الله خمینی باشد بیش از 16 سال آن با مسئولیت والای آقای خامنه ای (که سیاست گذار اصلی کشور بوده) همراه بوده و عملا "اقرار خشونت طلبان به 16 سال خیانت ایشان به ملت" را نیز اثبات می کند! البته معلوم است که این تبلیغات گسترده برای بالابردن هزینه ی مخالفت با سیاست های خشونت طلبان و ایجاد رعب و وحشت در بین مخالفان و وادار به سکوت کردن ایشان صورت می گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt; در صورت ادامه بازداشت موسوی و کروبی، راه آنان چگونه می تواند ادامه یابد و از چه برخوردهایی باید پرهیز و چه برخوردهایی را تقویت کرد؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من معتقدم که جنبش سبز باید به یک "فکر راهبردی" و "اندیشه ی راهبر" مجهز شود و وابستگی به افراد را وانهاده و وابسته به افکار باشد. یعنی "رهبری جنبش سبز" باید رهبری فرد یا افراد نباشد بلکه "رهبری فکر یا افکار مشترک" باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اینصورت بازداشت بزرگان جنبش، مانع تداوم پایداری مردم و معترضان در جهت تامین حقوق قانونی و انسانی شان نخواهد شد و این حربه از دست رقیب گرفته خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;در این لحظه خاص تاریخی، به چه امید دارید و از چه چیزهایی ناامید شده اید؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من به گام مثبت ملت ایران در مسیر آینده ای بهتر، کاملا امیدوارم. ما از نظر باورها و عقاید، چیزی به نام ناامیدی نداریم. از همه که ناامید شویم، نوبت امید به خدا می رسد که با "نهی قرآن" و تاکید بر پرهیز از ناامیدی از رحمت خداوند رحمان، امکان نومیدی منتفی می شود. من در جمع معترضان، امید به پیروزی را پررنگ تر از آنچه گزارش داده شده، می بینم. در زندان و بازداشتگاه اطلاعات، افراد گمنام ولی توان مند و امیدواری را دیدم که اثری از آن را در رسانه ها نمی توان دید و یا کمتر می توان دید.به این نکته هم اطمینان دارم که "هیچ قدرتی نمی تواند بر جمع امیدوار به پیروزی، پیروز شود، حتی اگر بارها و بارها آن جمع را شکست دهد".&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-3126291356743885528?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/3126291356743885528/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/03/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/3126291356743885528'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/3126291356743885528'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='مصاحبه با روز آنلاین'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-1214081703896932679</id><published>2011-02-14T01:46:00.001-08:00</published><updated>2011-02-14T01:46:52.898-08:00</updated><title type='text'>پرسش های روزنامه ی لوموند</title><content type='html'>پرسش های روزنامه ی لوموند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-Quelle est sa situation exacte : ou en est-il de sa condamnation ? que lui est-il reproché exactement ?&lt;br /&gt;محکومیت شما در چه وضعیتی قرار دارد؟ و شما بیشتر در چه مواردی مورد بازجویی قرار می گرفتید؟&lt;br /&gt;پاسخم را با یاد خدا آغاز می کنم و امیدوارم که هیچگاه او را از یاد نبرم. از او می خواهم که همیشه در دفاع از حقیقت و عقلانیت و حقوق بشر ، من و هم میهنان و همفکران و همراهانم در سراسر دنیا را یاری کند.&lt;br /&gt;حکم اولیه، مرا به 3 سال زندان که یک سال آن به اتهام تبلیغ علیه نظام و دو سال آن به اتهام اهانت به رهبری است محکوم کرده و سپس 16 ماه از دو سال را به 40 میلیون ریال جریمه ی نقدی و 3 سال عدم خروج از محل اقامتگاه دائمی خود(شهرستان فریمان) و 3 سال محرومیت از مصاحبه و سخنرانی و انتشار آن در جمع بیش از سه نفر و مصادره ی لپ تاپ ، و بخاطر داشتن وسایل دریافت از ماهواره (رسیور و آنتن بشقابی) به یک میلیون ریال جزای نقدی، محکوم کرده اند. البته وکلای من به حکم اعتراض کرده اند که پرونده به دادگاه تجدید نظر فرستاده شده ولی ظاهرا تغییر چندانی را نمی توان انتظار داشت.&lt;br /&gt;اکنون بیش از 5 سال است که ممنوع الخروج از کشور هستم و بیست و اندی سال است که از تدریس در مراکز رسمی حوزه و دانشگاه، محرومم و حدود شش سال است که مجوز چاپ و انتشار کتاب هایم را نمی دهند.&lt;br /&gt;بازجویی ها در مورد سخنرانی ها، نوشته ها و مصاحبه هایم با رسانه های خارجی بود. نگرانی اصلی آن ها از انتقادهای آشکاری بود که در نوشتار و گفتار به رهبری کشور داشتم. آن ها از اینکه فردی از جایگاه دفاع از دین، آنان را متهم به نقض اصول و مبانی عقلانی دین و متهم به نقض قانون اساسی و سایر قوانین کشور در برخورد با مخالفان مسالمت جو و ملتزم به قانون می کند و حاکمیت را بخاطر بکارگیری سیاست های ضدبشری، محکوم می کند، شدیدا ناراحت بودند.&lt;br /&gt;بطور خاص از متهم کردن رهبری و مجرم دانستن او در رفتارهای خلاف دین و قانون حاکمیت، بسیار ناراحت بودند و پیشنهاد می دادند که من همه ی انتقادهایم را در هرزمان که لازم دانستم و در نوبت های مختلف، بنویسم و بدهم به مسئولان استانی وزارت اطلاعات (در استان خراسان) تا آن ها به رهبری برسانند و برایم رسید بگیرند، ولی از انتشار گفتاری و نوشتاری آن انتقادات پرهیز کنم!! که من با استناد به دلایل دینی و قانونی آن را رد کردم و انتقاد آشکار از رهبری را حق قانونی و شرعی و بلکه وظیفه ی قانونی و شرعی خود دانستم.&lt;br /&gt;یکی دو مورد هم نسبت به اعتقادات و نظریات دینی ام (مثل؛ حجاب، عزاداری ها و برخی مسائل دیگر) پرسیدند که پاسخ ندادم و گفتم: تفتیش عقاید برخلاف قانون اساسی و جرم است و دستگاه حکومتی حق ندارد در این مسائل وارد شود. آیا شما کارشناس مسائل دینی هستید که این مسائل را از من می پرسید؟ یا اگر من توضیح علمی بدهم شما آن را می توانید بفهمید؟ من بر اساس تأیید استادم و برخی مجتهدان بزرگ دیگر، در مسائل دینی صاحب نظر و دارای رتبه ی اجتهاد هستم و حق اظهار نظر تخصصی در مسائل دینی را دارم. بعد هم گفتم: مثلا من حضرت مریم را پیامبر خدا می دانم، پیامبری از جنس زن، و مستندم تأکید قرآن بر این امر است و این به دستگاه قضائی ربطی ندارد. اگر کسی مدعی است باید در حوزه ی علمیه ی قم یا نجف باشد و در همان جا هم به این ادعا و صحت یا عدم صحت آن بپردازد و یا پاسخ خود را با استدلال ارائه کرده و منتشر کند.&lt;br /&gt;اگر می خواهید محکمه ی تفتیش عقاید را برپا کنید، اقدام کنید ولی بدانید که اکنون دورانی نیست که من مثل گالیله از حرفم برگردم،بلکه مطمئن باشید که عقایدم را آشکارا در بیدادگاه و خارج آن می گویم. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;-dans quelles conditions a-t-il été détenu exactement et oàù ? (quelle section de quelle prison etc…)&lt;br /&gt;در مورد شرایط و مکان زندانی  که در آن قرار داشتند توضیحاتی بدهند ، در چه زندانی و چه نوع سلولی بودید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;74 روز اول بازداشتم را در یکی از اتاق های عمومی بازداشتگاه اداره ی اطلاعات و امنیت مشهد گذراندم که دوره ی بازجویی در همین مکان و همین زمان سپری شد. سپس مرا به زندان وکیل آباد مشهد منتقل کردند. 11 روز را در بند قرنطینه بودم و پس از آن به بند 6/1 (ششِ یک) اتاق عمومی 4 منتقل شدم . جمعا بیش از 6 ماه از بازداشتم را در این مکان آخری گذرانده ام.&lt;br /&gt;این بند مستقیما زیر نظر «حفاظت زندان» اداره می شود و ظاهرا ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی با زیر مجموعه ی وزارت اطلاعات دارد و مجری نظریات آن ها نیز هست.&lt;br /&gt;محدودیت هایی نسبت به سایر بندهای زندان دارد و اساسا یکی از تهدیدها برای سایر زندانیان این است که؛«اگر تخلفی کنند به بند 6/1 فرستاده می شوند». گروه های مختلفی در اتاق ها و سلول های این بند نگهداری می شوند. از افرادی که با جرایم و اتهامات مختلف زندانی شده اند و در سایر بند ها اقدام به درگیری، سرقت، فرار، توزیع مواد مخدر و سایر جرایم می کنند تا معتادان و زندانیان بهایی و زندانیان سیاسی در این بند نگهداری می شوند. کسانی که هنگامه ی اجرای حکم اعدامشان فرا رسیده را نیز چند ساعت قبل از اعدام، از تمامی بند ها به سلول های این بند منتقل کرده و ساعتی پس از غروب، برای اجرای حکم آنان را می برند. در زمان اجرای حکم اعدام، تلفن و خدمات عمومی بند، کاملا تعطیل می شود.&lt;br /&gt;اساسا سهمیه ی میوه زندانیان در زندان مرکزی مشهد (وکیل آباد) حذف شده و جز سه چهار نوبت در سال، چیزی به زندانی داده نمی شود. فروشگاه این بند هم گاه با فاصله ی بیش از دو ماه یکبار و در سریعترین نوبت، با فاصله ی یک ماهه، اقدام به عرضه ی محدود میوه برای خرید زندانیان می کند که بخاطر نبودن یخچال و نبود جای مناسب برای نگهداری میوه، حداکثر می توان میوه ها را برای یک هفته خرید و ذخیره کرد.&lt;br /&gt;در این مدت، چند نوبت با پابند و دستبند به محکمه برده شدم که بر خلاف قوانین کشور است. از همه تنفرآمیز تر، بازرسی های بدنی پس از مراجعه از دادگاه، ملاقات حضوری با خانواده و یا وکیل است که زندانی را برهنه می کنند و فقط با یک شورت او را بازرسی بدنی می کنند و سرباز را موظف کرده اند که علاوه بر لمس تمامی اعضای بدن از روی شورت، درون آن را هم ببیند!! این در حالی است که نه دین و نه قانون، این کار را مجاز نمی دانند و بلکه نگاه کردن به عورت دیگران را حرام می شمارد. به گمان من این رفتار زشت و شنیع، هیچ حایی برای سخن گفتن حاکمیت از کرامت انسان در ایران باقی نمی گذارد. &lt;br /&gt;چقدر بی حیا هستند آنانی که با مخالفان سیاسی و عقیدتی خود چنین رفتاری می کنند و باز هم ادعای دفاع از کرامت انسان را دارند. مگر آنانی که حقیقتا مجرمند و دست به سرقت و جنایت زده اند را می توان از حقوق انسانی محروم کرد و کرامت انسانی شان را نادیده گرفت که اینان پارا فراتر نهاده و با افرادی که شرافتمندانه از حقوق ملت خود و حقوق بشر و حق آزادی او دفاع می کنند و از ظلم و ستم انتقاد می کنند تا به رفتارهای نیک تبدیل شود، اینگونه غیر انسانی رفتار می کنند!!   &lt;br /&gt;در روزهای آخر، محدودیت ها افزایش یافت و من از تلفن و ملاقات محروم شدم. ضمنا پس از آزادی با وثیقه، شنیدم که نوبت تلفن دوستان و هم اتاقی هایم به سه روز در هفته تقلیل یافته، حق استفاده از هواخوری بند، شدیدا محدود شده و به حدود یکساعت در روز تقلیل یافته و حق استفاده از آشپزخانه هم منتفی شده است. در تمام مدت روز در را به روی هم اتاقی هایم قفل می کنند و جز برای تلفن زدن و یا خرید محدود از فروشگاه، از بیرون آمدن آنان از اتاق ممانعت می کنند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;- Considère-t-il qu’il a eu droit a un vrai procès ? quelles pressions ont été exercées contre lui en prison ? A-t-il du payer très cher pour pouvoir sortir quelques jours ?&lt;br /&gt;آیا شما از حق داشتن یک محاکمه عادلانه برخوردار بوده اید؟ چه فشارهایی در زندان بر شما وارد آورده اند؟  بایستی در قبال آزادی موقت وثیقه سنگینی پرداخت می کرديد؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من و تمامی مخالفان سیاسی حاکمیت کنونی در سی سال اخیر ایران، برخلاف عهد و میثاق ملی که در اصل 168 قانون اساسی آمده است، در محاکمی بدون حضور هیأت منصفه (که افکار عمومی را نمایندگی کند) و عمدتا غیر علنی، محاکمه شده ایم. این در حالی است که قانون اساسی کشور بر علنی بود و حضور هیأت منصفه تأکید کرده است!!&lt;br /&gt;از نظر دینی، نقض عهد و پیمان از گناهان بزرگ بشمار می آید و جالب است که حاکمیت ایران مدعی عمل به آموزه های دینی است. نام حکومت را «جمهوری اسلامی» نگذاشته اند تا به نام اسلام، بر خلاف آن رفتار کنند. یکی از جرم های من از نظر حاکمیت، نشان دادن همین تفاوت ها در ادعا و عمل حاکمیت بوده است.&lt;br /&gt;این محاکمات در جایی اتفاق می افتد که شاکی متهمان (دادستان)، منصوب از طرف قوه ی قضائیه است و رؤسای این قوه منصوب رهبری بوده و علنا در گفتارشان تصریح کرده اند که دیدگاه های رهبری کشور را «فوق قانون» می دانند و عکس او را در محاکم، بالای سر قضاتی که منصوب ریاست قوه اند بر دیوار نصب کرده اند. اساسا محاکمه در چنین جایگاهی بدون حضور هیأت منصفه ی مردمی، نمی تواند عادلانه باشد، چرا که شاکی و قاضی اعضای یک تیم اند و معلوم است که آن تیم، با هم هماهنگ بوده و گویا پیشاپیش همه ی اتهامات را به عنوان جرایم ارتکابی رقیب خود، قبول کرده است.&lt;br /&gt;در این گونه محاکم، حضور هیأت منصفه ضرورتی بیش از دیگر محاکم دارد، چرا که داور بین حاکمیت (که شامل قوه ی قضائیه هم هست) و مخالفان سیاسیت های حاکمیت، باید مردمی باشند که نقش فرد سوم و داور بازی بین تیم حاکمیت و تیم منتقدان حاکمیت را دارند. نمی شود که تیم شاکی خود به قضاوت در مورد شکایت و ادعاهایش بپردازد!!&lt;br /&gt;رفتار عمومی کارمندان زندان با من و امثال من خیلی نا مناسب نبود بلکه بسیاری از آن ها با ما همدردی کرده و اعلام همفکری می کردند. ولی رفتار برخی افراد در تیم حفاظت، در هنگامه ی بردن و آوردن به محاکم، بازرسی های بدنی و بازرسی اتاق و احضار روزهای آخر به حفاظت زندان، همراه با تحقیر و توهین های مکرر بود. ممانعت از حق تلفن و حق ملاقات هم در روزهای آخر اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;وثیقه ی درخواستی برای آزادی موقت من در مشهد، خیلی سنگین نبود(500 میلیون ریال) ولی آپارتمان شخصی ام در تهران بر خلاف همه ی قوانین کشور، مدت 8 سال و اندی است که به مبلغ 300 میلیون ریال در بازداشت است. بهانه ی آن هم طلب وثیقه برای آزادی من از بازداشت سال 1380 و 1381 بود که پس از 125 روز بازداشت به صورت انفرادی در زندان اوین با این قرار آزاد شدم. در این مدت 9 ماهه ی سال 88 و 89، هم من بازداشت بودم و هم وثیقه ام. در صورتی که پرونده ی تهران هم به مشهد آمد و بخاطر اشتراک شان در عناوین اتهامی، همه ی پرونده ها باهم رسیدگی شد و حکم بدوی آن هم صادر شده و پس از صدور حکم، تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه به مبلغ 500 میلیون ریال هم انجام گرفته است ، ولی هنوز هم وثیقه ی تهران آزاد نشده و به این تخلف آشکار از قانون پایان نداده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- Le fait qu’il soit un religieux théologien reconnu lui a-t-il valu  un traitement plus sévère encore ? Lequel ?&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;براساس این حقیقت که شما یک اندیشمند و محقق دینی شناخته شده هستید ایا این موضوع موجب شد که با شما جدی تر ( شدیدتر و خشن تر) برخورد کنند؟ چرا و به چه دلیل؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته مأموران اطلاعات و امنیت، تا حدودی مراعات ادب را می کردند و ظاهرا احترام می گذاشتند ولی شرایط عمومی مثل چشم بند زدن و محروم کردن از برخورداری های عمومی و عادی(که می گفتند مقررات بازداشتگاه است) اعمال می شد. &lt;br /&gt;شاید سوابق من و شناختی که از نحوه ی رفتارم در سه بازداشت قبلی داشتند(که در تهران سال 80-81 با انواع اهانت ها و فحاشی ها شروع شد و به عذر خواهی های بعدی و پایانی منتهی شد) و احتمالا توصیه های خاص مسئولان بالاتر، مانع از برخورد شدید در دوران بازجویی شده بود. قاضی محکمه هم مراعات ادب را می کرد و در مجموع رفتار نامناسبی نداشت.&lt;br /&gt;بازجوها و قاضی پرونده، به این نکته بارها اقرار می کردند که من یک محقق دینی هستم و طبیعتا خود را درگیر بحث های علمی با من نمی کردند. سابقه ی بیش از 40 سال تحصیل و تدریس و تحقیق در حوزه ی معارف اسلامی، چیزی نیست که بشود انکار کرد. حتی اگر فردی کند ذهن می بودم، این مقدار زمان فعالیت علمی، به ناچار دانشی در اختیارم قرار می داد. &lt;br /&gt;البته بازجوها مدعی بودند که نظریات دینی من موجب «تزلزل ایمان مردم» شده و می شود و مدعی بودند که من عقاید مردم را زیر سئوال برده ام. انتساب من و برخی دوستان همراه و همفکرم از نظر علمی به آیة الله منتظری(رض) که اعلم فقهای شیعه در زمان خود بود، نگرانی خاصی برای حاکمیت ایجاد کرده است.&lt;br /&gt;حاکمان کنونی کشور(از رهبری تا سایر مسئولان) هیچکدام دانش دینی آیة الله منتظری را نمی توانستند انکار کنند و حتی رهبری فعلی، در پیام تسلیتش به مناسبت درگذشت مرحوم استاد، به این نکته اقرار کرده است. وقتی فردی عالم و فرهیخته چون علامه منتظری(ره) رفتار حکومت را ضد اسلامی معرفی می کند، نقطه ی اتکای حاکمیت مدعی اسلام، فرو می ریزد. &lt;br /&gt;من هم جزو معدود شاگردان بزرگمردی چون آیة الله منتظری بوده ام که ایشان حکم اجتهادش را امضاء کرده  است. این رتبه را ایشان از سال 1372 به بعد شفاها و در مجامع گوناگون تأیید می کرد تا در سال 1377 کتبا آن را به من و دیگران ابلاغ کرد. علاوه بر اینکه جزو معدود شاگردانی بودم که رابطه ای صمیمانه و مشاوره ای با ایشان داشتم. ایشان حتی در برخی اظهارات علمی خود با برخی دوستان و شاگردان همفکرش مشورت می کرد، همانگونه که با برخی مخالفانش نیز مشورت می کرد!!&lt;br /&gt;ایشان در سال 1381 سه نفر را به نیابت خود برای پاسخگویی به مسائل اسلامی و پرسش های کاربران اینترنت معرفی کردند که من هم یکی از آنان بودم. این مطلبی بود که بازجوی اطلاعاتی هم به آن پرداخت و از من درباره ی این مطلب پرسید. معلوم بود که نسبت به این قضیه پس از رحلت مرحوم استاد، نگران بودند.&lt;br /&gt;اساسا علت اولیه ی بازداشت من، ممانعت از حضورم در تشییع و مجالس بزرگداشت آن فقیه نامدار اسلام بود و این را بازجوی اول، رسما اعلام کرد. &lt;br /&gt;بازداشت دومم نیز علاوه بر ناراحتی دستگاه های قضائی و اطلاعاتی از اطلاع رسانی من در مورد اعدام های زندان مشهد، انگیزه ی دیگری برای ممانعت از حضورم در مجالس سالگرد استاد(ره) داشت. به همین دلیل، چند روز پس از سپری شدن سالروز درگذشت استاد، موقتا از زندان آزاد شده ام.&lt;br /&gt;با توجه به این که تنها سنگر باقی مانده برای حاکمیت «ادعای پایبندی به اسلام و دفاع از اسلام»است و اعلام بطلان ادعاهای او از سوی امثال من (که عمری را در راه تحصیل و تحقیق و تدریس معارف اسلامی گذرانده ایم) ممکن است مورد قبول مردم علاقه مند به اسلام قرار گیرد، حساسیت خاصی به مخالفت مذهبی ها نسبت به دیگر مخالفان سیاسی دارند و به همین خاطر بیشتر مورد هجوم و تحریم حاکمیت قرار داشته ایم.&lt;br /&gt; البته در راه دفاع از حقیقت و حقوق ملت، دشواری ها را باید پذیرفت و استقامت ورزید. جرا که خداوند از انسان های وظیفه شناس و مدافع حقوق ستمدیدگان راضی است و کسب رضایت خداوندی، بزرگترین پیروزی است و شیرینی ممانعت از ظلم ظالمان بر مظلومان و جلوگیری از تجاوز به حقوق ستمدیدگان، از هر شهدی گواراتر است.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;- Au sein des religieux en Iran, y-a-t-il vrai débat sur l’évolution du régime depuis l’élection de 2009 ? On dit que M. Khamenei est allé quatre fois a Qom en un mois : cherche-t-il à son avis a se gagner le soutien de religieux qu’ils sent critiques ou peu convaincus par la  façon dont il gère la situation actuelle en Iran ?&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در ميان روحانيون در ایران آیا بحث و اختلافي در مورد تحول حکومت بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم وجود دارد؟ بر طبق اخبار رسیده، آقای خامنه ای در یک ماه چهار بار به قم سفر داشته اند.آیا ایشان  به دنبال کسب حمایت روحانیون و مراجع  منتقد خود هستند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر حاکمیتی در پی کسب حمایت افراد و گروه های جامعه ی خود، برآمده و تلاش می کند. تردیدی نیست که حاکمیت کنونی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.&lt;br /&gt;حاکمیت ایران چون مدعی اسلامی بودن است، شخصیت های تأثیرگذار و صاحب نظر اسلامی را باید در اردوگاه خود جمع کند و رضایت آنان را کسب کند تا صدای مخالفی به عنوان اسلام بر نخیزد. وجود صداهای مخالف به نام اسلام، جبهه ی حاکمیت را در اصلی ترین سنگرش تضعیف می کند.&lt;br /&gt;این حاکمیت نسبت به افکار عمومی مردم ایران، هیچ پروایی از متهم شدن به رفتارهای ضد حقوق بشری ندارد. به همین دلیل تلاش کرده است تا «اعلامیه ی جهانی حقوق بشر» را ضد اسلامی معرفی کند و تمامی مجامع حقوق بشری را بی اعتبار سازد و دفاع از حقوق بشر را مرادف با «دفاع از همجنس بازی» یا «دفاع از اهانت به پیامبر خدا» و امثال آن دانسته یا صرفا به دفاع از این گروه ها فرو کاهد. حتی این خط فکری را در اطلاع رسانی خود به مردم و اخبار سراسری شبکه های مختلف رادیو و تلویزیون دنبال می کند. به همین خاطر به مخالفت با حقوق بشر افتخار می کند. &lt;br /&gt;این حاکمیت از متهم شدن به «مخالفت با دموکراسی» نگران نمی شود چرا که با افتخار می گوید:«دموکراسی غربی را قبول نداریم» و سخن از عنوانی نامفهوم به عنوان «مردمسالاری دینی» می کند که نه خود مشخصات مردمسالارانه ی آن را می شناسد و نه دیگران از آن تصویری در ذهن دارند.&lt;br /&gt;این حاکمیت فقط یک ادعا دارد که از متهم شدن به ضدیت با آن می ترسد و آن «دینی بودن و اسلامیت» است. اینجا نمی تواند بگوید من افتخار می کنم که اسلامی نیستم. اگر کسی بتواند نشان دهد که رفتار حاکمیت، اسلامی نیست، آشنایان با اسلام اند که طبیعتا مردم ایران و جهان، آن را در رویکرد عالمان دینی و فقهاء اسلامی متجلی می بینند.&lt;br /&gt;حال اگر عده ای از آنان مخالف حاکمیت و رفتارهای او باشند و او را به رقتار خلاف اسلام متهم کنند، تنها توجیه مشروعیت و مقبولیت حاکمیت از بین می رود و به زائده ای مضر برای جامعه تغییر چهره می دهد!!&lt;br /&gt;پس از انتخابات سال 1388 جمع بزرگی از عالمان بزرگ و مراجع شیعه با رفتارهای سرکوبگرانه و خونریزی های حاکمیت مخالفت کردند و حداقل این است که از تأیید رویکرد حاکمیت امتناع کردند. برخی علنا اعلام مخالفت کردند و برخی در خفا به رهبری کشور تذکر و هشدار دادند. &lt;br /&gt;در مسائل پس از انتخابات، حامیان دولت و رهبری از سکوت علما شدیدا ناخشنود بودند تا چه رسد به عالمانی که مخالفت کردند و تذکر دادند. حضرات آیات؛ موسوی اردبیلی، صانعی، جوادی آملی، دستغیب شیرازی، محقق داماد، طاهری اصفهانی، بیات زنجانی، موسوی تبریزی، موسوی خوئینی ها، موسوی بجنوردی، و فقهای مجمع محققین و مدرسین حوزه ی علمیه ی قم و بسیاری از مجتهدان جوان تر حوزه های علمیه و روحانیان سرشناس دیگری چون؛ هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، عبدالله نوری، مهدی کروبی، مجمع روحانیون مبارز، هادی خامنه ای، حسن خمینی، ناطق نوری و حسن روحانی و بسیاری دیگر که از جمع حاکمیت فاصله گرفته بودند، در این باره شدیدا حاکمیت را نگران کردند و به همین دلیل، صدمه ی بزرگی به حیثیت رهبری کشور وارد شد.&lt;br /&gt;برای جبران این خسارت بزرگ، ده ها سفر آقای خامنه ای به قم هم کافی نخواهد بود و همانطور که آقای خامنه ای گفت:«آبروی ایشان و حاکمیت ایشان رفت».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;-  Sa famille est-elle soumise à des pressions, une surveillance particulière ?&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;خانواده شما در پی حوادث سال گذشته تحت  فشار و مراقبت ویژه ای هستند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اساسا خانواده ی ما برای رهبری فعلی کشور و بسیاری از مسئولان گذشته و حال جمهوری اسلامی، خانواده ای شناخته شده است. آقای خامنه ای با خصوصیات این خانواده به خوبی آشنا است. با مرحوم پدرم که روحانی بود دوستی مختصری از قبل انقلاب 57 داشت و من و برادرم هادی قابل را بطور خاص و پس از رسیدنش به مقام رهبری، می شناسد. پیش از این توصیه ی خاصی هم در مورد چگونگی برخورد با من و معدودی از دوستانم به دادگاه ویژه ی روحانیت داشته است که مربوط به قبل از انتخابات بود. &lt;br /&gt;برخوردهای انجام گرفته با برادرم گرچه بیشتر سیاسی و بخاطر عضویت ایشان در حزب مشارکت بوده است و برخورد با من بیشتر بخاطر دیدگاه ها و شیوه ی انتقادی است که انجام می دهم، ولی من، برادر، شوهر خواهر، خواهران و برخی فرزندان خواهران و برادرانم(که بیش از سه نفرشان پس از انتخابات، بازداشت شده و یا چند ترم از تحصیل دانشگاه محروم شده و به حبس تعلیقی محکوم شده و پس از مدتی آزاد گردیده اند) اساسا از منظر دین و شریعت اسلامی منتقد حاکمیت بوده ایم. &lt;br /&gt;من متأسفانه عضو هیچ تشکیلات سیاسی نبوده ام و اساسا علاقه ای به جنبه های اجرائی سیاست ندارم. کار من بیشتر تحلیل مسائل است و عمده ی درگیری من با حاکمیت، بخاطر نسبت دادن اینهمه ظلم و فساد به اسلام است. البته با اصل ظلم و ستم از جانب هرکسی و به هرکسی و با هر عنوانی که باشد مخالفم ولی چون در آن مرحله فعالان زیادی در صحنه ی سیاسی حضور دارند، من بیشتر وقتم را در سیاست، به نسبت سنجی بین دین و شریعت با رفتارهای مدعیان سیاست دینی اختصاص می دهم.&lt;br /&gt;من و خانواده ام نیز کم و بیش اسلام را می شناسیم و در برابر انتساب ستم های حاکمیت به اسلام، سکوت را جایز نمی دانیم و به همین جهت مورد خشم حاکمیت قرار گرفته ایم.&lt;br /&gt;هنوز 15 روز از آزادی برادرم از زندان 22 ماهه نگذشته بود که در 29 آذر 1388 بازداشت شدم. در زمان آزادی(که بیش از 8 سال آن به قید وثیقه بوده) همه گونه محرومیت را تجربه کرده ام. چند نوبت سخنرانیم را در حسینیه ی ارشاد تهران و چند نوبت در دانشگاه های مختلف کشور را لغو کرده اند. چند بار در نجف آباد هیأت امنای حسینیه ی اعظم را تحت فشار گذاشته اند تا از دعوت من برای سخنرانی منصرف شوند. برخی دوستانم در فریمان را تهدید به برکناری از کار و یا حذف برخی امکانات درآمدی شان کرده اند.&lt;br /&gt;شنود تلفن ها، به تلفن های مادر و همسر و فرزندم نیز سرایت کرده است. خواهران و برادران و برخی دیگر از بستگانم نیز مشمول این عنایت حاکمیت هستند. برخی فشارهای روانی و تهدید به بازداشت برای همسر وفادار و فداکارم هم در دوران بازجویی من و نیز در زمان مراجعات وی به محکمه و بحث با برخی مسئولان پرونده (بخاطر مصاحبه هایش) پدید آورده بودند. تعقیب و مراقبت در برخی رفت و آمد ها و جلسات و فرستادن مخبر به جمع های دوستانه و تهدید برخی افراد به صورت تلفنی و یا حضوری نسبت به برقراری ارتباط آنان با من و خانواده ام و احضار مادر و خواهرم و برخی دوستان به اطلاعات و پرس و جوهای مکرر در مورد من و فعالیت هایم، اموری بوده و هستند که برایم تکراری و طبیعی شده است و مدت ها است که من و همفکرانم با این روند آشناییم و با آن کنار آمده و زندگی می کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- A-t-il vu en prison des personnes arrêtées a l’été 2009 qui n’ont pas été jugées et qui n’ont pu sortir pour voir leurs familles?&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;آیا شما در زندان با افرادی برخورد داشته اید که در تابستان 88 بازداشت شده باشند ولی هنوزجلسه دادگاه برای بررسی جرمشان تشکیل نشده باشد و همچنان از ملاقات با خانواده شان محروم باشند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری، دو برادر تهرانی بودند که خانواده ام در سالن ملاقات مادر آن دو را در انتظار گرفتن مجوز ملاقات دیده که ظاهرا با ملاقات ایشان موافقت نمی کردند. من در اردیبهشت ماه 1389 یکی از آن دو برادر را در هواخوری برای چند دقیقه دیدم و به یک پرسش او در مورد چگونگی رسیدگی به پروندها در محاکم، پاسخ دادم. این دو نفر بیش از یکسال است که بازداشت شده اند و هنوز محاکمه نشده و تکلیفشان تعیین نشده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;- Pense-t-il que le gouvernement estime que le mouvement vert est mort ou au contraire le sent-il très inquiet ? Et donc enclin a ne pas relâcher les prisonniers ?&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  آیا شما فکر می کنید که دولت " جنبش سبز " را مرده قلمداد می کند  یا برعکس از آن بسیار نگران است و به همین دلیل زندانیان را آزاد نمی کند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش سبز در بیانات آقای خامنه ای هنوز زنده است. تقریبا هیچ دیدار و سخنرانی ای نیست که رهبری به آنچه «فتنه ی سال 88» می خواند، تذکر و توجه ندهد. سایر مسئولان کشور هم نمی توانند عواقب و آثار فراوان آن جنبش عظیم را نادیده بگیرند، هرچند در گفتار مدعی پایان یافتن آن می شوند. &lt;br /&gt;از آن جنبش هنوز بیانیه ها و مصاحبه های سران و فاصله گرفتن دهها چهره ی ارزشمند حاکمیت، از رهبری کشور و اختلاف نازدودنی تعدادی از بزرگان حوزه و مراجع با حاکمیت، باقی است. &lt;br /&gt;هنوز  زندانیان سرافراز جنبش و خانواده های صبور و مهربان و تلاشگرشان که با بیانیه ها و خبرهای امیدوار کننده شان نشان می دهند که این جنبش نفس می کشد و اعصاب و روان حاکمیت را آرام نمی گذارد، باقی هستند و تا این شاهدان سرافراز باشند، جنبش نمی میرد.&lt;br /&gt;هنوز خون های به ناحق ریخته شده ی شهدای جنبش می جوشد و رسوایی ستمگران را رقم می زند. و هنوز لطف و محبت مردمی که با اشاره و حضور و سخنی کوتاه، دل مبارزان مسالمت جوی جنبش سبز را گرم می کنند و پشتوانه ی خانواده های ارجمند اسیران جنبش می شوند، پایان نیافته است و هنوز امید اصلاح به یأس نیانجامیده است و هرگز نخواهد انجامید. تا امید هست، جنبش سبز هست. سبز و سرزنده و شاداب. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;-comment voit-il l’avenir ?&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;آینده سیاسی ایران را چگونه می بینید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آینده را اگر فقط همین فردای امروز بدانیم، فردای ایران را نمی توان پیش بینی کرد. ولی اگر آینده ی کمی دورتر از فردا را بنگریم، آینده از آن هر تفکری است که آگاهی و توسعه و شادی را برای ایران می خواهد. تفکری که از خون ریزی متنفر باشد و به صلح و صفای آدمیان در سراسر کره ی خاکی بیندیشد و ایران را به عنوان بخش ارزشمندی از این کلیت، آزاد و رها از هرنوع کینه ورزی و انتقامجویی و استبداد بخواهد که هیچ حاکمی جرأت تعرض به آزادی بیان و حقوق انسان را نداشته باشد و اگر جسارت کرد، ساختار قدرت به گونه ای باشد که با مسالمت بتوان ابزار قدرت را از او گرفت و به وفاداران به حقوق بشر سپرد.&lt;br /&gt;این نه تنها آینده ی ایران که آینده ی دور و نزدیک همه ی آدمیان است. ایران جزو دورترین ملت ها به این ارزش های انسانی، نیست و شاید جزو نزدیکترین ها باشد. &lt;br /&gt;آگاهی روز افزون ملت و رشد تکنولوژی اطلاع رسانی و ناممکن شدن بیش از پیش سانسور و آشکارتر شدن ناتوانی حاکمیت در اداره ی سیاسی کشور و مجبور شدنش به بهره گیری از نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی برای کنترل اوضاع سیاسی، آشکارشدن پیامدهای ناگوار سیاست های نادرست و غیر علمی در مسائل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، مطمئنا پرده های غفلت را یکی پس از دیگری کنار می زند. هرگاه آگاهی و خواست مبتنی بر انصاف در جامعه ی ایران شکل گیرد، تحول ناگزیر خواهد بود. تحول در سیاست ها، که اساس خواسته ی ملت است و نه فقط جابجایی در اشخاص و سیاستمداران. &lt;br /&gt;اگر روند تغییرات در ایران مبتنی بر «رفرم و اصلاح طلبی» باشد، استبداد، امکان بقا و یا بازگشت دوباره ی پس از اصلاح را نخواهد داشت ولی اگر با استفاده از ابزار خشونت و روش های اصطلاحا انقلابی، تغییری در ایران حاصل شود، امکان تحقق استبداد جدید با نامی نو را نمی توان نادیده گرفت، چرا که ابزار رسیدن به هدف، معمولا تقدیس می شود و اگر خشونت ورزی، مقدس و نیکو شمرده شود، مسیر گذشته در قالبی دیگر بازسازی خواهد شد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;با سپاس&lt;br /&gt;ماری کلود دکامپ&lt;br /&gt;دبیر سرویس بین الملل روزنامه لوموند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من نیز از شما تشکر می کنم و امیدوارم در ایران و جهانی آباد و آزاد از جهل و ستم، امکان گفت و گوی رو در رو را بیابیم. به امید آن روز.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمد قابل............... دوم بهمن 1389 ..................... مشهد-ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-1214081703896932679?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/1214081703896932679/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/02/blog-post.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/1214081703896932679'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/1214081703896932679'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='پرسش های روزنامه ی لوموند'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-8273547775595606625</id><published>2010-12-26T22:28:00.000-08:00</published><updated>2010-12-26T22:28:48.067-08:00</updated><title type='text'>احمد قابل، غروب چهارم دی ماه با قرار وثیقه آزاد شد</title><content type='html'>احمد قابل، محقق و پژوهشگرِ نواندیشِ دینی، پس از تحمل نزدیک به ۱۷۰ روز زندان، غروب روز شنبه چهارم دی ماه ٨٩، با قرار وثیقه ای ۵۰۰ میلیون ریالی، و با حکم قاضی کاووسی رییس شعبه ۵ دادگاه انقلاب مشهد آزاد شد.&lt;br /&gt;با وجود کاهش وزن شدید، وضعیت عمومی قابل خوب توصیف شده و وی در حال حاضر در مشهد است و به زودی به محل سکونت خود، فریمان باز خواهد گشت.&lt;br /&gt;اولین جلسه دادگاه قابل، روز ۲۹ اردیبهشت برگزار شد که طی آن تمامی موارد اتهامی مطرح و وی و وکلایش با رد اتهامات، دفاع خود را مطرح کردند.&lt;br /&gt;گرچه زمان جلسات بعدی دادگاه هنوز مشخص نشده اما دادگاه با درخواست وکلا مبنی بر تغییر قرار بازداشت، موافقت کرد و قرار تامین وثیقه صادر شد.&lt;br /&gt;احمد قابل ۲۹ آذر ۸۸، بعد از درگذشت آیت الله العظمی منتظری برای مراسم تشییع آن مرحوم، از مشهد به قم سفر می‌کرد که در بین راه نیشابور بازداشت شد.&lt;br /&gt;این محقق و پژوهشگر، بهار امسال موقتا آزاد شده بود، که با افشاگری پیرامونِ اعدام های صورت گرفته از زندانیانِ زندان وکیل آباد مشهد، مجددا بازداشت گردید.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-8273547775595606625?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/8273547775595606625/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2010/12/blog-post_26.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/8273547775595606625'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/8273547775595606625'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2010/12/blog-post_26.html' title='احمد قابل، غروب چهارم دی ماه با قرار وثیقه آزاد شد'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-8855721001504625982</id><published>2010-12-20T12:53:00.000-08:00</published><updated>2010-12-20T12:53:37.632-08:00</updated><title type='text'>دفاعیات احمد قابل</title><content type='html'>متن ذیل دفاعیه حجه الاسلام و المسلمین احمد قابل در شعبه پنجم دادگاه انقلاب اسلامی مشهد است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نام خداوند رحمان و رحیم&lt;br /&gt;(و کفی بالله حسیباً)&lt;br /&gt;از آنجا که طبق اصل 168 قانون اساسی، هرگونه رسیدگی به اتهامات سیاسی، باید در دادگستری و با حضور هیأت منصفه صورت گیرد، و درغیر این‌صورت اقدام برعلیه نظام قضائی و سیاسی تعریف شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و من از هرگونه اقدام بر علیه نظام خود را مبرا دانسته و رقیب حاکم را در اقدامات مکرر بر علیه قانون اساسی و نظام مورد نظر آن، مجرم می‌دانم؛ دفاعیه خود را برای وجدان‌های منصفی که باید در هیأت منصفه حضور می‌داشتند و اکنون حضور ندارند می‌نویسم، و امیدوارم که وجدان حاکمان را هشداری باشد تا از نقض قانون اساسی بپرهیزند و با حربه زندان و تبعید و بازداشت و محرومیت‌های دیگر؛ آزادی بیان را با اتهامات بی اساس؛ پایمال استبداد و خودکامگی نکنند و عهد و پیمان خود با ملت ایران را که در قالب قانون اساسی تجلی یافته، بیش از این زیر پا نگذارند، چرا که «نقض عهد و پیمان» از گناهان کبیره و موجب عذاب الهی و انحطاط اخلاقی و سقوط قدرت می‌شود و هیچ اقدامی بر علیه امنیت ملی و نظام جمهوری اسلامی، کاراتَر و مؤثرتر از نقض قانون اساسی و آزادی های مصرحه در آن نبوده و نیست.&lt;br /&gt;نکند جور پیشه سلطانی   که نیاید ز گرگ چوپانی&lt;br /&gt;پادشاهی که طرح جور افکند      پای دیوار ملک خویش بکند&lt;br /&gt;هیچ تیشه‌ای به ریشه نظام حاکم، قاطع‌تر از «ظلم و جور حاکمان و نقض عهد و پیمان با مردمان» عمل نمی‌کند و هشدار که سال‌های متمادی است که برخی حکام، مسیر ستمگری را در پیش گرفته‌اند و اگر چاره‌ای اندیشیده نشود، برخی مدعیان حمایت از نظام، ریشه آن را قطع خواهند کرد و نه از تاک نشانی باقی خواهند گذاشت و نه از تاک‌نشان.&lt;br /&gt;من و امثال من به جرم انتقاد از مظالم حکومت‌گران، همه‌گونه محرومیت را تحمل کرده و تحمل می‌کنیم، ولی از وظیفه شرعی و قانونی و حق آزادی بیان خود عدول نمی‌کنیم. چشم بر کجروی‌ها و ظلم و ستم‌ها و دروغ و فریب‌ها نمی‌بندیم و سکوت همراه با رضایت را پیشه نمی‌کنیم. اگر چه بارها و بارها به آن فراخوانده شدیم تا هم‌چون برخی حاکمان، در ناز و نعمت به‌سر بریم و از امکانات عمومی، بهره‌مند شویم.&lt;br /&gt;ما به جرم اصرار بر قانون اساسی و خصوصاً «حق حاکمیت مطلقه ملت» که صریح اصل 56 قانون اساسی است و حتی «ولایت مطلقه فقیه» را (که مفاد اصل پنجاه و هفت و برخی اصول بعدی است) زیر مجموعه حق حاکمیت ملی قرار داده است و مفاد آن؛ «عدم جواز تصدی و تصرف ولی فقیه در غیر موارد رضای مردم است» متهم به عناوینی چون؛ «اهانت به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» شده‌ایم.&lt;br /&gt;اگر هم‌چون برخی مدافعان حاکمیت کنونی کشور، برخلاف صریح قانون اساسی، سخن از «فصل‌الخطاب بودن نظر رهبری» می‌راندیم، در اوج عزت و قدرت حکومتی قرار می‌گرفتیم ولی چون مطابق با قانون اساسی که می‌گوید: «در امور مهمه باید به آرای عمومی مراجعه شود» و صراحتاً از «همه پرسی» نام برده است و تصمیم اکثریت ملت را فصل‌الخطاب قرار داده است؛ از فصل‌الخطاب بودن رفراندوم و همه پرسی دفاع کرده‌ایم و تن به زیاده خواهی‌های «فراقانونی حاکمان» نداده و آن را مورد انتقاد قرار داده‌ایم، باید زندگی خود را با حبس و تبعید و تحریم حقوق اولیه انسانی خود عجین بیابیم و خانواده‌های خود را در اعیاد و غیر آن، در کنار خود نداشته و حتی از حقوق رسمی زندانیان عادی نیز محروم باشیم. باید ماه به ماه از میوه خریدن هم محروم باشیم. باید هر یک ماه و نیم یک‌بار خانواده خود را حضوراً ملاقات کنیم و ...&lt;br /&gt;این مقدمه‌ای بود تا به موارد اتهامی برسم و یکایک آن را مختصراً بررسی کنم. اتهاماتی که در کیفر خواست آمده و من بدون آن‌که حق مراجعه به پرونده و مستندات مدعی را داشته باشم، باید تنها با استفاده از حافظه خود، آن‌ها را پاسخ بدهم.&lt;br /&gt;1- تبلیغ علیه نظام: مدافعان حاکمیت و افرادی که در درون حاکمیت مایل به استبداد و دیکتاتوری بوده و هستند، قرائتی استبدادی و یکه‌سالارانه از قانون اساسی ارائه می‌کنند که عملاً موجب معطل ماندن بسیاری از اصول قانون اساسی شده است. بخش حقوق ملت و حق حاکمیت ملت از طریق همه پرسی و امثال آن و انتخابات آزاد از نظارت حکومتی استصوابی، کاملاً تعطیل شده است.&lt;br /&gt;برای مثال در طول سی سال پس از تصویب قانون اساسی، حتی یک‌بار برای حل مشکلات و تعیین نظر مردم در مسایل اختلافی شدید، از «همه پرسی» استفاده نشده است! حتی یک‌بار به معترضان به سیاست‌های حاکمیت، حق راهپیمایی داده نشده است!! حتی یک‌بار از «عفو عمومی» استفاده نشده است!! حتی یک‌بار از رهبری کشور، شکایتی علنی در دادگاهی نشده و عادلانه رسیدگی نشده است!! در حالی که ایشان در سخنرانی‌های رسمی و رادیو و تلویزیونی و خطبه‌های جمعه و اعیاد ملی و مذهبی به اهانت‌های مکرر بر علیه منتقدان سیاست‌های کشور که صریحاً اعلام وفاداری به قانون اساسی هم کرده‌اند، ادامه داده و می‌دهد. اخیراً آنان را با عناوین «بی عقل» و «میکروب سیاسی» و «تفاله‌های دشمن» و امثال آن، مورد توهین و تحقیر قرار داده است.&lt;br /&gt;گاه بیگانگان را با ادبیاتی غیر اخلاقی، مورد هجوم قرار می‌دهد، در حالی‌که قرآن کریم صریحاً با نهی«لا تسبوا» از این کار منع کرده است. مسلماً کسی که منطق برتری دارد احتیاج به توهین و بهره گیری از ادبیات غیر اخلاقی ندارد.&lt;br /&gt;آقایان از این‌که به دستگاه قضایی اعتراض کرده‌ام که چرا آمار دروغ ارائه می‌کنند، ناراحت شده و ضمن اقرار به عدم صحت آمار ارائه شده از سوی دستگاه قضایی، آن را مقتضای مصلحت می‌دانند و در همین حال می‌خواهند مرا متهم به «نشر اکاذیب» کنند و آن را در عنوان ثانوی با عنوان «تبلیغ علیه نظام» به من نسبت می‌دهند!!&lt;br /&gt;امام صادق(ع) در روایتی با سند صحیح می‌فرماید: «احبّ الناس الیّ من اهدی الیّ عیوبی = محبوب ترین مردم پیش من کسی است که عیب های مرا به من گوشزد کرده و هدیه می‌کند» حاکمیتی که ادعای پیروی از فقه جعفری(ع) را دارد، بر خلاف روی‌کرد امام صادق(ع)، گوشزدکنندگان عیوب حاکمیت و انتقاد از آن را شایسته دشمنی و زندان و محرومیت‌های رنگارنگ می‌دانند!! این همه نفرت از منتقدان با سفارش امام صادق(ع) سازگار است یا با سیره مخالفان ایشان؟!&lt;br /&gt;من صریحاً اعلام می‌دارم که نه تنها «علیه نظام» تبلیغ نکرده‌ام، بلکه بر علیه کسانی تبلیغ کرده‌ام که سیاست‌های آن‌ها بر خلاف اسلام و قانون اساسی و نظام منطبق بر آن‌ها بوده است. بلکه تنها بر علیه سیاست‌های آنان تبلیغ کرده‌ام و صریحاً ابراز کرده‌ام که: «حاکمیت مسیرش را منطبق بر قانون اساسی و سایر قوانین کشور و رعایت حقوق شهروندی قرار دهد، تا از سیاست‌هایش حمایت کنیم»&lt;br /&gt;2- اهانت به رهبری: اولاً؛ من در همه انتقادهایم از رهبری، احساس نکرده‌ام که منطق لازم را برای انتقاد نداشته باشم. معمولاً با استدلال به نقد سیاست‌های و روی‌کردهای رهبری پرداخته‌ام و کسی که منطق دارد، احتیاج به اهانت ندارد. &lt;br /&gt;ثانیاً؛ ایشان در اهانت کردن به رقیبان و مخالفان قانونی، چیزی را فروگذار نکرده‌اند! هرچه توانسته‌اند اقدام به توهین و تحقیر کرده‌اند! با توجه به ذیل اصل یکصد و هفتم  قانون اساسی که می‌گوید:«رهبر در برابر قوانین با سایر افراد مساوی است» باید از سوی مدعی‌العموم تحت تعقیب قرار گیرد و رسماً اعلام شود که «هر کس مورد توهین و تحقیر از سوی رهبری قرار گرفته، با مراجعه به دادستانی، اعلام شکایت کند»&lt;br /&gt;من در سال 1381 رسماً اعلام کردم که «از رهبری شکایت دارم، یک جا نشان دهید که رسماً شکایت کنم و امید رسیدگی عادلانه داشته باشم» ولی هیچ پاسخی جز تهدید نشنیدم. البته می‌دانستم که چنین جایی وجود ندارد، چرا که دستگاه قضایی و سایر دستگاه‌های حکومتی با افتخار می‌گویند: «مطیع امر رهبریم». در چنین مجموعه مطیعی نمی‌توان انتظار داشت که فردی به مراتب فرو دست‌تر، از فرادستی چون علی‌بن ابیطالب(ع) را، بتوانند به محکمه‌ای بخوانند که شاکی‌اش از «یهودی» کمتر نیست و متشاکی‌اش نباید برتر از علی(ع) شمرده شود. ولی آن عدل افسانه‌ای امیر مؤمنان(ع) بود و این بساطی که کمترین شباهت به آن نسخه بی‌مثال را ندارد. نمی‌توان و نباید با آن مقایسه کرد و گرنه مصداق سخن مولانا خواهی شد که «از قیاسش خنده آمد خلق را». &lt;br /&gt;ثالثاً؛ اگر کسی اهانت‌های رهبری را با استفاده از حق «مقابله به مثل»(و من اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم) بخواهد پاسخ دهد، طبیعی است که «حق اهانت به رهبری» را شرعاً و قانوناً خواهد داشت و قضاوت عادلانه نمی‌تواند متعرض پاسخ دهنده شود. اگر تعرض قانونی جایی داشته باشد باید به سراغ «آغازگر اهانت» برود و او را مسبب ناهنجاری بشمارد و کیفر دهد. &lt;br /&gt;رابعاً؛ ابهام بازجویی بازپرس در مورد تعریف «انتقاد» و نشناختن مرز «توهین» و عدم تفکیک این دو مقوله، سبب انتساب چنین اتهام ناروایی شده است. من هیچ لفظ رکیکی علیه رهبری بکار نبرده‌ام و نه در گفتار و نه در کردار هم بیان یا رفتاری نکرده‌ام که موهم این انتساب باشد. &lt;br /&gt;خامساً؛ اقتضای تساوی رهبری با سایر افراد (که در اصل 107 به آن تصریح شده) شکایت شخص ایشان یا وکیل قانونی ایشان از متشاکی است و این مورد با تخلف از قانون اساسی به تفاوت آشکار بین رهبری و سایر افراد بین رهبری و سایر افراد (هم در اصل شکایت و هم در حد کیفر قانونی) تبدیل شده است. بهتر است که ملاک داوری، عهد و میثاق ملی باشد و گرنه قاضی پرونده نمی‌تواند پاسخ حساب الهی را بدهد. چرا که مطمئناً به قانون اساسی در سال 58 یا 68 رأی داده است و این رأی، به منزله پذیرش این میثاق است و خداوند سبحان می‌فرماید: «فبما نقضهم میثاقهم لعناهم = بخاطر نقض عهد و پیمان از رحمت خود دورشان ساختیم و قلب آنان را دچار قساوت ساختیم». هشدار! که در روز جزا نه رهبری فعلی کشور از آنان دفاع خواهد کرد و نه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و نه نیروهای مسلح و مسؤولان قضایی بالاتر از صادر کننده حکم!!&lt;br /&gt;3- اهانت به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی: مستند حکم بازپرس و نماینده دادستان در انتساب این اتهام به اینجانب، گزارش دروغ اداره اطلاعات نجف آباد است. سی دی آن جلسه پرسش و پاسخ و متن پیاده شده آن را برای ثبت در پرونده ارائه کرده‌ام. گرچه قاضی پرونده از من منکر اتهام طلب مدرک کرد و نه از مدعی!! یعنی قاعده فقهیه «البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر – شاهد آوردن برای ادعا بر عهده مدعی است و اگر شاهدی نیاورد، منکر فقط باید با قسم انکار کند»، در این پرونده معکوس شد و از من طلب شاهد شد که به فضل خدا و برای اثبات دروغ بودن گزارش اداره اطلاعات نجف آباد؛ متن یاد شده ارائه شده است. من نه تنها اهانتی نکرده‌ام که از حیثیت ایشان دفاع هم کرده‌ام.&lt;br /&gt;4- نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی: وقتی عناوینی حقوقی در مفاهیمی غیر حقوقی استفاده شود و رفتارهای قانونی افراد جامعه را بدون دلیل، مصداق عناوین مجرمانه قرار دهیم، بزرگ‌ترین خیانت به قانون، رقم می‌خورد. حاکمیت کشور در بخش‌های اطلاعاتی و قضایی، دیر‌زمانی است که به قوانین کشور، خیانت می‌کنند و مخالفان سیاسی و مخالفت‌های قانونی سیاسی را به این عناوین مجرمانه، متصف می‌کنند. وقتی صاحب مال را بجای دزد بگیرید! دزدها امنیت می‌یابند و صاحبان اموال در ناامنی فرو می‌روند. آنانی که در صحنه سیاسی کشور ایران به عنوان اصلاح طلب شناخته شده‌اند؛ هیچ راهی جز اصلاح امور و سیاست‌های مسؤولان نظام را وجهه همت خود قرار نداده و نمی‌دهند. در برابر این جریان، رقیب بی‌انصافی قرار دارد که هرگونه مخالفت با سیاست‌های خود را بر نمی‌تابد و بیان عمل‌کرد خویش و آمار تخلفات خود را پنهان می‌دارد! وقتی کسی به بیان این عملکردهای نادرست می‌پردازد و برای نشان‌دادن کج‌روی‌ها، به ذکر مصداق می‌پردازد، متهم به نشر اکاذیب می‌شود.&lt;br /&gt;جالب است که مدعی و داور در این‌گونه قضایا، طرفداران حاکمیت و یا حاکمان متخلف‌اند و خودشان نسبت به مخالفان سیاسی، هم مدعی‌اند و هم شاکی و هم داور و قاضی!! طبیعی است که از این چرخه قضایی غیر منطقی، چیزی جز محکومیت مخالف سیاسی را نباید انتظار داشت.&lt;br /&gt;در تمامی مصادیقی که در بازجویی‌ها به آن پرداخته شده است، بیان حقایق و واقعیت‌های تلخ ناشی از عمل‌کرد غلط مسؤولان را به عنوان نشر اکاذیب معرفی می‌کردند! گزارش‌های دروغ مأموران اطلاعاتی و خبرچینان(که نمونه نجف آبادی آن با ارائه مدرک به اثبات رسده است) معیاری برای اتهاماتی از این قبیل شده است. طبیعی است که نقض آشکار قانون اساسی و عدم مراعات تفکیک قوای مجریه و قضائیه و سپردن بازجویی‌ها به وزارت اطلاعات(از قوه مجریه) و دخالت آشکار آنان در سیر قضایی و حتی پس از محکومیت زندان و اعمال نظر در کیفیت رفتار با زندانی؛ هیچ ثمری جز این‌که بر کشور رفته و می‌رود، نخواهد داشت. یعنی مسیری جز استبداد و دیکتاتوری را پیش پای مسؤولان کشور نخواهد گشود. هنوز حقایق بسیاری از جنایات و کج‌روی‌های مسؤولان وجود دارد که بر قلم و زبان من متهم، جاری نشده است. مسؤولان کشور می‌دانند که امثال من بر چه حقایق تلخی در مدیریت‌های مختلف کشور آگاهند و به امید اصلاح آن‌ها، هنوز دم فروبسته‌ایم!!&lt;br /&gt;اگر اتهامی متوجه ما باشد، اتهام «عدم نشر واقعیات تلخ مدیریت کلان و خرد کشور» است و نه آن‌چه که امروز و دیروز و فردا، حاکمیت کشور، ما را به آن متهم کرده و می‌کند!&lt;br /&gt;من هر چه بیان کرده‌ام را عین حقیقت می‌دانم و تهمت‌زنندگان خویش را متهم به «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» می‌دانم.&lt;br /&gt;5- اقدام علیه امنیت ملی: تمامی عناوین گذشته را مصادیقی برای اتهام« اقدام علیه امنیت داخلی کشور» شمرده‌اند. جالب است که امثال عبدالمالک ریگی و احمد قابل با یک عنوان مشترک اتهامی مواجه می‌شوند!! آیا نباید به چنین مقاماتی که فرق بین تروریسم و اصلاح طلبی را نمی‌دانند تبریک گفت؟!! ما که پرچمدار«ادخلوا فی‌السلم کافه» بوده و هستیم و از جنایت و خون ریزی در چهره تروریسم دولتی را محکوم کرده و می‌کنیم، از منظر رقبای بی انصاف خود که حاکمیت کشور را در اختیار دارند؛ با تروریست‌ها در یک ردیف قرار می‌گیریم! ما که همیشه از صلح و صفا و عفو و گذشت و وانهادن روحیه خشونت‌طلبی و انتقام، دفاع کرده‌ایم؛ با خشونت هر چه تمام سرکوب شده و در ردیف جنایت‌کاران قرارمان می‌دهند! حتی در بخشنامه قوه قضائیه، اقدام کنندگان به سرقت مسلحانه و متجاوزان به عنف و سیاسیون متهم به اقدام علیه امنیت ملی، در یک ردیف قرار گرفته‌اند تا از مرخصی محروم باشند. پیام آور رحمت خداوندی«محمد بن عبدالله(ص)» تصریح کرده است که «الملک یبقی مع‌الکفر و لایبقی مع‌الظلم - حکومت با کفر می‌ماند ولی با ظلم و ستم نمی‌ماند» و مدعیان پیروی از او در حاکمیت کنونی ایران، می‌خواهند با ظلم و ستم، نظریه او را باطل کنند!! تردیدی نیست که کلام آن پیامبر مهربان(ص)، حقیقتی انکار ناپذیر است و مبتنی بر آن، هرکس اقدام عالمانه و عامدانه بر ظلم و ستم به شهروندان کشور ایران کرده، یا از این پس به آن اقدام کند، حقیقتاً «برانداز نظام» و اقدام کننده واقعی بر علیه امنیت کشور است. بهتر است که دستگاه قضایی، اولاً؛ خود ستم نکند! ثانیاً؛ از ظلم و ستم دیگر حکومتیان ممانعت کند!!&lt;br /&gt;در جلسه اول دادگاه هم گفتم «من آن زمانی اقدام ناخواسته علیه امنیت ملی انجام داده‌ام که با رای به آقای خامنه‌ای(به عنوان رییس‌جمهور) ایشان را در معرض انتخاب به رهبری کشور قرار داده‌ام؛ تا این‌همه ظلم و ستم در زمان تصدی ایشان صورت گیرد، نه تنها از آن ممانعت نکند که حمایت کند و معترضان و منتقدان را شایسته زندان و کیفر بداند و آن‌ها را دشمن شمارد!!»&lt;br /&gt;اگر اشتهای سیری ناپذیر ستم پیشه گان جز با محبوس شدن و محروم شدن صلح طلبان و مسالمت‌جویان مخالف سیاست‌های غیر قانونی و غیرمنطقی حاکمیت، آرامش نمی یابد؛ ما را گریز و گزیری نیست که این سرنوشت را بپذیریم و از اعتراض قانونی خود دست بر نداریم. حتی اگر موجب خشم زیاده خواهان گردد و یا ملت به آن اعتنایی نکند! هر چند تا همین‌جا هم شرمنده لطف و احسان ملت ایران پس از عنایت‌های بی‌شمار خداوند رحمان بوده و هستیم.&lt;br /&gt;من بار دیگر تکرار می‌کنم؛ &lt;br /&gt;اولاً؛ ما حامی امنیت کشور بوده و هستیم و هرگز اقدامی عالمانه بر علیه امنیت ملی انجام نداده‌ایم.&lt;br /&gt;ثانیاً؛ اقدام کنندگان واقعی بر علیه امنیت ملی کشور، رهبری و تیم کودتاچی حاکم بر کشور است که هنوز هم فضای نظامی و امنیتی پس از انتخابات را در کشور حفظ کرده و مخالفان قانونی را شدیداً سرکوب می‌کنند! در این راه نه حکم خداوندی را می‌پذیرند و نه قانون اساسی و نه سایر قوانین کشور را مورد توجه قرار می‌دهند.&lt;br /&gt;ادعا می‌کند که دادگاهش حکم ابطال پرونده احزاب سیاسی مشارکت و مجاهدین انقلاب را صادره کرده است بدون آن‌که توجه کند که تصمیم گیری در این مورد به عنوان مصداق آشکار «اتهام سیاسی» در دادگستری و با حضور هیأت منصفه باید باشد و آن‌ها نه به این امر که به لزوم حضور متشاکی و وکلای او در جلسه دادگاه هم اعتنا نکرده و حکم غیابی صادره کرده‌اند! و آقای خامنه‌ای چشم خود را بر این بدیهیات بسته و این روند خلاف قوانین اساسی و عادی را تایید می‌کند!!&lt;br /&gt;من‌که افتخار عضویت در این احزاب را نداشته‌ام ولی چشم خود را بر این واقعیات تلخ و این ناجوانمردی‌های آشکار نمی‌توانم ببندم! اگر چه سهمیه زندان و محرومیت‌هایم فزونی یابد.&lt;br /&gt;بار دیگر هشدار می‌دهم که روز حساب و جزای الهی را از یاد نبرید و چند روزه حکومت بی ارزش دنیا را به ابزاری برای خریدن غضب الهی تبدیل نکنید و از تجاوز و خودکامگی بپرهیزید و حقوق قانونی و انسانی شهروندان کشور را پایمال طغیان و ستم خویش نسازید.&lt;br /&gt;نمی‌دانم آقای خامنه‌ای در تبعیدگاه ایرانشهر و انقلابیون سال 57 حاضر در حاکمیت در خیال خود به چنین اوضاعی می‌اندیشیدند و قبل از انقلاب چنین حکومتی را انتظار می‌کشیدند، که مخالفان قانونی را به زندان و تبعید و محرومیت‌های مختلف، مجبور سازند؟! آیا ملت ایران در سال 57 به انتظار چنین حاکمیتی نشسته بود و منتهای آرزویش  چنین موجود ناقص‌الخلقه‌ای بود؟! &lt;br /&gt;خدایا تو شاهد باش که ما هرگز گمان این روزها را نداشتیم. حدس روزهای سال 57 ما چیزی جز حکومتی که مخالف در آن آزاد باشد و کسی بخاطر بیان سخنی مورد تعرض قرار نگیرد و رفاه مردم بهتر از گذشته باشد و قضاوت‌ها مستقل از اراده حاکمان صورت گیرد و جز قانون، اراده‌ای به مردم تحمیل نشود؛ نبود. آن‌چه پیش آمد را ما نمی‌خواستیم و آن‌چه می‌خواستیم محقق نشد.«ما قصد لم‌یقع و ما وقع لم‌یقصد».&lt;br /&gt;می‌گفتند: زندان را به دانشگاهی برای جامعه تبدیل خواهند کرد! آری الان هم زندان را به دانشگاه تبدیل کرده‌اند! دانشگاهی که درس قساوت، اهانت، زیر پاگذاشتن کرامت بشری، طمع‌کاری برای دوره‌های پیشرفته‌تر سرقت، جنایت و قاچاق مواد مخدر را در دستور کار خود دارد! فسادهای مختلف اخلاقی و اقتصادی و فرهنگی را در این دوزخ روی زمین می‌توان مشاهده کرد! اما قضات و مسؤولان کشور بر این واقعیات بسیار تلخ و نفرت‌انگیز چشم پوشیده‌اند و توجهی نمی‌کنند!!&lt;br /&gt;در زندان بود که فهمیدم تا چه حد از انسانیت فاصله گرفته‌ایم! زندان را می‌توان معیاری برای تست جامعه دانست! هم قوه قضائیه و هم قوای مجریه و مقننه و هم نیروهای اطلاعاتی، انتظامی و نظامی را می‌توان در این‌جا دید و سنجید. توان حکومت در مدیریت را هم می‌توان در این دوزخ، اندازه گیری کرد. کاش معترضان و سیاسیون، بیش از پیش به این پدیده توجه کنند و آن را مورد تحلیل دقیق قرار دهند.&lt;br /&gt;در خاتمه به این سخن امیر مؤمنان علی‌بن ابیطالب(ع) اشاره می‌کنم که در مورد تعرض اندک به یک مرزنشین یهودی، فرمود: «اگر کسی از غم بمیرد نزد من سزاوار است» امروز اگر کسی زندان مشهد را ببیند و از غم پایمال شدن همه کرامت‌های انسانی، غمی پیدا نکند، انسانش مخوانید!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ربّ السجن احبّ الیّ مما یدعوننی الیه.&lt;br /&gt;احمد قابل- مشهد، زندان وکیل آباد، اتاق عمومی 4، بند 1/6&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-8855721001504625982?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/8855721001504625982/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2010/12/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/8855721001504625982'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/8855721001504625982'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title='دفاعیات احمد قابل'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-2758203102084312992</id><published>2010-09-30T05:00:00.001-07:00</published><updated>2010-09-30T05:00:32.897-07:00</updated><title type='text'>وصیت... به ملت ایران</title><content type='html'>&lt;b&gt;وصیت... به ملت ایران&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;احمد قابل&lt;/b&gt;&lt;br /&gt; متنی که در پی می آید، به صورت امانت در اختیار برخی دوستان قرار داده بودم تا پس از بازداشت من توسط نیروهای امنیتی و قضایی، منتشر گردد. ارزش این کار را در آن می دیدم که نتیجه ی بازداشت امثال من برای حاکمیت، چیزی جز شکست و نومیدی نباشد و انتشار این مطلب پس از بازداشت، می توانست نشانگر شکست پروژه ی بازداشت باشد.&lt;br /&gt;در بازجویی های پس از بازداشت 29 آذر 88 نسبت به این متن نیز مورد پرس و جو قرار گرفتم(چرا که در هارد کامپیوترم موجود بود) ولی نتوانستم بدانم که آیا منتشر شده یا خیر؟ پس از آزادی بود که متوجه شدم برای مراعات حال من، از انتشار آن پرهیز کرده اند!! و کاش مراعات حالم را نمی کردند!!&lt;br /&gt;اکنون که با قید وثیقه آزاد شده ام و منتظر ادامه ی محاکمه هستم، دلیلی نمی بینم چیزی را که بازجویی اش را پس داده ام، منتشر نشود. به عبارتی؛ «آش نخورده و دهان سوخته» که نمی شود، پس آش را بخورم تا سوزش دهانش طبیعی باشد!! &lt;br /&gt;البته متن اردیبهشت 1387 را با فضای تیرماه 1389 خواندن، کمی دشواری دارد، چرا که اتفاقات پس از این نوشتار، فضای نقد را بسیار پیش برده است و حقایق بی شماری آشکار گردیده است که اگر امروز می خواستم این متن را بنویسم، مطمئنا گسترده تر و مستند تر از پیش عرضه می شد. ولی بازگشت به دو سال و اندی قبل، خالی از لطف نیست. اینک این شما و این «آش دهان سوز»؛ &lt;br /&gt;گزارشی از یک اصلاح طلب بازداشت شده ، به ملت ایران&lt;br /&gt;به نام خدای رحمان و رحیم&lt;br /&gt;أشهَد أن لا إله إلاّ الله و أنّ محمّدا رَسُولُ الله . وَالعَصر ، إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسر ، إلاّ الّذین آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بالحَقِّ وَ تَواصَوا بالصَّبر .&lt;br /&gt;با توجه به اظهار نظرهایی که در دو دهه ی اخیر زندگی، در سخنرانی ها، مصاحبه ها و نوشته هایم داشته ام، و با توجه به نامه ها یا نوشته هایی که خصوصا در سال های 83 تا 87 به رهبری کشور و سایر افراد و نهادهای حکومتی، در باره ی رفتارهای نامشروع و غیر قانونی رهبری و دستگاه حاکمه ی ایشان منتشر کرده ام، و یا نامه هایی که به برخی مسئولان و نهادهای حقوق بشری نوشته و منتشر کرده ام، هرلحظه امکان بازداشت مجدد خود را داده و می دهم. هرچند این حاکمیت با تجارب دیگری از نوع؛ قتل و ترور مخالفان نیز آشنا است و امثال مرا گریزی از تصمیمات پیدا و پنهان آنان نیست.&lt;br /&gt;هرگاه بازداشت شوم، یا دستگاه حکومتی، سرنوشت دیگری برایم رقم زند، معلوم می شود که حوصله ی حاکمیت در خصوص تحمل این مخالف سیاست های خویش، به پایان آمده و هنگامه ی تصفیه حساب با این شهروند ایران زمین، فرا رسیده است. برای چنین شرایطی نیز باید آماده می بودم. به همین خاطر، این مطالب را به عنوان «توصیه ی به حق و به صبر» (... تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)به همه ی بستگان و دوستان عرضه می کنم تا پس از بازداشت یا هر اتفاق دیگری، آن را منتشر کنند و اگر حقیقتی را در آن یافتند ، به آن حقیقت عمل کنند (إن شاء الله) .&lt;br /&gt;1- دستگاه حاکمه ی ایران، که متأسفانه به رفتارهای ستمگرانه در مورد مخالفان سیاسی و فرهنگی خویش «معتاد» شده است، از آشکار نشدن ستم های خود بیشترین بهره را برده است تا این مسیر منحط را ادامه دهد. آشکار کردن ستم های انجام گرفته در تمامی دوران پس از انقلاب و خصوصا ظلم هایی که به تازگی مرتکب شده و یا از این پس مرتکب می شود، هم خدمت به ستمدیدگان است و هم خدمت بی شائبه به ستمگران، چرا که شاید با این روش، از جرم و گناه بیشتر، در امان بمانند.&lt;br /&gt;از پیامبر خدا(ص) نقل شده است که؛ «انصر اخاک ظالما او مظلوما=برادر خود را چه ظالم باشد و چه مظلوم، یاری کن». یاران ایشان متعجبانه پرسیدند که؛ «ما می دانیم که باید مظلوم را یاری کنیم، ولی ظالم را چگونه یاری کنیم؟». ایشان پاسخ دادند؛ «بکفّه عن الظلم=با بازداشتن او از ستم». &lt;br /&gt;فایده ی آشکار کردن ظلم ظالمان، که مانع از ستم بیشتر آنان شود، حقیقتا کمک رسانی به ستمگران است تا پرونده ی دنیا و آخرت خود را بیش از آنچه هست، سیاه نکنند. سکوت در برابر ستمگری ظالمان، اگر منجر به تکرار ظلم و ستم گردد (که معمولا چنین است) یاری رساندن به ستمگری و شرکت در جرم است.&lt;br /&gt;خدای سبحان تا آنجا به اهمیت این مطلب پرداخته است که «برای آشکار کردن ظلم و ستم، حق تند گویی و بهره بردن از واژگان ناپسند را برای ستمدیدگان، برسمیت شناخته است»(لایحب الله الجهر بالسوء من القول، إلاّ من ظلم).&lt;br /&gt;یکی از آسان ترین راه ها و قانونی ترین آن ها، انتشار متونی مکتوب است که به شمارش آن ستم ها بپردازد و برخی حقایق را آشکار کند. تکثیر نوشته هایی از این دست و رساندن آن به مخاطبان، اقدام ساده ای است که مانع بزرگی بر سر راه ادامه ی ستم ایجاد می کند.  &lt;br /&gt;2- «امر به معروف و نهی از منکر» اقتضاء می کند که تا هنگامه ی تأثیر کلام، به تکرار امر و نهی ادامه دهیم و از بی اعتنایی مجرمان ستمگر، به امر و نهی ما، مأیوس نشویم و مطمئن باشیم که در صورت «صبر و استقامت بر امر به معروف و نهی از منکر» در نهایت پیروز میدان خواهیم بود و ستمگران را وادار به عقب نشینی خواهیم کرد.&lt;br /&gt;هرچه گستره ی اعتراضات کلامی، بیشتر باشد و دامنه ی انتشار آن، وسیع تر، آثار مثبت آن فراوان تر خواهد بود. اینگونه است که بهره ای فرهنگی نیز نصیب جامعه ی ما می شود و «جامعه ی ایرانی به نقد و انتقاد مستمر حاکمیت، از بالا ترین سطوح تا پایین ترین آن، خو می گیرد» و این بزرگترین دستاورد عمل کردن به این راهکار «مشروع و عقلانی» است.&lt;br /&gt;3- من اکنون در سلامت کامل بسر می برم. اگر بازداشتی صورت گیرد، مسئولیت حفظ سلامتی بازداشت شده بر عهده ی بازداشت کنندگان است. اهل «اعتصاب غذا» نیستم و اگر شایعه ای در این خصوص شنیده شد، مطمئنا صحت نخواهد داشت. البته تحمل جفاهای روحی و روانی حاکمیت و تجربه ی بازداشت ها و سلول های انفرادی طولانی مدت را دارم.&lt;br /&gt;4- تجربه ی بازداشت های قبلی می گوید که؛ «هیچگاه هیچگونه درخواست ابتدائی؛ ملاقات، تلفن، نامه، کتاب و دفتر، روزنامه و نشریات، آب و غذا و... از مأموران بازداشتگاه و دستگاه های قضائی و شبه قضائی نداشته ام». مسئولان رسمی بازداشت و بازداشتگاه، همیشه به آنچه خود خواسته اند عمل کرده اند و تنها در برخی موارد، با اصرار از من خواسته اند تا اگر چیزی نیاز دارم به اطلاع آنان برسانم. اصطلاحا «بندی بی آزاری بوده ام». حتی در مورد «تبدیل قرار بازداشت به وثیقه» بازجوی دادگاه ویژه به من گفت: «بنا شده است که شما با قرار وثیقه، آزاد شوید» و قبل از آن هیچگونه سخنی از تبدیل قرار به میان نیامده بود.&lt;br /&gt;تمامی تلاش لازم از نظر خود را تا وقتی بیرون از زندان بوده ام، انجام داده و می دهم و هیچ پروایی از ستمگران ریز و درشت نداشته ام. اما در هنگام بازداشت، مسئولیتی جز «حفظ جسم و جان و باورها و آبروی خود، خانواده، دوستان و همفکرانم» برای خویش نمی شناسم و امیدوارم در انجام این مسئولیت عقلانی و مشروع، در همه حال، توفیق الهی را همچنان رفیق خود بیابم.&lt;br /&gt;5-  حقیقتا هیچگونه انتظار خاصی از بستگان و دوستان خود نداشته و ندارم. نمی خواهم کوچکترین وقفه ای در زندگی طبیعی آنان ایجاد شود (چرا که یکی از اهداف ستمگران، مختل کردن زندگی مخالفان سیاست های خویش است). هیچ چشمداشتی به اقدامات خاص، برای آزادی خود نداشته و ندارم. اگر کسی توان «وادار کردن دستگاه حاکمه به رعایت قانون و پرهیز از ظلم» را دارد، بهتر است این توان را بصورت کلی و در باره ی همه ی رفتارهای غیر قانونی حاکمان متخلف، بکار گیرد.&lt;br /&gt;علاوه بر اینکه؛ «باقی ماندن من در بازداشت یا زندان، با توجه به روند نامشروع و نامعقول رفتار حاکمیت، برایم گوارا تر از آزاد بودن و سکوت در برابر مظالم موجود است. حقیقتا در زندان، رضایت ناشی از انجام وظیفه و تأثیر بدون تردید آن (که زندانی شدن من ناشی از مؤثر بودن وظائف انجام شده است) مرا نشاطی بخشیده و می بخشد که هیچگاه در بیرون زندان آن را تجربه نکرده ام».&lt;br /&gt;6- وقتی رقیب، در برابر بیانات مکرر و مستدل شما اقدام به بازداشت و زندانی کردن شما می کند و از قدرت متکی بر سلاح خود بهره می گیرد، بزرگترین دلیل بر «فضیلت» شما بر او، آشکار می شود. در بیان حکماء و ائمه ی هدی(ع) این نکته دیده می شود که؛ «الفضل ما شهدت به الأعداء=فضیلت، آن چیزی است که دشمنان(رقبا) به آن شهادت داده اند». آنان با این رفتار خود اقرار می کنند که؛ «توان استدلال و دفاع از رفتار و گفتار خود را ندارند و نمی توانند در منطق و استدلال بر شما پیروز شوند و به همین خاطر باید از حربه ی زور و زندان بهره گیرند» . &lt;br /&gt;سعدی شیرازی گفت؛ «دلایل قویّ باید و معنوی//نه رگ های گردن به حجت قویّ» و شاید با کسانی مواجه نشده بود که در برابر «دلایل» از «بازوان قویّ» و یا «سلاح قویّ» و «بازداشت و سلّول انفرادی و زندان های طولانی مدت» بهره می گیرند تا از آنان نیز در شعر خود ، یادی کند.&lt;br /&gt;7- من آنچه را باید در مورد سیاست های حاکمیت فعلی ایران بگویم، در «نامه به رهبری» و «نامه به رئیس جمهور،خاتمی» و «نامه به کمیسیون حقوق بشر اسلامی» و سایر نامه ها و سخنرانی ها و مصاحبه ها گفته ام.&lt;br /&gt;بالاترین مقام مسئول در نظام جمهوری اسلامی، رهبری کشور است. «مسئول» یعنی «پرسیده شده». پس بیشترین پرسش ها باید از کسی بشود که بیشترین اقتدار و امکان را در اختیار دارد. تمامی اقدامات نهادهای زیر نظر رهبری، شرعا و قانونا بر عهده ی وی قرار می گیرد، مگر آنکه در برابر جرم و خطای آنان واکنش مناسب نشان دهد و راه های آشکاری برای اطلاع رسانی بدون دلهره از تمامی ارکان قدرت را به رهبری و جامعه ی ایران ، فراهم کرده باشد.&lt;br /&gt;سوکمندانه آنچه عملی شده است، چیزی جز خلع سلاح کردن جامعه از نظارت بر ارکان قدرت نبوده است. این رهبری کشور است که؛ &lt;br /&gt;الف ) نشریات مکتوب و روزنامه ها را به شدت تحت کنترل دولت و حاکمیت قرار داده است و باعنوان جعلی«پایگاه دشمن» یا «تهاجم فرهنگی» همه ی دوستداران کشور را از نظارت و اطلاع رسانی در مورد تخلفات و جرائم مسئولان ریز و درشت، محروم کرده است.&lt;br /&gt;ب ) اجازه‌ی تأسیس و فعالیت رادیو و تلویزیونی را (حتی در خارج از مرز‌ها) به منتقدان دلسوز و دگر‌اندیشان مذهبی نمی دهد تا چه رسد به سایر شهروندان کشور، در حالی که این حق قانونی و شرعی همه‌ی شهروندان برای نظارت و اطلاع رسانی در زندگی اجتماعی است.&lt;br /&gt;ج ) نویسندگان و بسیاری از امضاء کنندگان نامه های پنهانی منتقدان سیاست های ایشان، در اولین مرحله پس از نوشتن نامه، مورد انواع بی مهری ها و سلب حقوق قانونی (مثل حق نامزد شدن در انتخابات) قرار گرفته اند. رد صلاحیت این افراد، با اتکای به اظهارات تند رهبری کشور و گاه با تصریح ایشان به عدم صلاحیت منتقدان، صورت گرفته و می گیرد.&lt;br /&gt;د ) اینگونه رفتار با منتقدان، جرأت و جسارتی به دون پایه ترین مسئولان قانون شکن و بداخلاق در دستگاه های مختلف حکومتی بخشیده است که هیچ مقام غیر وابسته به رهبری (حتی اگر هفتمین و هشتمین رئیس جمهور یا رئیس مجلس ششم باشد) نمی توانست و نمی تواند مانع قانون شکنی آنان شود، تا چه رسد به جایی که فرد متخلف، از دانه درشت ها و یا خود رهبری باشد.&lt;br /&gt;مبتنی بر موارد پیش گفته، هیچ عذری برای رهبری کشور باقی نمانده است تا تخلف مسئولان دستگاه های مختلف را از خویش نفی کند. او در تمامی تخلفات ریز و درشت دستگاه حاکمه شریک است و این ناشی از «رویکرد غیر منطقی و غیر قانونی خود رهبری به مجموعه ی قانون اساسی» است. قرائت غیر منطقی قانون اساسی کشور بر اساس «فراقانون بودن رهبری» و تفسیر غیر علمی و غیر فقهی از عنوان «ولایت مطلقه» این مشکل را پدید آورده است.&lt;br /&gt;کینه توزانه برخورد کردن با مخالفان سیاست ها، آن هم از طرف فرد و جایگاهی که باید در تمامی رفتارها و گفتارها «عادل و متعادل» باشد و تمامی افراد جامعه ی خود را مبتنی بر واقعیت وجودی و وزن اجتماعی آنان، در تمامی اظهارات و انتصابات، مورد توجه قرار دهد و مخالفان سیاست های خود را تکریم کند و آنان را محبوب ترین افراد بداند، نتیجه ای جز آنچه تاکنون داشته، نمی توانست به بار آورد. تنها راه نجات، رها کردن تصورات غیر منطقی و بازگشت به منطق و اخلاق و قانون است.&lt;br /&gt;8- محرومیت افراد علاقه مند به کشور، از تحصیل، تدریس، امکانات اشتغال به کارهای مجاز و قانونی، دولتی کردن همه چیز و همه کس، به گونه ای که هیچ اقدام علمی، اجتماعی، اقتصادی و... نیز بدون رضایت ارباب قدرت، امکان پذیر نیست، در کنار چشم تنگی، انحصار طلبی، انتقام گیری و نا آشنایی به ساز و کار مدیریت در بسیاری از مسئولان، کشور را با بحرانی کم نظیر مواجه کرده و می کند. مسئولیت اول این آشفتگی و نابسامانی و سلب حقوق اولیه ی انسانی از آحاد جامعه، شرعا و قانونا بر عهده ی رهبری کشور است.&lt;br /&gt;گویا فراموش کرده اند که؛ «سلب حق یک مؤمن، سبب رسوایی و عذاب دردناک الهی در دنیا و آخرت می شود». در روایتی معتبره از امام صادق(ع) آمده است؛ «کسی که حقی را از مؤمن سلب کند... خداوند او را عذاب کرده... و منادی در قیامت او را می گرداند و معرفی می کند که: این کسی است که حق خدا را سلب کرده است... پس او را چهل روز توبیخ کرده و سپس به دوزخ می اندازند» (الكافي ‏2/367 : عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَان‏ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا يُونُسُ مَنْ حَبَسَ حَقَّ الْمُؤْمِنِ أَقَامَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ خَمْسَمِائَةِ عَامٍ عَلَى رِجْلَيْهِ حَتَّى يَسِيلَ عَرَقُهُ أَوْ دَمُهُ وَ يُنَادِي مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هَذَا الظَّالِمُ الَّذِي حَبَسَ عَنِ اللَّهِ حَقَّهُ قَالَ فَيُوَبَّخُ أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّار).&lt;br /&gt;9- در پایان پنجاهمین سال عمر خود و در آستانه سی سالگی جمهوری اسلامی، مختصری از برداشت های خود، نسبت به آنچه نام «انقلاب اسلامی ایران» را به خود گرفت و دستخوش برخی تحولات اساسی شد، گزارش می کنم. شاید روزی منصفان را بکار آید و حقیقتی را پیش چشم آورد؛&lt;br /&gt;الف) شعار محوری انقلاب 1357 را همگان به یاد دارند. شعار مکرر راهپیمایی های گسترده ی سراسر کشور «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود. &lt;br /&gt;استقلالی که با عنوان «نه شرقی نه غربی» شناخته می شد در ادامه ی راه به «نه غربی نه غربی» تحول یافت و رویکرد نزدیک شدن به «شرق» یعنی «چین و روسیه» تا جایی پیش رفته است که برای از رو بردن «غرب» مناسبات ننگین «باج خواهی و باج دهی» مجددا احیاء شده و در مواردی چون «نیروگاه اتمی بوشهر» و «دریای مازندران» همه گونه رفتار غیر منطقی و تحقیر آمیز روسیه را تحمل می کنند و راه را بر هرگونه اعتراض در رسانه های عمومی بسته اند.&lt;br /&gt;از «آزادی» فقط نامی باقی مانده است. از رویکردهای شدیدا خشونت بار دهه ی هفتاد ( 1360 تا 1370) و اعدام های بی شمار بدون محاکمه در محاکم قانونی تا قتل و ترور دگر اندیشان در سال 1377 و 1379 و بستن روزنامه ها و نشریات و سانسورهای آشکار و نهان کتاب ها و نشریات مختلف و بازداشت ها و زندان های طولانی مدت و محرومیت های فراوان از نامزدی در انتخابات، تدریس، تحصیل، سخنرانی، کار، خروج از کشور و... می توان «مثنوی هفتاد من کاغذ» نوشت.&lt;br /&gt;تنها در سال های 1358 تا اواخر 1359، علی رغم وجود رفتارهای نامناسب و غیر منطقی از سوی برخی گروه های مخالف و حاکمیت، نمونه هایی از رفتارهای مناسب و دموکراتیک را در کشور دیدیم. کارهایی همچون «مناظره بین مسئولان بالای نظام با مخالفان سیاسی و اعتقادی خود در تلویزیون رسمی کشور» که آزادانه به طرح دیدگاه های خود می پرداختند و البته «دولتی مستعجل» داشت.&lt;br /&gt;روزنامه های مخالف و موافق، کم و بیش حضور داشتند و امکان اطلاع رسانی برای اکثریت نیروهای سیاسی رویارو، فراهم بود.&lt;br /&gt;من به این روش و منش در آن دوران، همیشه افتخار کرده ام و هنوز نیز از آن روش و منش دفاع می کنم. تصور من و امثال من از شعار محوری انقلاب، وجود آزادی های حداکثری در حوزه ی «آزادی بیان و نشر اندیشه» و «فعالیت های مسالمت آمیز سیاسی و اجتماعی» برای همه ی ایرانیان بود.&lt;br /&gt;هیچگاه در خیال امثال ما نمی گنجید که؛ «رفتارهای مسالمت آمیز مخالفان سیاست های حاکمان، با داغ و درفش و زندان و محرومیت های بی شمار علمی، سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی، پاسخ داده شود». مگر ادعای انقلابیون بر علیه شاه، این نبود که او «مخالفان سیاسی خویش را تحمل نمی کند». طبیعتا هیچ فرد عاقل و منصفی نمی توانست از انقلاب اسلامی، تصور بازگشت به «دیکتاتوری و استبداد» را داشته باشد، هرچند با کمال تأسف، برخی انقلابیون در ادامه ی راه، تغییر روش و منش دادند و در دام «دیکتاتوری و استبداد» گرفتار شدند . دامی که از «صد دام صدام حسین» گسترده تر و محکم تر بود و با سابقه ی «2500 سال فرهنگ استبدادی سلطنتی، به علاوه ی قریب 1400 سال فرهنگ استبدادی مذهبی و به اضافه ی 200 سال فرهنگ استبدادی استعماری» فرهنگ استبدادی «سه پشته» و با «هزاران دام» را فراهم آورده بود که کمتر کسی از مسئولان جمهوری اسلامی، توان رهایی از آن را یافتند. گویا رهایی، سهم آنانی بود که خواسته یا ناخواسته از حکومت و قدرت فاصله گرفتند و به جمع منتقدان پیوستند.&lt;br /&gt;و اما «جمهوری اسلامی» که حتی با قرائت دموکراتیک از همین قانون اساسی (با همه ی نواقص دموکراتیک و مهمی که دارد) امکان تحقق آن وجود داشت، با رویکردهای پیش گفته ی مسئولان نظام، اندک اندک از «عقلانیت و شریعت» فاصله گرفت، تا جایی که «نه جمهوریتی مانده است و نه از اسلامیت خبری است» . &lt;br /&gt;آنچه امروزه شاهد آنیم، حقیقتا نه «جمهوری» است و نه «اسلامی». گویا به جای شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» شعار «نه جمهوری نه اسلامی» را نشانده اند و شدیدا به آن پایبند اند. &lt;br /&gt;ب) با توجه به «غلبه ی برداشت های روشنفکری مذهبی» بر مسئولان رسمی کشور و انقلاب اسلامی در قبل و پس از پیروزی، تصور و رویکرد عمومی مردم و انقلابیون مذهبی، مبتنی بر پیروزی اندیشه های نوین مبتنی بر «عقلانیت» در برابر «تحجر» بود و رشد روز افزون تصورات عقلگرای مذهبی به وسیله ی انتشار اندیشه های اصلاح گرایانه از رسانه های عمومی، نشانه ای از صحت تصور اولیه بود. کاری که در ماه های آغازین پس از پیروزی انقلاب، آغاز شد و کم و بیش تا دوسال ادامه یافت.&lt;br /&gt;نفوذ جریانات فکری متحجر در مراکز قدرت و تسلط بر برخی ارگان های رسمی (همچون شورای نگهبان) و میدان یافتن آنان در پناه «آزادی بیان» و فشار آوردن بر ارکان قدرت برای جلوگیری از انتشار اندیشه های اصلاحی، اندک اندک کار را به جایی رساند که رادیو و تلویزیون و نمازهای جمعه و مساجد و بسیاری از مراکز تبلیغی (مثل؛ سازمان تبلیغات اسلامی سراسر کشور و بخش هایی از دفتر تبلیغات قم و واحد های تابعه ی آن در مشهد و اصفهان) به تسخیر نیروهای متحجر درآمد و برخی مسئولان روشنفکر مذهبی سابق، برای حفظ قدرت دنیایی، به رویکردهای مخالفان خود تسلیم شدند.&lt;br /&gt;البته بحث «آزادی بیان» حتی اگر چنین آثار زیانباری داشته باشد، باید به آن وفادار ماند ولی از کسانی که منافع آن را برده اند، می توان توقع مراعات همان آزادی را در مورد مخالفانشان نیز داشت. چیزی که از سوی افراد شورای نگهبان و همفکران شان هرگز در مورد مخالفان سیاست هاشان دیده نشده و نمی شود.&lt;br /&gt;آنچه امروز بر فرهنگ عمومی نشر یافته از رادیو و تلویزیون و مراکز علمی و فرهنگی وابسته به حکومت، سیطره ی جدی یافته است، افکار متحجرانه و رویکردهای خرافی و بی اساس، به نام مذهب و شریعت است. تک مضراب های باقی مانده از رویکردهای علمی و اصلاح گرایانه در مراکز فرهنگی و علمی حکومت، در زیر سایه ی سنگین فرهنگ رایج حکومتیان، متاسفانه نفس های آخر خود را می کشند و از تأثیر گذاری جدّی بازمانده اند. &lt;br /&gt;نسل سوم باید بداند که ؛ «چه کسانی بر عهد خود پایدار ماندند و چه کسانی پیمان شکستند». یکی از مشهور ترین انقلابیون روشنفکر قبل از انقلاب، جناب آقای خامنه ای (رهبر فعلی کشور) بود. یار و یاور «دکتر علی شریعتی» و همفکر و همراه «نیروهای ملی و مذهبی» و یکی از پیشاهنگان مدافع «اصلاح فکر دینی» که گاه آنچنان پیش می تاخت که از آیه ی «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض، و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین» برداشت «ماتریالیسم تاریخی» را می کرد و گاه برای «عضویت در شورای انقلاب» و برخلاف همه ی روحانیان و سیاسیون موجود در آن شورا، فرهیخته ای چون «خانم دکتر طاهره ی صفارزاده» را پیشنهاد می کرد.&lt;br /&gt;امروز ایشان در کجا و با چه تفکر و چه کسانی محشور است و چه کسانی را طرد کرده و دوستی های زمان «قبل از فتح» آنان را فراموش کرده و با چه دوستان سابقی برای چه انگیزه ی قابل دفاعی، دشمنی می ورزد؟!!&lt;br /&gt;دوستی و دشمنی ورزیدن افراد در زندگی فردی، اگر حق آنان دانسته شود، در صحنه ی اجتماع و سیاست نمی تواند خارج از مقررات و اخلاق عمومی و قواعد و قوانین منطقی و عقلانی، توجیه شود و با این بهانه، حقوق قانونی و شرعی افراد نادیده گرفته شود.&lt;br /&gt;تغییر عقیده نیز آزاد است، ولی سخن از «اتهام پراکنی» و «محروم سازی» ها است. آنانی که بر عهد و پیمان اولیه ی انقلاب با مردم پایدار مانده اند، نباید مورد سرزنش نیروهایی قرار گیرند که به هردلیل، از عهد و پیمان اولیه برگشته اند و رفتاری متفاوت را پسندیده اند.  به یاد آوریم که تنها معیار و میزان سنجش «وفاداری یا بی وفایی نسبت به ارزش های آغازین و مورد توافق ملت و حاکمیت» در زمان انقلاب، متن «قانون اساسی» که مبتنی بر باورهای ملی و اسلامی است بوده و باید باشد. &lt;br /&gt;طبق این متن و آن باورها، سخنان و وعده هایی که در قالب نوشته ها و گفتارها به مردم داده شده بود تا آنان به «جمهوری اسلامی» رأی دهند و یا قانون اساسی را بپذیرند، لازم الوفاء بوده و هست و اگر کسی نمی خواهد به آن وعده ها وفا کند، طبیعتا «پیمان خود با ملت را نقض کرده است» و نقض پیمان، گناه کبیره و موجب «فسخ قرار داد» می شود. پس نباید وفاداران را به «خیانت به ملت» متهم کنند و بی وفایان و پیمان شکنان را «خدمتگزار ملت» معرفی کنند.  &lt;br /&gt;پ ) آقای خامنه ای به عنوان یکی از مؤسسین «حزب جمهوری اسلامی» و عضو شورای مرکزی و آخرین دبیرکل آن، لابد در جریان «اعلام مواضع حزب» (که در کتابچه ای با نام «مواضع ما» منتشر شد) بوده و آن را پذیرفته اند. کافی است که کسی آن مواضع را با عملکرد بيست ساله ی ایشان در مقام رهبری کشور، مقایسه کند و میزان وفاداری یا بی وفایی ایشان به عهد و پیمان ها و اعلام مواضع و رویکردهای مورد قبول خویش در سال های 1358 و 1359 را با معیار «عدل و انصاف» بسنجد و به هرنتیجه ای که رسید، جوانمردانه آن را ملاک اظهار نظر خویش در مورد ایشان و عملکرد وی قرار دهد.&lt;br /&gt;در آن مواضع به نحوه ی تعامل با گروه های سیاسی مخالف از نظر سیاسی و موافق از نظر اعتقادات اسلامی، مخالف از نظر اعتقادی و سیاسی و ... پرداخته شده و روش های کاملا دموکراتیک در تعامل با آنان پذیرفته شده است که اگر همان را معیار عمل بيست ساله قرار می دادند، امروز «جمهوری اسلامی» تحقق یافته بود و هیچ مخالف سیاسی را در زندان و محرومیت نمی یافتیم و فیلترهای غیر قانونی، انتخابات ها را تبدیل به «انتصابات» نمی کرد و متحجران بر سرنوشت ملک و آیین، تسلط نمی یافتند و ملت، کشور و نظام را در لبه ی پرتگاه نابود کننده ی «سقوط در آتش جنگی نابرابر و خانمان سوز از یک سو و بی تفاوتی اکثریت ملت در برابر آن» قرار نمی دادند.&lt;br /&gt;من اگر با لطف رهبری کشور و دستگاه های امنیتی و شبه قضائی، روانه ی بازداشتگاه یا زندان شدم، از نیروهای سیاسی کشور می خواهم که آن کتابچه (مواضع ما) را بازیافت کرده و به بحث و بررسی منطقی گذارند و «عهد و پیمان فراموش شده» را به رهبری فعلی کشور و تمامی محافظه کاران و قدرت طلبانی که سابقه ی حضور در «حزب جمهوری اسلامی» را داشته اند، مجددا یاد آوری کنند، شاید متذکر شوند (لعلهم یتذکرون).&lt;br /&gt;امروز نیز بر این باورم که آقای خامنه ای و جناح راست حزب جمهوری اسلامی، در تشکلی که نام و نشان حزبی آن را معرفی نمی کنند و نام مستعار «نظام جمهوری اسلامی» را بر حزب خود گذاشته اند، بر ارکان قدرت، مسلط شده اند و با معرفی افراد درون حزبی خود به تعداد چند برابر مورد نیاز، در صحنه های انتخاباتی حاضر می شوند و با رد صلاحیت نامزدهای سایر احزاب منتقد قدرت (به اتهام مخالفت با نظام) یا تأیید صلاحیت معدودی از نامزدهای برخی احزاب فاقد پایگاه اجتماعی، سعی در برگزاری نمایشی دموکراتیک و مردم سالارانه می کنند و مکررا تأکید می کنند که ؛ «انتخابات، آزاد و با حضور همه ی گروه ها و گرایش های سیاسی، برگزار شده است!!».&lt;br /&gt;این رفتار غیر قانونی و غیر منطقی، در ذات خود، رفتاری غیر اخلاقی نیز هست، چرا که با حیله و نیرنگ، در پی فریب افکار عمومی است و برخلاف تعهدات و شروط شرعی و قانونی برای رهبری و فعالیت های سیاسی احزاب است.     &lt;br /&gt;ت ) یکی از سیاه ترین برگه های تاریخ جمهوری اسلامی، مسأله ی «عزل آیة الله منتظری» است. به عبارت دیگر؛ این حادثه ی بزرگ، نقطه ی عطف تاریخ جمهوری اسلامی و «تیر خلاص» بر پیکر نیمه جان «امیدواران پیروزی اصلاحگرایی اندیشه ی دینی» بود که به دست گروهی دنیا طلب و  مدعی اصلاحگرایی، زمینه سازی شده و به کام محافظه کاران اقتدار طلب، به انجام رسید.&lt;br /&gt;در آغاز این بررسی یادآوری می کنم که؛ به گمان من نظریه ی «ولایت فقیه» اعتبار علمی و فقهی ندارد و فقهاء دارای «حق ویژه» برای حکومت بر مردم نیستند. حق حاکمیت، صرفا از آن مردم است و آنان هرکس یا کسانی را که با معیارهای منطقی به حکومت برگزینند، حکومتش مشروع خواهد بود. بنابراین من حق ویژه ای برای آیة الله منتظری نیز قائل نبوده و هرگز در پی تصدی ایشان بر منصب ولایت فقیه نبوده و نیستم.&lt;br /&gt;گستردگی این واقعه و ادعاهای بی شماری که نا آگاهان، مخالفان و دشمنان ایشان ابراز کرده و می کنند، در حوصله ی بررسی مختصر من در این نوشتار نیست، بنا بر این به بررسی  «حکم عزل» ایشان که توسط بالاترین حاکم شرع آن زمان (آیة الله خمینی) صادر شده است می پردازم و امیدوارم که همه‌ی مخاطبان گرامی، این مطلب را از سر انصاف بررسی کنند و سپس نسبت به داوری خود در مورد حاکم و محکوم، برگردند و اگر در آن خطایی دیدند، به اصلاح ذهنیت خود اقدام کنند.&lt;br /&gt;در نامه ی 6/1/1368 آیة الله خمینی به آیة الله منتظری که «حکم عزل» آیة الله منتظری را به وی ابلاغ می کند، جرم های آیة الله منتظری این گونه شمرده شده است؛ «از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال ها و از کانال آن ها به منافقین می سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده ی نظام را از دست داده اید. شما در اکثر نامه ها و صحبت ها و موضعگیری ها تان نشان دادید که معتقدید لیبرال ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می گفتید دیکته شده ی منافقین بود که من فایده ای برای جواب به آن ها نمی دیدم. مثلا در همین دفاعیه ی شما از منافقین، تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می بینید که چه خدمت ارزنده ای به استکبار کرده اید».&lt;br /&gt;جرم=روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال ها و از کانال آن ها به منافقین می سپارید . &lt;br /&gt;حکم=صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده ی نظام را از دست داده اید .&lt;br /&gt;مدارک اثبات جرم=شما در اکثر نامه ها و صحبت ها و موضعگیری ها تان نشان دادید که معتقدید لیبرال ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می گفتید دیکته شده ی منافقین بود که من فایده ای برای جواب به آن ها نمی دیدم. مثلا در همین دفاعیه ی شما از منافقین، تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می بینید که چه خدمت ارزنده ای به استکبار کرده اید.&lt;br /&gt;شواهد و قرائن دیگر بر صحت حکم=«در مسأله ی مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه ی متدینین متدین‌تر می دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است، مرتب پیغام می دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه ی مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آن ها را ندارم».&lt;br /&gt;بگذارید بررسی این حکم تاریخی را از «مدرک مشخص ارائه شده در متن حکم عزل» یعنی «اعدام های تابستان 1367» آغاز کنیم. سایر دلائل حکم، کلی است و برداشت های حاکم از سخنان محکوم است که می تواند مورد تفسیر های متفاوت قرار گیرد.&lt;br /&gt;پس از عملیات «مرصاد» (و یا به ادعای سازمان تروریستی و فاشیستی مجاهدین خلق «عملیات فروغ جاویدان» که حقیقتا شکست جاویدانی برای وطن فروشان همدست صدام درپی داشت) ادعایی از سوی وزارت اطلاعات مطرح شد که؛ «مدارکی از شکست خوردگان به دست آمده است که نشانگر هماهنگی با نیروهای وابسته شان در داخل زندان ها است و بنا داشته اند با نزدیک شدن مهاجمان به تهران، آنان نیز در زندان ها دست به شورش بزنند». این ادعا از صدا و سیما نیز پخش شد ولی چندان بر آن تأکید نشد.&lt;br /&gt;چندی گذشت و معلوم شد که وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب، از آیة الله خمینی برای «بررسی سریع و مجدد پرونده ی زندانیان وابسته به این گروه و سایر گروه های مسلح مخالف (که به خاطر پایین بودن جرم آنان، به چند سال زندان محکوم شده بودند و مدتی از محکومیت خود را گذرانده و برخی از آنان با فاصله ی اندکی باید از زندان آزاد می شدند) توسط گروه سه نفره ای شامل؛ قاضی، دادستان و مسئول اطلاعات، حکم گرفته اند تا کلیه ی کسانی که "سر موضع" هستند را با نظر اکثریت آن سه نفر، اعدام کنند».&lt;br /&gt;پس از این حکم، طبق گزارش حاکم (آیة الله خمینی) در متن حکم عزل آیة الله منتظری، تنها «تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند» اعدام گردیدند ولی طبق ادعای آیة الله منتظری «چند هزار نفر» اعدام شده اند.&lt;br /&gt;اکنون ماییم و قضاوت تاریخی مشخص، که می توان «تعداد حقیقی اعدام شدگان» را برای عموم مردم (و لااقل برای مسئولان امر) مشخص کرد تا معلوم شود که ادعای محکوم با واقعیت انطباق داشته یا ادعای حاکم (تعداد بسیار معدود) مقرون به صحت است!!؟&lt;br /&gt;چند سال پس از این واقعه ی تاریخی، آقای «ری شهری» (که وزیر اطلاعات زمان واقعه بود) در جزوه‌ی «منتظری از اوج تا فرود» اقرار به اعدام «چند صد نفر» در آن حادثه کرده است. در این خصوص، به چند نکته اشاره می کنم؛&lt;br /&gt;یکم ؛ آیا آقای ری شهری از عدد واقعی، اطلاع نداشته است؟!! آیا در مسأله ای با این مقدار از اهمیت که می خواهد «عامل عزل قائم مقام رهبری» شود، وزارت اطلاعات نباید مأموریت جمع آوری اطلاعات و رساندن آن به رهبری را برعهده داشته باشد تا خطایی در این مرتبه صورت نگیرد؟!! آیا بهره گیری ایشان از عدد مبهم «چند صد نفر» برای این نبوده است که با «بیش از سه هزار نفر» نیز سازگار باشد؟!! آیا مبهم گویی به این خاطر نبوده است که چون در همین جزوه، متن نامه ی 6/1/1368 آیة الله خمینی برای اولین بار در تیراژی وسیع و کاملا رسمی منتشر شده و در متن آن سخن از «تعداد بسیار معدود» شده است، اگر حقیقت آن «چند صد نفر» اعلام می شد، عملا قضاوت عمومی به نفع آیة الله منتظری منجر می گردید؟!!&lt;br /&gt;آیا آقایان؛ خامنه ای، هاشمی رفسنجانی، مهدوی کنی، سید محمد خاتمی، کروبی، سید حسین موسوی، موسوی خوئینی ها، عسگراولادی، محمد یزدی، بازماندگان بنیانگذار جمهوری اسلامی و امثال آن ها از عدد حقیقی اعدام شدگان آن واقعه اطلاعی ندارند؟!! اگر امروز بخواهند (یا در زمان اقتدار می خواستند) که حقیقت را کشف کنند، آیا هیچکدام به حقیقت مطلب نمی رسیدند؟!! آیا ترس از لوازم «کشف حقیقت» آنان را به بی تفاوتی نکشانده است؟!! برفرض امروز دنیا را با تغافل سپری کنند، فردای قیامت و حساب دقیق الهی را چگونه پاسخ خواهند داد؟!!&lt;br /&gt;نیروهای سیاسی فعال کشور نمی توانند نسبت به واقعه ای که هنوز در رسانه ها و تصمیم گیری های سیاسی و قضائی به آن پرداخته می شود و منشأ اثر است، بی تفاوت بمانند و بدون اظهار نظر از کنار این مطلب بگذرند.&lt;br /&gt;اهمیت و ارجمندی مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی نزد برخی سیاسیون، نباید به گونه ای باشد که ایشان را معصوم از خطا بدانند و درجایی که حقیقت بر آنان آشکار می شود، چشم فرو بندند و شاهد استمرار هجوم به محکومی باشند که اصلی ترین مدرک محکومیت او، مخدوش و مبتنی بر ادعایی باطل است.&lt;br /&gt;حتی اگر همان اقرار آقای ری شهری مبنی بر اعدام «چند صد نفر» را به حد اقل آن یعنی «سیصد نفر» تأویل کنیم، بازهم معلوم می شود که درگزارش به آیة الله خمینی، به گونه ای «گزارش دروغ»  داده اند که همین چند صد نفر را ایشان اطلاع نداشته است، وگرنه کیست که نداند «اعدام چند صد نفر» هرگز به عنوان اعدام «تعداد بسیار معدود» شمرده نمی شود. &lt;br /&gt;جالبتر آنکه همین جزوه(منتظري از اوج تا فرود)، ملاقات کمتر از چهل نفر از نمایندگان مجلس چهارم با آیة الله منتظری را با عنوان «تعداد کثیر» گزارش کرده است. چگونه است که «سی و چند نفر» را «تعداد کثیر» می خوانند و می خواهند که همه ی ایرانیان باور کنند که هیچ خطایی نخواهد بود اگر «چند صد نفر» اعدام شده را «تعداد بسیار معدود» بخوانند؟!!&lt;br /&gt;البته در جریان عملیات نظامی «والفجر مقدماتی» که تعداد زیادی از رزمندگان ایرانی کشته و اسیر شدند و به شکست انجامید و صدام از آن بهره برداری تبلیغی می کرد و مدعی شد که چهل هزار نیروی ایران را کشته یا اسیر کرده است، بنیانگذار جمهوری اسلامی (که بخاطر بیماری قلبی، مسئولان جنگ ملاحظه ی ایشان را می کردند و خبر شکست ها را به ایشان نمی دادند) بر اساس گزارش دروغ و مصلحتی فرماندهان، در سخنرانی رسمی منتشر شده از صدا و سیما ادعاکردند که؛ «همه ی نیروی ما در آن عملیات به چهار هزار نفر نمی رسید!!؟».&lt;br /&gt;شاید در این قضیه نیز مصلحت سنجی شده و به ایشان گفته اند که مثلا «ده یا بیست نفر، در مجموع اعدام شده اند» تا توجیه صحیحی برای بهره گیری ایشان از عبارت «تعداد بسیار معدود» (با اعتماد به نفس کامل) در برابر فردی مطلع و پی گیر، چون آیة الله منتظری باشد.&lt;br /&gt;دوم ؛ ادعای حاکم این محکمه (آیة الله خمینی) آن است که؛ «تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند» و ادعای محکوم آن است که؛ «افرادی که به وسیله ی دادگاه ها و با موازینی در سابق، محکوم به کمتر از اعدام شده اند، اعدام کردن آنان بدون مقدمه و بدون فعالیت تازه ای، بی اعتنایی به همه ی موازین قضائی و احکام قضاة است و عکس العمل خوب ندارد». ایشان در مورد دستگیر شدگان عملیات مرصاد که به جنگ مسلحانه علیه نظام پرداخته بودند، با عبارت «اعدام بازداشت شدگان حادثه ی اخیر را ملت و جامعه پذیرا است و ظاهرا اثر سوئی ندارد» واكنش نشان داده بود ولي در مورد اعدام زندانيان پيشين نوشته بودند كه؛«ولی اعدام موجودین از سابق در زندان ها؛ اولا، در شرایط فعلی حمل بر کینه توزی و انتقام جویی می شود و ...» (هر دو متن ادعای محکوم، گزارش شده از نامه ی آیة الله منتظری به آیة الله خمینی است که در تاریخ  9/5/1367 نگارش یافته كه مستند اصلی حکم است).&lt;br /&gt;این بررسی روشن می کند که «گزارش مسئولان وقت به آیة الله خمینی، به گونه ای بوده است که اساسا منکر "اعدام زندانیان سابق و محکومین به کمتر از اعدام" بوده اند و به همین خاطر، حاکم با اعتماد به نفس کامل مدعی اعدام تعداد بسیار معدودی از بازداشت شدگان حادثه ی اخیر (عملیات مرصاد) شده است». به عبارت دیگر؛ «حاکم مدعی است که اساس ادعای محکوم، بر دروغی آشکار بنیان شده است و اساسا هیچیک از زندانیان سابق یا محکومین به کمتر از اعدام، اعدام نشده اند!!؟».&lt;br /&gt;اما حقیقت واقعه چیزی است که «ده سال پس از واقعه» وزیر اطلاعات روز واقعه را به اقرار اجمالی وادار می کند و می پذیرد که «چند صد نفر» از زندانیان پیشين وابسته به گروه هاي محارب، که سر موضع مانده بودند را اعدام کرده اند!! يعني ادعاي محكوم در مورد «مصاديق اعدامي ها» را تأييد مي كند.&lt;br /&gt;سوم ؛ ادعای دیگر و کلی حاکم مبنی بر اینکه؛ «شما در اکثر نامه ها و صحبت ها و موضعگیری ها تان نشان دادید که معتقدید لیبرال ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می گفتید دیکته شده ی منافقین بود که من فایده ای برای جواب به آن ها نمی دیدم».&lt;br /&gt;در هیچیک از نامه ها و صحبت های آیة الله منتظری، لفظ صریحی که از نظر حقوقی یا فقهی نشانگر اعتقاد ایشان به لزوم حاکمیت مجاهدین خلق (منافقین) باشد تا کنون از سوی مخالفان ایشان هم گزارش نشده است. آنچه ایشان در نفی رفتارهای غیر قانونی با محکومینی که متهم به همفکری با مجاهدین خلق بوده و پس از طی دوران محکومیت (و احیانا توبه از رفتار پیشین) از زندان آزاد شده و با تنگ نظری مسئولان از اشتغال رسمی آنان جلوگیری می شد، بیان کرده اند، دفاع از حقوق شهروندی و لزوم جذب آنان بوده است و در همان سخنان تأکید کرده اند که؛ «هرگونه محروم سازی افراد یاد شده از کار و اشتغال، سبب جذب دوباره ی آنان به گروه های خشونت طلب و غیر قانونی خواهد شد و مسئولیت انحرافات بعدی آنان بر عهده مسئولان خواهد بود».   &lt;br /&gt;البته ایشان در مورد لیبرال ها، چنین اعتقادی داشته و دارند که نباید آن ها را از شرکت در انتخابات یا تصدی برخی مقاماتی که در آن تخصص داشته و دارند، محروم کرد. ایشان نسبت به افراد نهضت آزادی و نیروهای ملی مذهبی (که با اکثر آنان در دوران قبل از انقلاب و زندان و بیرون از آن دوستی داشتند) دید مثبتی داشتند و علیرغم برخی انتقادات، آنان را افرادی مؤمن و دلسوز کشور می دانستند و دلیلی برای محرومیت آنان از حقوق اجتماعی نمی دیدند.&lt;br /&gt;این به منزله ی حذف سایر مسئولان روحانی و یا ترجیح مطلق لیبرال ها بر مذهبی ها (امثال آقایان موسوی اردبیلی، خامنه ای، رفسنجانی و سایر مسئولان ریز و درشت آن زمان) در ذهنیت ایشان نبود. تأکید بیش از حد آیة الله منتظری بر «نهاد مجلس و دولت» در مسئولیت های اصلی کشور و ترجیح آنان در تصمیم گیری های مهم کشوری و لشکری بر تصمیم گیری های مسئولان سه قوه، نیز مؤید نگاه جامع آیة الله منتظری به مقوله ی قدرت بود. &lt;br /&gt;آشکار است که گروهی اندک با میدان داری وزارت اطلاعات و محوریت «ری شهری و احمد خمینی» مجموعه ی گزارش ها و اطلاعات را به گونه ای گزینش شده در اختیار رهبری وقت کشور گذارده اند و شواهد و قرائنی را برای ایشان فراهم کرده اند که «اتهام طرفداری از منافقین» را به عنوان حقیقتی اثبات شده قرار دهند و از حساسیت های حاکم و محکوم در مورد این قضیه (یکی در مورد تند روی و خشونت ورزی مسئولان و دیگری در مورد حمایت از مخالفان) کاملا مطلع بودند و می دانستند که حساسیت های متضاد این دو نفر، می تواند «جایگاهی مناسب» برای سرمایه گزاری و اختلاف افکنی باشد.&lt;br /&gt;به گمان من، موضعگیری آیة الله منتظری در مورد اعدام های سال 1367 نه تنها دفاع جدی از حیثیت نظام و رهبری کشور بود که تنها اقدام جدی برای جلوگیری از «سقوط کشور و نظام در دام خشونت طلبی و خون ریزی های نامشروع و غیر منطقی» بود و همه ی کسانی که در آن فجایع دست داشتند یا از آن دفاع کردند، در پیشگاه خدا و ملت ایران و داغدیدگان آن فاجعه، مسئول اند.&lt;br /&gt;چهارم ؛ در مورد «مهدی هاشمی» (که فردی خشونت طلب و اقتدارگرا و سست عنصر بود) اشکال اساسی آیة الله منتظری به «واگذاری رسیدگی به پرونده های قضائی به وزارت اطلاعات» بود. اساسا کار قضائی در محیط های باز و قابل دسترسی باید انجام گیرد و کار وزارت اطلاعات به گونه ی مخفی و در محیط های بسته و دور از چشم دیگران انجام می گیرد. بنا بر این، واگذاری امور قضائی و بازپرسی ها به دستگاه امنیتی و اطلاعاتی، بر خلاف روش قضائی قانونی و شرعی است.&lt;br /&gt;ایشان تاکید می کند که؛ «رسیدگی به پرونده ی وی باید در دستگاه قضائی و با درخواست شاکی خصوصی باشد».&lt;br /&gt;به کتاب «خاطرات سیاسی» آقای ری شهری (چاپ اول، که سراسر آن به همین مطلب اختصاص یافته است) مراجعه کنید تا اقاریر آقای ری شهری در مورد «تعزیر» (یا شکنجه) مهدی هاشمی برای گرفتن «اقاریر» بر علیه آیة الله منتظری، دفتر و مدارس تحت نظر ایشان و سایر فعالیت های او را مشاهده کنید.&lt;br /&gt;این در حالی است که طبق روایات صحیحه و اجماع فقهای شیعه و سنی، اقاریر ناشی از؛ «تهدید، تجرید و در محیط هایی چون زندان» در حق فرد اقرار کننده مشروع و مسموع نیست (تا چه رسد به اظهاراتی که علیه دیگران باشد) و در این پرونده، اظهارات مهدی هاشمی علیه آیة الله منتظری را از تلویزیون پخش کردند، در حالی که آیة الله منتظری رسما آن را تکذیب کرده و می کند.&lt;br /&gt;آقای خامنه ای پس از پخش این مصاحبه ی تلویزیونی (سال 1365)، در نماز جمعه ی تهران با تجلیل از آیة الله منتظری، رسما اعلام کرد که؛ «نه ما و نه هیچکس اظهارات یک فرد فاسق را بر علیه ایشان قبول نمی کند». آیا ایشان تا امروز نیز بر همین رأی خود باقی مانده است؟!!&lt;br /&gt;این همان چیزی بود که از آغاز رسیدگی به پرونده ی مهدی هاشمی مورد نظر آقایان بود. در نامه ی اولیه ای که آقای ری شهری برای آیة الله خمینی نوشته است، رسما به هشت مورد از اتهامات مهدی هاشمی اشاره می کند که مهمترین آن عبارت است از؛ «رسیدگی به توطئه ای بزرگ علیه نظام و امام» که در متن نامه ی دوم ایشان (که از صدا و سیما پخش شد) فقط به هفت مورد از اتهامات و با حذف این اتهام اخیر (توطئه علیه نظام و امام) اشاره شده بود.&lt;br /&gt;درک آیة الله منتظری از واگذاری پرونده به وزارت اطلاعات (با توجه به نفوذ بیش از پیش احمد خمینی بر آن) و مطلع شدن ایشان از نامه ی اولیه و حذف عمدی آن در نامه ی منتشره در رادیو و تلویزیون، سوء ظن ایشان نسبت به این رسیدگی را برانگیخته و روز به روز بر صحت گمان ایشان می افزود.&lt;br /&gt;پنجم ؛ زمینه سازی افراد شروری چون «سعید امامی و باند او» در وزارت اطلاعات و قدرت طلبی برخی حسرت زدگان (که نهایتا محروم و مغبون ماندند و نامه ی عمل خود را سیاه کردند)، حیثیت و اعتبار نظام و بزرگان انقلاب را مخدوش کرد. گرچه کمتر از ده سال پس از آن واقعه ی عظیم و خسارت غیر قابل جبران، شرم ندامت بر چهره ی بسیاری نشست و برخی درخفا، به عذرخواهی رسیدند، ولی مگر خسارت های بجا مانده (که متأسفانه هنوز نیز مکرر می شود) را می توان تنها با عذرخواهی از محکوم، جبران کرد (هیهات). تنها راه آن اقرار علنی و عذرخواهی از ملت و اعاده ی حیثیت خسارت دیدگان است و توبه و انابه‌ای به سوی حق و حقیقت، تا لااقل خسارت آخرت را درپی نداشته باشد.&lt;br /&gt;ث) از آغاز پیروزی انقلاب، گروهی در پی تسلط انحصار طلبانه بر نیروهای مسلح بودند. ارتش و سپاه و نیروهای انتظامی، بخاطر تکیه بر سلاح، قدرتی بالفعل اند که هدف اولیه ی اقتدارگرایان و مستبدان بوده و هستند. &lt;br /&gt;شعار «خدا، شاه، ملت» و «جان نثار شاهنشاه بودن ارتش و نیروهای مسلح» که فرهنگ استبدادی پیش از انقلاب را نمایش می داد، در ابتدای انقلاب از بین رفت و شعار «ارتش فدای ملت» جایگزین آن گردید .&lt;br /&gt;چندی نگذشت که برخی انقلابیون اقتدار گرا و انحصار طلب، به خدمت گرفتن نیروهای مسلح را به نفع خود و دوستان خود، در دستور کار قرار دادند و با حضور حداکثری در مراکز نظامی و انتظامی، بنیان بازگشت به فرهنگ استبدادی پیشین را با مصداق جدید، بنا نهادند.&lt;br /&gt;آقای خامنه ای که از روزهای آغازین پیروزی انقلاب، علاقه ی عجیبی به «نظامی گری» داشته و هم اکنون نیز دارد، پس از رسیدن به مقام رهبری کشور و تسلط کامل بر آن، در مقام «فرماندهی کل قوا» کار نیروهای مسلح را به آنجا رسانده است که در حضور ایشان، شعار «ارتش فدای رهبر» تکرار می شود و یا در مراسم رسمی نصب سردوشی ها (که در بسیاری اوقات با حضور خود وی انجام می شود) با شعار «الله اکبر، جانم فدای رهبر» مواجه می شود و نه تنها هیچ اعتراضی نمی کند که مشوق رویکردهای آنان و مسئولان نظامی کشور نیز می شود . &lt;br /&gt;بازگرداندن نیروهای مسلح به شعار «جان نثاری برای شاه و رهبر» نشانگر علاقه ی سردمداران حکومت و نظامیان وابسته، به دیکتاتوری و دیکتاتورها است و نباید این رویکرد فرد گرایانه ی نیروهای مسلح را دست کم گرفت. این نیروها از ملت ایران حقوق می گیرند و باید همیشه و همه جا، تنها و تنها «جان نثار ملت ایران» باشند و نه جان نثار افراد خاص و عمدتا دیکتاتورها .&lt;br /&gt;باید کسانی را که این رویکرد فرد گرایانه را در ارتش و سپاه و نیروی انتظامی، بنیانگذاری کرده اند و کوه و دشت و مراکز آموزشی و پادگان ها ی کشور را با شعار های ننگین «ارتش فدای رهبر» یا «جانم فدای رهبر» ملوّث کرده اند، مورد تعقیب قانونی قرار داد و آشکارا بر جرم بودن این رویکرد در نیروهای مسلح تأکید کرد تا هرگز شاهد صف آرایی احتمالی آنان در مقابل ملت و به دفاع از دیکتاتورها نباشیم و مستبدان نیز نتوانند روی حمایت های نیروهای مسلح، برای سرکوب ملت خود، حساب کنند.&lt;br /&gt;نقش رهبری فعلی کشور در پدید آمدن این اوضاع ننگین، غیر قابل انکار است و با توجه به مقام فرماندهی کل قوا، ایشان باید مسئولیت این فرهنگ سازی منحط را بر عهده گرفته و پاسخگو باشد.    &lt;br /&gt;10- آقای خامنه ای از آغازین روزهای تصدی «مقام رهبری کشور» رفتاری یکسویه و کاملا حزبی داشت و بدون هیچ تغییری در روش سیاسی خود نسبت به دوران ریاست جمهوری، همچنان با تکیه بر جناح راست، منش سیاسی خود را پی گرفت.&lt;br /&gt;آقای ابوالقاسم خزعلی که در ماه های اولیه ی رهبری آقای خامنه ای اقرار کرد که؛ «حالا دیگر رهبری کشور هم از ماست» حقیقتا درست گفته بود، چرا که عملا ایشان «رهبر جناح راست» بود و هیچ شباهتی به «رهبر کشور ایران» نداشت و آن روند تا کنون نیز ادامه یافته است.&lt;br /&gt;من به عنوان شهروند ایرانی، پس از انتخاب ایشان به رهبری، شش ماه تمام سکوت کردم و هیچ اظهار نظری در مورد رفتارهای ایشان نداشتم و در برابر عملکردهای یکسویه ی ایشان به دوستان می گفتم:«باید به ایشان و یا هرکسی که موقعیت اجتماعی او دچار تغییر جدی می شود، مهلتی منطقی داد تا اگر درپی تغییر روش بود، امکان آن را پیدا کند». &lt;br /&gt;متأسفانه روند یکسونگری ایشان متوقف نشد و سیاست های حمایت بی دریغ از همگروهی ها و بهانه جویی ها و هجوم های ناعادلانه به رقیبان و مخالفان تداوم یافت و روشن شد که تغییر جایگاه قانونی، نه تنها سبب تغییر مثبت در روش های مدیریتی و سیاسی ایشان نشد که منجر به سوء استفاده از موقعیت برتر خویش شد که تا کنون ادامه داشته است.&lt;br /&gt;در ماه های اولیه ی رهبری، ایشان حتی از قضایایی چون؛ « اختصاص نیافتن تیتر اول روزنامه به ایشان و حمل آن بر مخالفت با رهبری و نظام» و اعتراض حضوری به برخی مدیران مسئول روزنامه ها یا ارسال پیغام به برخی از آنان، پروا نمی کرد!!&lt;br /&gt;اظهار نظر صریح ایشان علیه اکثریت نمایندگان مجلس سوم را سیاسیون جناح چپ و راست کاملا به یاد دارند. البته یکی از موجبات آن، اختلاف نظر شدید مجلس سوم با ایشان در دوران ریاست جمهوری و در مورد نخست وزیری میر حسین موسوی بود که منجر به مخالفت 99 نماینده ی جناح راست با دیدگاه موافق آیة الله خمینی شد و آقای خامنه ای در جمع برخی دوستان خراسانی صریحا گفته بود: «اینقدر نگویید 99 نفر با امام مخالفت کردند، (و با اشاره به خود گفته بود) بگویید صد نفر»!!&lt;br /&gt;مورد دوم نیز به اظهار نظر ایشان در مورد نامه ی آیة الله خمینی به وزیر کار و در مورد «اختیارات حکومت» بود که ایشان اقدام به تفسیر نامه در خطبه ی نماز جمعه ی تهران کرد و نمایندگان مجلس با نوشتن نامه به بنیانگذار جمهوری اسلامی، نسبت به تفسیر امام جمعه، استفسار کردند و آیة الله خمینی با صراحت، برداشت آقای خامنه ای از نامه و نظر خود را «نادرست» حواند و تصریح کرد که وی «درک صحیحی از مقصود ایشان نداشته است»!!(به نامه نگاري هاي ماه هاي پاياني سال 1367 در صحيفه ي نور مراجعه شود).&lt;br /&gt;این دو شکست تاریخی از مجلس سوم، موجب کینه ی تاریخی آقای خامنه ای نسبت به جناح چپ شد و به همین جهت با بازگذاشتن دست شورای نگهبان در رد صلاحیت جناح چپ و حمایت بی دریغ از محروم سازی مخالفان در انتخابات مجلس چهارم، اولین انتقام را از مخالفان خود گرفت که تا امروز نیز با انواع و اقسام محرومیت ها و تهدیدها، ادامه داشته و هرکس به ایشان و سیاست های غیر منطقی وی اعتراضی کرده باشد، با محرومیت ها و فشارها و برخوردهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مواجه شده و با پرونده سازی های قضائی و امنیتی، راه بازگشت وی به قدرت و یا صحنه های علمی و فرهنگی و ...، مسدود شده و می شود.&lt;br /&gt;این جلوه ای از «عدالت» رهبری کشور است. امروزه تمامی عناوین ملی، دینی و مذهبی بکار رفته از سوی ایشان، قالب تهی کرده و در مفاهیمی غیر متداول بکار می رود. «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» یعنی رد صلاحیت گسترده ی شهروندان ایرانی مخالف سیاست ها، به اتهام «عدم التزام به اسلام» !! «عدالت» یعنی «توزیع عادلانه ی فقر» و به بن بست رساندن کشور در بخش های تولیدی و تعطیلی کارخانجات و ورشکست شدن بانک ها و سقوط آزاد سهام در بازار بورس و تورّم لجام گسیخته و حذف تصمیم گیری های جمعی و تسلط تصمیمات غیر کارشناسانه ی افراد خاص بر مراکز مدیریتی و جابجایی مستمر مدیران و وزیران و ایجاد بی ثباتی در مدیریت کشور و فراری دادن سرمایه های ملی به بیرون از مرزها و تشنج آفرینی در روابط بین المللی و پرداخت هزینه های گزاف و چند برابر ناشی از تحریم های سازمان ملل و مدرّج شدن به درجه ی «محکومیت در شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه های مکرر علیه ایران» و قرار گرفتن در صدر کشورهای نقض کننده ی حقوق بشر و سرکوب کارگران معترض به «عدم پرداخت حقوق های معوقه ی چندین ماهه» و متهم کردن آنان به اقدام علیه امنیت ملی، و دهها «رذیله ی اخلاقی و سیاسی» دیگر.&lt;br /&gt;نمی دانم اقرار چند باره ی آقای خامنه ای مبنی بر «خود بخود معزول شدن رهبری در صورت عدم عدالت» مبتنی بر کدام معیار از عدالت است. یعنی؛ « در صورت تحقق چه امری، عدالت رهبری مخدوش می شود؟».&lt;br /&gt;آیا در باب رهبری، معتقد به وجود «عدالت بتون آرمه ای یا پولادین» اند، که هیچ فسقی آن را مخدوش نمی کند؟!! یا معتقدند برخی عملکردها، می تواند به «سلب عدالت» بیانجامد؟&lt;br /&gt;در هر صورت، حتی اگر عدالت لازم برای رهبری کشور (به هنگام انتخاب وی به این مقام) در ایشان موجود بوده است، امروزه بی تردید از عدالت مورد نظر شرع و قانون اساسی برای رهبری، در ایشان خبری نیست و طبق اقرار مکرر خود ایشان، حق تصدی در این مقام را ندارند.        &lt;br /&gt;11- یکی از اقدامات رهبری و تیم حاکم بر ایران، رساندن کشور به لبه ی پرتگاهی است که اگر خدای رحمان به ملت ایران تفضل نکند، تمامی هستی این ملت رنجدیده در فاصله ی زمانی کوتاهی خواهد سوخت.&lt;br /&gt;جنگ افروزان خارجی با کمک جنگ طلبان داخلی، هرروز که می گذرد، کشور و ملت را یک قدم به جنگی نا برابر و خانمان سوز نزدیک می کنند. جنگی که در یک سوی آن قدرت نظامی غرب قرار می گیرد و در طرف مقابل توان نظامی سپاه و ارتش ایران، و بعید می دانم هیچ صاحبنظری در مصاف این دو نیرو، امکان پیروزی نظامی ایران را پیش بینی کند.&lt;br /&gt;حتی تحلیل گران سپاه پاسداران نیز حد اکثر سخن از تنبیه امریکا و زدن ضربه های سختی به امریکا و غرب به میان می آورند و در برابر، به ملت نمی گویند که فقط نتیجه ی یک ماه موشک باران و بمباران های گسترده (از آن نوع که در افغانستان و عراق و صربستان انجام دادند) به معنی انهدام تمامی سرمایه های اقتصادی، ارتباطی و نظامی ملت ایران خواهد بود (که در طول دهها سال، اندک اندک روی هم انباشته شده) و خسارتی در حد چند هزار میلیارد دلار را بر ملت رنجدیده ی ایران تحمیل خواهد کرد و دهها سال او را در فقر و فلاکت و فحشاء فرو خواهد برد و نسل فعلی و نسل های بعدی را محتاج کمک های سازمان ملل و در معرض وابستگی به کشورهای بیگانه قرار خواهد داد.&lt;br /&gt;برفرض که از پس این ویرانی عظیم، نیروهای غربی عقب نشینی کنند و تیم حاکم بر کشور همچنان اقتدار خود را بر ملت خسارت دیده ی ایران حفظ کند ولی با «ننگ چنین خیانت عظیمی» چه خواهند کرد؟!! چه افتخاری دارد حکومت بر ملتی که همه ی سرمایه ی آنان به «سوء تدبیر» حاکمان، سوخته و از بین رفته باشد و هیچ رمقی برای ادامه ی حیات در او نمانده باشد؟!!&lt;br /&gt;آیا آقایان تبلیغات خود بر علیه اشغال عراق را قبول دارند؟ آیا وحشیگری های نیروهای اشغالگر در برابر ملت مظلوم عراق و افغانستان را ازیاد برده اند؟ من هرگاه به آن صحنه ها (که تلویزیون جمهوری اسلامی، با اصرار و مکررا آن را پخش می کرد) نگاه می کردم، یک آن تصور پدید آمدن چنان وضعیتی برای ایران عزیز را می کردم و تصور می کردم که اگر همان رفتارها با ملت ایران و ناموس ما انجام گیرد، چه حالی به ما دست می دهد؟ باید منتظر بمانیم تا چنان فجایعی تحقق پذیرد یا «علاج واقعه را پیش از وقوع باید کرد؟!!». آیا این نگرانی ها و هشدار ها برای دفاع از امنیت ملی است یا «اقدام بر علیه امنیت ملی؟». آیا اقدامات جنگ طلبان داخلی، مصداق بارز اقدام علیه امنیت ملی نیست؟!!&lt;br /&gt;چه تضمینی برای جلوگیری از سوختن تمامی سرمایه ی اقتصادی ملت در برابر موشک باران و بمباران های دشمن اندیشیده اند که اینگونه بی پروا، سخن از اقدام شهادت طلبانه می گویند. این اقدام خیانتکارانه خواهد بود اگر به تصور رسیدن به فیض شهادت خیالی، با هستی یک ملت و جان و مال و ناموس یک کشور، قمار کنند. هرکس خواستار فیض چنان شهادت خیالی است، سر خود گیرد و به مصاف دشمن در جایی رود که با سرنوشت یک ملت، بازی نکند. &lt;br /&gt;وقتی سرمایه های انسانی، اقتصادی و فرهنگی یک ملت به تاراج بیگانگان رود، چه سود که آن بیگانه را نیز ضربه هایی خسارت بار، وارد کنند. اگر راهی می شناسند که بدون خسارت ملت، به زور آزمایی با جنگ طلبان خارجی می شود پرداخت، همان راه را طی کنند و اینگونه همه چیز را به حساب ملت ایران نگذارند و پای او را به میان نکشند.&lt;br /&gt;امروز تمام شواهد و قرائن گواهی می دهد که شرایط زمان ما با شرایط زمان «امام مجتبی (ع)» مشابهت دارد و نه با شرایط زمان حسین بن علی(ع). گرچه حسین بن علی(ع) نیز بدون هیچ منتی به یاران خود در شب عاشوراء گفت که:«این قوم با من تنها کار دارند. من بیعت از شما برداشتم، راه خود گیرید و دست زن و بچه ی مرا نیز بگیرید و با خود ببرید». این همان کاری بود که امام مجتبی نیز انجام داد و آبروی خود را گذاشت و جان و مال مسلمین را حفظ کرد. گرچه شرایط حسینی تا آنجا اقتضاء می کرد که یاران ایشان او را تنها نگذارند، ولی او وظیفه ی خود را به تمامی انجام داد و حتی در مکه ی مکرمه نماند که مبادا بخاطر او، امنیت حرم امن الهی مخدوش شود و فرمود:«اگر در تل خاک بی آب و علفی کشته شوم، بهتر است از اینکه در حرم امن الهی کشته شوم».&lt;br /&gt;جناب آقای خامنه ای خوب می داند (چرا که خود کتاب «صلح امام حسن» را ترجمه کرده است) که نه شرعا و نه عقلا، حق به مسلخ بردن یک ملت هفتاد میلیونی و سوزاندن منافع او را ندارد، پس باید در پی تدبیری دیگر بر آید که «چپیه از گردن بردارد» و با دوستان و معتمدان سابق خود مجددا مشورت کند و از این مسیر هولناک و شدیدا خسارت بار، پرهیز کند و برخی راه های رفته را برگردد.&lt;br /&gt;من تردیدی ندارم که اگر کار ایران و غرب به مصاف کشیده شود، علاوه بر هلاکت بسیاری از بی گناهان، حتی نشانی از نظام جمهوری اسلامی نیز باقی نخواهد ماند و برای پیشگیری از انهدام این نظام، تنها راه را در «پرهیز جدی از جنگ، به هرقیمتی که منافع و منابع انسانی و اقتصادی و فرهنگی ملت ایران کمترین خسارت را ببیند» می دانم.&lt;br /&gt;رهبری کشور لابد به یاد دارد که با اطلاعات همین فرماندهان سپاه، چند بار در طول جنگ تحمیلی، وعده ی «پایان پیروز مندانه ی جنگ تحمیلی» از زبان ایشان و سایر مسئولان وقت، در مطبوعات و رسانه ها منتشر شد و آخر الأمر، همه ی دستاوردهای چند ساله، در چند روز به دشمن واگذار شد و با دست خالی، جام زهر پذیرش قطعنامه را به بنیانگذار جمهوری اسلامی نوشاند. ضرورتا به یاد دارد که همان صدام و حکومت بعثی وی، که فرماندهان سپاه در طول 8 سال نبرد، نتوانستند بصره اش را به محاصره در آورند، پس از تنها 16 روز از آغاز هجوم امریکا و هم پیمانان او، نیست و نابود شدند و بغداد و تمامی عراق را در آغوش نیروهای اشغالگر تنها گذاشتند و به سوراخ های خود خزیدند و خسارت های بی شمار برای ملت و کشور عراق و نفرین ابدی ملت و همه ی آزادیخواهان جهان را برای خود خریدند!!!&lt;br /&gt;به یاد آورند تحلیل های همین فرماندهان سپاه را که در تلویزیون کشور و کانال های مختلف آن، رسما می گفتند:« شش ماه طول می کشد تا امریکا بغداد را فتح کند، اگر بتواند!!!» و تنها «شش روز» پس از اظهارات این «کارشناسان نظامی!!» (و تصمیم سازان فعلی در باره ی ایران) بغداد فتح شد و دشمن قسم خورده ی ایران، دشمن قسم خورده ی دیگرش را از پا در آورد.&lt;br /&gt;پند تاریخ، با صدای رسا می گوید:«گول تحلیل های بچه گانه ی فرماندهان سپاه را نخورید و کشور و ملت را با مغز های کوچک و دانش اندک آنان، گرفتار جهنم جنگی خانمان سوز نکنید!!».       &lt;br /&gt;اگر این پند، شنیده نشود، مطمئن باشند که هیچ راهی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، کوتاه تر از تحریک بیگانگان به جنگ نخواهد بود و متأسفانه این کاری است که بسیاری از طرفداران اسمی حاکمیت، شدیدا به آن مشغول اند.&lt;br /&gt;خدایا؛ در این نوشته ها و کلمات، چنان نورانیتی قرار ده که قلب تاریک شده ی حاکمان نسبت به ما را روشن کند و برای یکبار هم که شده این مطالب را ناشی از دلسوزی و خیر خواهی بدانند و این همه بر طبل خشونت طلبی و عدم مدارا نکوبند و مسیر پیشنهادی ما را نیز امتحان کنند. انک علی ما تشاء و ما نشاء قدیر.&lt;br /&gt;خدایا؛ تو که بر آشکار و نهان همه ی خلق آگاهی و می دانی که ذرات وجود ما از ظلم و ستم ستمگران داخلی و خارجی بیزار است، خود به آنانی که حقیقت دردشان «بیگانه گریزی» است این حقیقت را بنمایان که ما را نیز دل در گرو بیگانگان نیست و تنها و تنها «دغدغه ی حقیقت» را داریم و جز «آزادی، عدالت، رفاه، امنیت، آبادانی و عزت ملک و ملت» هدفی نداریم.&lt;br /&gt;خدایا؛ از تو می خواهیم که بیش از این «هستی این ملت ستمدیده» را در معرض تاراج متجاوزان داخلی و خارجی قرار نگیرد و شر اشرار، از این ملک و ملت دور بماند .  &lt;br /&gt;اللّهم انّا نرغب الیک فی دولة کریمة تعزّ بها الإسلام و اهله و تذلّ بها النّفاق و اهله . اللّهم ما عرّفتنا من الحقّ فحمّلناه و ما قصرنا عنه فبلّغناه ، اللّهم المم به شعثنا و ارتق به فتقنا و کثّر به قلّتنا و اعزز به ذلّتنا و یسّر به عسرنا و فک به أسرنا و انجح به طلبتنا و انجز به مواعیدنا و استجب به دعوتنا و اعطنا به سؤلنا و بلّغ به من الدّنیا و الآخرة آمالنا ، برحمتک یا ارحم الرّاحمین .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمد قابل&lt;br /&gt;اردیبهشت 1387&lt;br /&gt;ايران، خراسان رضوي، فریمان&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-2758203102084312992?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/2758203102084312992/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2010/09/blog-post_30.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/2758203102084312992'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/2758203102084312992'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2010/09/blog-post_30.html' title='وصیت... به ملت ایران'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-348079245628647894</id><published>2010-09-07T14:05:00.001-07:00</published><updated>2010-09-07T14:05:57.427-07:00</updated><title type='text'>آنچه گذشت و آنجه لازم است</title><content type='html'>&lt;b&gt;&lt;/b&gt;به نام خدای رحمان و رحیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به احضارم به محکمه در فریمان و احتمال بازداشت مجدد، گزارش مختصری را از وقایع پس از آزادی موقت، به اطلاع دوستان می رسانم و نکاتی که به گمان من مهم است را در پایان یادآوری می کنم؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکم) اولین اقدام پس از آزادی، گزارش آنچه گذشت به دوستان عزیزی بود که با حضور خود و یا تلفنی از آن می پرسیدند. همان که پس از یک ماه، گزارش مکتوبش را در سه قسمت به اطلاع هم میهنان و آزادیخواهان رساندم . اگر مخاطبانی در بین علاقه مندان به حاکمیت هم داشت، طبیعتا برای اطلاع آنان از نتایج اقدامات حکومتیان و آثار آن بر معترضان بود.&lt;br /&gt;شاید افشای برخی رفتارهای قضائی و خصوصا اعدام های خاموش زندان مشهد، که به گمان من مصداقی برای نقض دستور اکید خداوندی در مورد پیشگیری از «إسراف در قتل» است، علتی برای احضار باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوم) در سالگرد مرحوم دکتر شریعتی، مجلس بزرگداشتی به یاد ایشان و دکتر مصطفی چمران،در منزل یکی از دلسوزان کشور و معترض به سیاست های حاکمیت، در مشهد برگزار شد. جمع کثیری از دوستان بودند و اولین سخنرانی پس از آزادی موقت را تجربه کردم. از تلاش این بزرگان برای «دگر بودن و دگراندیشی» گفتم و از شهیدی مهدی فرودی که باور داشت و می گفت:«خواهی نشوی همرنگ//رسوای جماعت باش». در پایان هم به پرسش های گوناگون دوستان پاسخ دادم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوم) در اولین فرصت، مسافر قم شدم تا به زیارت استادی بروم که همیشه به شوق دیدارش راهی قم می شدم. گرچه سخت بود، ولی تاکنون اینگونه دیداری را تجربه نکرده بودم. اشکی که می بایست در روزهای آغاز رحلتش می ریختم و نگذاشتند بریزم، گویی پشت سدی مانده بود و اکنون مجالی یافته بود تا برگونه ها جاری شود. خدایش در بهشت برین جایگاهی بلند دهد که انسانی بود پاک و مهربان و بلند مرتبه.&lt;br /&gt;پس از آن کار دشوار دیگری داشتم. دیدار با خانواده ی مرحوم استاد خصوصا دوستان عزیزم حضرات حاج احمد آقا و حاج سعید آقا که همیشه چون پدر، شاد و با نشاط بودند و الآن از غم هجران پدر و مادر، تکیده بودند و لطف ستمگران به تازگی در قالب یورش به دفتر مرحوم پدر و غارت شهریه ی طلاب و نهایتا بستن دفتر مراجعات پیروان آن مرجع بزرگ، چهره نموده بود. &lt;br /&gt;ساعتی بعد، باید در اندرونی بیت مرحوم استاد، در جمع خانم هایی که برای دعا جمع شده بودند، حاضر می شدم. دخترخانم ها و عروس خانم های مرحوم استاد و برخی علاقه مندان ایشان که برای آزادی زندانیان سیاسی، جلسه ای هفتگی را براه انداخته بودند و اکنون یکی از ثمرات دعای خود را (اگرچه موقت) می خواستند ببینند. &lt;br /&gt;این دشواری را با اشک ریزان سپری کردم. نتوانستم سخنرانی کنم و تنها چند جمله ای بابغضی در گلو گفتم. خیلی دشوار است در جمعی که مظهر عاطفه ها(و البته عقلانیت، یعنی زنان) نشسته اند و غمزده ی رحلت پدر و مادر یا مرجعشان اند و نگاهشان به تو، نگاهی به بازمانده ای سببی است، یعنی تو را شاگرد عزیزترین فرد زندگی شان می دانند، حاضر شوی و از استاد نگویی!! کمی گفتم و هزاران ناگفته را در دل نگه داشتم، چرا که وقت و حال، مجال گفتن نمی داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوم) در قم به دیدار مراجع ارجمند و اصلاح طلب، آیة الله موسوی اردبیلی و آیة الله صانعی و فقیه ارجمند جناب آقای بیات زنجانی رفتم. برخی از فقهاء و مجتهدان جوان تر همچون آقایان؛ موسوی تبریزی، محمد صادق کاملان، محمد عبداللهیان، محمدعلی ایازی و ابوالفضل موسویان را نیز ملاقات کردم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارم) قبل از رسیدن به قم، درنگی در تهران داشتم. دیدار با برادری که دوست صمیمی و دلسوز من بوده و هست. همو که از روز حضور در محکمه، ندیده بودمش و همو که از اتفاقات پیوسته با آن دیدار، دلش گرفت.&lt;br /&gt;دوستانی که از توقف چند ساعته ی من در تهران (در دو نوبت، قبل از رفتن به قم و پس از بازگشت)اطلاع یافته بودند، مرا با حضور خود شرمنده کردند. دوست عزیز و مجتهد ارجمند، حضرت آقای عبدالله نوری (که حقیقتا عبد خدا است و لطفش شامل حال همه ی دگراندیشان است) زحمت کشیدند و همراه برخی دوستان آمدند. دوستان حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و برخی دوستان صمیمی دیگر نیز دیدارشان برایم مغتنم بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پنجم) در دو نوبت با حضرات آقایان سید محمد خاتمی و مهدی کروبی دیدار داشتم. نخست در مجلس دامادی آقا روح الله، پسر برادرم(هادی قابل) و سپس در مهمانی افطار منزل آقای نوری. &lt;br /&gt;آقایان موسوی خوئینی و موسوی بجنوردی(مجتهدان حاضر در شورای عالی قضائی وقت) را نیز در مهمانی آقای نوری ملاقات کردم.&lt;br /&gt;آقایان دکتر ؛صدر حاج سید جوادی، مصطفی ملکیان، مجتهد شبستری، حبیب الله پیمان، سعید حجاریان، محمد ملکی، هرمیداس باوند،صفدر حسینی،هاشم آقاجری، علی رضا علوی تبار، حمید رضا جلایی پور، محمد رضا خاتمی،علیرضا رجایی، مهندس صباغیان، آقای بسته نگار و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی وقایع پس از انتخابات همچون آقایان؛ بهزاد نبوی، رمضان زاده، محسن آرمین، فیض الله عرب سرخی، علی حکمت، محمد جواد مظفر، عطریان فر، ابطحی، نوری زاد و آزادگانی از ملی و مذهبی، نهضت آزادی، جبهه ی ملی و اصلاح طلبان را در همین مهمانی ملاقات کردم.&lt;br /&gt;دوست عزیز و صمیمی ام جناب آقای عمادالدین باقی را نیز در منزلش ملاقات کردم. همو که با مصاحبه ی کوتاه و صمیمانه اش با مرحوم استاد، تمامی تلاش ستم پیشه گان در محو نام علامه، آیةالله منتظری را بی ثمر کرد و بخاطر همین هم بازداشت شد و دو هفته ای پس از آزادی موقتم، موقتا آزاد شد. او که با وجود برخی بیماری های خود، هنوز هم نگران من و سلامتی ام بود و این نگرانی را از هفته ای پیش از بازداشت خود(بخاطر بازداشت من در شرایط روحی نامناسب) با خود به زندان برده بود.&lt;br /&gt;بیهوده نبود که اداره ی اطلاعات خراسان در اظهار نظرش روی پرونده ی من نوشته است:«عمادالدین باقی، محسن کدیور و هادی قابل، صمیمی ترین دوستان وی هستند!!». آری اشتباه نمی کنم و نمی کنید. هادی قابل را نیز به عنوان دوست صمیمی ام معرفی کرده اند!!&lt;br /&gt;البته در این خصوص حقیقت را بیان کرده اند. گاه می شود که برادران دشمن یکدیگرند و گاه نسبت به هم بی تفاوت و بیگانه اند و گاه علاوه بر برادری، دوست هم نیز هستند. آقایان اطلاعاتی می بینند که من و آقای خامنه ای برادرانی داریم به نام «هادی» با این تفاوت که او با هادی خود دشمن است ولی هادی من، دوستی صمیمی برایم بوده و هست. پس چرا به این حقیقت مکشوفه ی خود متعجبانه اقرار نکنند؟!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ششم) دیداری با مردم آگاه، خوب و متدین نجف آباد داشتم. چند روزی مهمان شان بودم. در سیزده رجب سالروز ولادت امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) در جمع صدها نفر که شبستان و صحن حسینیه ی اعظم که تا خیابان را پوشانده بودند، از عدل علی(ع) و ظلم و ستم کسی که حکومت خود را با حکومتش مقایسه می کند گفتم و از دروغگویی مأموران اطلاعات آن شهر در گزارش هایشان. از استاد مرحوم و سخنرانی مشهور سیزدهم رجبش گفتم و تسلیتی به مردم شهر در فراق آن افتخار اسلام و ایران و نجف آباد.&lt;br /&gt;آیة الله جلال الدین طاهری هم زحمت کشیده بود و به نجف آباد و حسینیه ی اعظم آمده بود و تمام طول سخنرانی را با آن نقاهت، نشست. البته صبح ان روز به دیدار این آزاده ی اصلاح طلب و همراه با مردم در اصفهان رفتم. سخنی از جلسه ی شب و احتمال حضور ایشان به میان نیامد ولی لطف ایشان شامل بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هفتم) میبد و یزد و دوستان با صفا و صمیمی آن (که عمدتا انگیزه های غیرسیاسی ما را با یکدیگر پیوند دوستی داده است) مقصد بعدی بود. برای همسر و دخترم لازم بود که پس از ماه ها تحمل رنج دوری و آثار آن، کمی استراحت کنند و ییلاقات شیرکوه و جمع صمیمی خانوادگی که سالها است بین ما و دوستان وجود دارد، می توانست تامین کننده ی مقصود باشد.&lt;br /&gt;علاوه بر آنکه هرساله سفر تابستانی من و خانواده ام، شامل نجف آباد و میبد و یزد هم می شد. به علاوه ی همدان و اردبیل و سرعین و اکنون برخی از آن ها تکرار می شد. این ها همه لطف و رحمت خدا از طریق دعای بستگان و دوستان بود که مرا از زندان بیرون کشید و این فرصت را فراهم کرد که مجددا آنان را ببینم و از مواهب آزادی(ولو به قید وثیقه) بهره مند شوم(الحمد لله).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هشتم) گرچه پس از پی گیری های مکرر، برخی لوازم برده شده توسط اطلاعات خراسان از منزل شخصی ام در فریمان را به من بازگرداندند ولی برخلاف اظهار نظر بازپرس در فروردین ماه که نوشته بود:«اموال مسترد شود» از دادن لپ تاپ خود داری شد. پس از مراجعه و چند نوبت تلفن، قاضی تأیید کرد که : «اطلاق لفظ اموال برای استرداد، شامل لپ تاپ هم می شود». اما برای اعمال آن مجددا پرونده را به دادسرا فرستاد. بازپرس گفت:«آقایان اطلاعات دارند می آیند!! من فردا به شما خبرش را می دهم!!». فردای آن روز اظهار داشت:«لپ تاپ شما تا صدور حکم، در اختیار دولت می ماند!!».&lt;br /&gt;جالب است که مطالب مندرج در لپ تاپ عینا همان مطالبی بود که در هارد کامپیوترم بود و کیس کامپیوتر را به من برگرداندند ولی نت بوک را ندادند!!&lt;br /&gt;اگر مقصود مطالب من بود، هردو یکی بودند و اگر اراده ی اطلاعات بود(که بود) نت بوک را بیشتر لازم داشتند، چرا که سه ماه از خرید آن نگذشته بود و ارزشش از کیس کامپیوتر بیشتر بود!! و لابد اطلاعات خراسان هم باید نیازش برآورده شود!! و آدمی ثروتمند تر از من هم نبود تا غصب مال او بر دولت کریمه حلال باشد!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نهم) از حدود 50 روز پیش، حالم شدیدا خراب شد. نوسان فشارخون و سردرد و سرگیجه مرا از کار انداخت. بیش از 7 متخصص و فوق تخصص داخلی، گوش و حلق و بینی،فوق تخصص فشار خون، مغز و اعصاب، قلب و عروق، مراجعه کردم و دو سه نوبت آزمایش شدم. آزمایشات، حالتم را طبیعی نشان می داد ولی نوسان فشارم همه را کلافه کرده بود. شده بودم موش آزمایشگاهی!!&lt;br /&gt;داروهای مختلف روی من آزمایش شد و اکنون شش روز است که تحت نظر پزشک متخصص قلب هستم و از دارو های تجویزی ایشان، بهره می برم. این در حالی است که قبل از بازداشت و در درون بازداشتگاه و زندان، هیچ مشکلی نداشتم!! نمی دانم چه شد که همه چیز بهم پیچید و مرا از کار انداخت. البته این را می دانم که به دعای دوستان برای بهبودی کامل شدیدا محتاجم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دهم) از برخی دوستان خواهش خواهم کرد تا در صورت بازداشت، مطالب مهم «شریعت عقلانی» را که در طول پنج سال تمام با مخاطبانش در میان گذاشتم و متأسفانه در این چند ماه اخیر با لطف حاکمیت فیلتر شد، را در آدرس جدید (ghabel.blogspot.com) و با همان عنوان «شریعت عقلانی» به دوستان عرضه کنند. شاید اینگونه از درون زندان نیز مسئولیت خود را پی گرفته باشم و ناکارآمدی زندان را باردیگر به حاکمان ستمگر، یادآوری کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما چند نکته (که شماره ی آن را با شماره های پیشین پیوند می زنم)؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یازدهم) حملات ددمنشانه ی اخیر به بیت علامه ی کم نظیر علوم اسلامی مرحوم آیة الله منتظری، بیت آیة الله صانعی، مسجد قبا و آیة الله علی محمد دستغیب در شیراز و منزل حضرت آقای کروبی (شیخ شجاع اصلاحات) که نشانگر استیصال حاکمیت ستم پیشه است، نشان از قدرت و سرزنده بودن جنبش سبز اعتراضی مردم و ترس شدید حاکمیت از این اقتدار معنوی دارد.&lt;br /&gt;حاکمیتی که با افتخار از «عدم قبول و پایبندی به مقوله ی حقوق بشر»(با این توجیه که خلاف شرع و غربی است) یاد می کند و دموکراسی را به سخره می گیرد و دم از عنوان مجعول «مردم سالاری دینی» می زند و همه ی این ننگ ها را برای خود زینت می داند، چرا که خود را متکی به «اسلام» معرفی می کند و تنها حکومت اسلامی جهان می شمارد!!؟ بیش از همه از مخالفان مذهبی می ترسد و به همین دلیل، بیشترین فشارها را بر این گروه وارد می کند تا کسی با داعیه ی اسلامی و به اسم دین و مذهب، با او درگیر نشود و ادعای دروغین «اسلامی بودن رفتار حاکمیت» را برملا نکند و تشت رسوایی او را به زمین نیاندازد!!&lt;br /&gt;وجود مخالفانی در رده ی مرجعیت و خیل عظیم مجتهدان و مذهبی ها و ملی مذهبی ها و مردم مسلمان و متدین حاضر در صف معترضان پس از انتخابات و دفاع جانانه ی آنان از حقوق همه ی ملت و شهروندان با گرایش های مختلف سیاسی و اعتقادی و سکوت برخی مراجع و عدم تمکین آنان به خواست حاکمیت نسبت به دفاع از رفتار حاکمیت که آنان را به صف معترضان خاموش افزوده است، بزرگترین ضربه ای بود و هست که بر پیکره ی استبداد دینی وارد شده و می شود.&lt;br /&gt;به تصور حاکمیت، دین و مذهب، تنها سنگر باقیمانده برای حاکمیتی است که نه به حقوق بشر پای بند است و نه به دموکراسی و حق حاکمیت ملت. &lt;br /&gt;اینهمه اصرار حاکمیت و مدافعانش بر «انتصابی بودن ولی فقیه از سوی خدا برای حاکمیت بر مردم» (که بر خلاف نص صریح قانون اساسی است) و دولت را «دولت کریمه» نامیدن و استفاده از عبارت؛ «نظام مقدس جمهوری اسلامی»(که نه واژه ی نظامش در مفهوم خود بکار رفته و نه واژه ی مقدس. نه جمهوریتی باقی مانده و نه اسلامیتی) تنها و تنها به این خاطر است که خود را نماینده ی خدا و اسلام در زمین بدانند و ادعای پوچ و دروغین «حکومت اسلامی» را بلند کنند.&lt;br /&gt;اینجا است که کارشناسان و مجتهدان دینی و عالمان معارف اسلامی و آگاهان احکام شریعت و مردم آگاه و متدین اند که «باطل السحر» این مدعیان دروغین را ارائه می کنند و آنانی که رفتار و گفتارشان آبروی دین و شریعت را برده است، بی آبرو می کنند. اینان تنها نیرویی هستند که برای بیرون راندن متجاوزان از لباس و سنگر دین خدا، مجهز به نیروی لازم برای اینکار(یعنی علم و آگاهی) هستند.&lt;br /&gt;البته باید خدمات علمای دین و شریعت برای ملک و ملت و آئین، از سوی ایشان «بدون مزد و منت» انجام گیرد و همچون پیامبر گرامی اسلام(ص) مبتنی بر اصل «لا اسئلکم علیه من اجر=درخواست پاداشی از شما ندارم» تنها به عنوان منتقدانی دلسوز و مشفق و معلمانی آگاه و آگاهی بخش، در صحنه ی اجتماع حضور داشته باشند و از رقابت در صحنه ی سیاست اجرایی و تصدی مقامات حکومتی با سایر شهروندان مذهبی و غیر مذهبی بپرهیزند و تنها وظیفه ی خود را «امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ و تلاش برای اخلاقی تر کردن زندگی بشر» قرار دهند. این تنها مسئولیت دینی پیامبر خدا بود و طبیعتا تنها مسئولیت عالمانی که خود را «ورثه ی انبیاء» می دانند نیز هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوازدهم) از برخی معترضان بدبین نسبت به نیروهای مذهبی و منتقد نسبت به سیاست های حاکمیت نیز می خواهم که پس از اطمینان به اینکه در «اسلام رحمانی» هیچ حق ویژه ای برای فقیهان و مذهبی ها در امر حکومت برسمیت شناخته نمی شود و تنها با «رضایت و خواست اکثریت مردم» و بر اساس قانون به شهروندان خواستار تصدی مقامات حکومتی فرصت تصدی داده خواهد شد، قدردان حضور متدینان در جنبش سبز اعتراضی مردم ایران باشند و از ترس آینده ای وهم آلود، امروز خود (که آینده ی ملت در آن رقم می خورد) را خراب نکنند و همچون برخی افراد، با ناسپاسی نسبت به تلاش های مثمر ثمر دیگران، تیغ تفرقه را از نیام نکشند و تلاش هرکس را به اندازه ی ارزشش، پاس بدارند.&lt;br /&gt;درست نیست که بخاطر جنایات برخی مذهبی ها، سلب اعتماد از همه ی نیروهای مذهبی را دامن بزنیم، همانگون که نمی توان بخاطر رفتارهای جنایتکارانه ی برخی غیر مذهبی ها، سلب اعتماد از همه ی غیر مذهبی ها را دامن زد. این کار از نظر اخلاقی درست نیست و میزان پای بندی افراد به اخلاق در زمان تصدی پست و مقام را می توان از رفتار و جهت گیری های کنونی آنان شناخت.&lt;br /&gt;اگر امروز کسی که متصدی مقامی نیست امتحان مثبتی در رعایت حقوق مخالفان اعتقادی و سیاسی داد و اهل مراعات و مدارا بود، فردا که بر این پست ها و مقامات تکیه زد نیز می توان امید مراعات و مدارا را از او داشت ولی کسی که امروز قدرتی ندارد و در همین حال حقوق دیگران را نادیده می گیرد، چگونه می توان امید داشت که پس از تصدی، اهل مراعات حقوق مخالفان باشد و با آنان مدارا کند؟!!   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سیزدهم) بهترین زمان برای سنجیدن رفتارها و طرح ها و باورها، همین حالتی است که اکنون برای جنبش سبز پیش آمده است. اینکه آیا معترضان توانایی اداره ی جامعه ای با تنوع قومیتی و گستردگی سرزمینی و فراوانی مشکلات کنونی را دارند یا نه؟ آیا می توانند طرح یا طرح هایی جامع و مورد قبول همه ی ایرانیان و اقوام ایرانی برای مدیریت کشور، حل مشکلات بنیادی اقتصاد ویا مهار و تقلیل آن ها، تغییرات مثبت در فرهنگ مردم و گسترش روحیه ی شادی و نشاط بجای اندوه و یأس، تحول در نظام آموزشی و تربیتی، حل مناقشات موجود ایران با نظام بین المللی و امثال آن ارائه کنند یا غرق در تصورات واهی، همه چیز را به بعد موکول کرده و تنها و تنها به این می اندیشند که گروهی برکنار شده و خود بجای آنان بنشینند؟!!&lt;br /&gt;مطمئنا مشکل مزمن جامعه ی ما این نیست که چه فرد یا افرادی بر صدر بنشینند و حکومت کنند، بلکه مشکل این جامعه را تحول در نگاه به مقوله ی قدرت در سطح ملی و تبیین مفاهیم ارزشمندی چون؛ «منافع ملی» و «نسبت سنجی دائمی بین عملکرد حاکمیت ها با تأمین منافع ملی» از طریق حضور خاموش ناشدنی «رسانه های صوتی و تصویری و مکتوبِ آزاد و مستقل از حکومت» حل می کند که با مقوله ی «چگونه حکومت کردن افراد» سرو کار دارد. &lt;br /&gt;اکثر قریب به اتفاق حاکمان یکصد ساله ی پس از ظهور قانون اساسی در ایران، اساسا فهم درستی از «منافع ملی» نداشتند و معتقد و ملتزم به آزادی بیان مخالف نبودند و به «حق مستقلی برای ملت ایران» باور نداشتند و همگان خود را با القاب «ظل الله» و یا «ولی الله» معرفی می کردند. هیچکس لقب خود را «سایه ی مردم» و یا «دوستدار مردم» نمی گذاشت و اگر به تعارف سخنی در خدمتگزاری می راندند، در بیانی دیگر جبران کرده و مردم را با صراحت «هیچکاره» می دانستند!!&lt;br /&gt;باید به راهکارهای تجربه شده ی بشری در امر حکومت، احترام گذاشت و از آن بهره گرفت. «دموکراسی» مقوله ای است که از پس هزاران سال تجربه ی حکومتی بشر، خود را نمایان کرده است و انصاف نیست که این مسیر هموار و شناخته شده را با عناوین مبهم و ناشناخته ی دیگر در هم آمیزیم و برای توضیح عنوانی جدید، جعبه ی پسوندها و پیشوندها را گشوده و هریک چیزی را انتخاب کنیم و چهره اش را به ابهامات گوناگون خویش مکدر سازیم. یکی سخن از پسوند «دینی» کند و مردمسالاری دینی را پیشنهاد دهد و یکی پسوند «سکولار» و امثال آن را ارائه کند. &lt;br /&gt;ما باید بدون پیشوندها و پسوندها، همان دموکراسی را بخواهیم که دیگر ملت ها کم و بیش با آن روزگار می گذرانند و اگر لازم باشد که دوره های علمی و عملی برای آموختن این روش حکومتی برقرار شود، از یادگیری و پیدا کردن آگاهی بیشتر، نباید شرمسار باشیم.&lt;br /&gt;این آموزه را به گوش بسپاریم که خدای سبحان مکررا در قرآن به «عبرت گرفتن از سرنوشت پیشینیان» فراخوانده است و عبرت گرفتن در این آیات به معنی«بهره بردن از تجارب مثبت و منفی زندگی فردی و اجتماعی آنان است» که باید جهات مثبت را بکار بست و از جهات منفی پرهیز کرد. &lt;br /&gt;صاحب شریعت(ص) نیز فرمود:«اطلبوا العلم ولو بالصین=علم را بخواهید، اگرچه با سفر به چین بدست آید» و امیر مؤمنان علی(ع) نیز فرمود: «اعقل الناس، من جمع علم الناس الی علمه=خردمندترین انسان، کسی است که دانش دیگران را با علم خویش درهم آمیزد».&lt;br /&gt;تردیدی نیست که «علم و فن مدیریت» آموختنی است و هرچه در این خصوص دانش بیشتری از سرنوشت طرح ها و اقدامات مثبت و منفی سایر مجامع بشری داشته باشیم، تصمیمات خردمندانه تری خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهاردهم) امروز روزی نیست که از پی دیدارهای مکرر مراجع و دلسوزان جامعه با رهبری کشور و طرح مشکلات و گوشزد کردن زشتی رفتارهای کودتاچیان با مخالفان در کوچه و خیابان و زندان و پلشتی رفتار دستگاه های حکومتی در قوای قضائیه و اجرائیه و نیروهای نظامی و انتظامی و نگاشتن نامه های متعدد به وی و در دسترس بودن سایت های خبری مختلف و وجود تلویزیون های گوناگون برای رؤیت برخی واقعیات تلخ از جنایات انجام گرفته توسط حاکمیت، کسی با رهبری از سر مجامله سخن بگوید و از ایشان رفع مسئولیت کند. &lt;br /&gt;وقتی ایشان مسئولیت شعارهای مردم معترض را به عهده ی سران معترضین می داند و خواستار اعلام برائت می شود(و البته ادعای بیجایی است) و به اصطلاح مجامله را کنار می گدارد و حریمی برای سران جنبش نگه نمی دارد، باهمان منطق خودش و دلایل متقن و قرائن و شواهد بسیار، می توان مسئولیت جنایات انجام گرفته و حمایت از جنایتکاران را مستقیما به او نسبت داد. حال چرا سران جنبش با ایشان مجامله می کنند؟ خدا عالم است. امیدوارم تقیه منجر به پشیمانی نشود!!&lt;br /&gt;امروزه هر نادانی می تواند بفهمد که ایشان حد اقل از بسیاری اتفاقات خلاف قانون و شرع و اخلاق و جنایات انجام گرفته در حاکمیت، با خبر است و اقدامی برای پیشگیری نمی کند. کدام دلیل محکمه پسند تر از اظهارات ایشان در طول ماجراهای پس از انتخابات را می توان ارائه کرد که مستمرا از جنایتکاران دفاع کرده و معترضان مظلوم را محکوم کرده است؟!! &lt;br /&gt;در ماجرای عاشورا، هیچ سخنی از کشته شدن بیگناهان توسط مدافعان حکومت و نیروی انتظامی و ترور افراد متدین نگفت و آدم کشی در ماه حرام و روز عاشورا را (که در حالت عادی جزء گناهان کبیره و بلکه اکبر کبائر است چرا که کشتن یک بی گناه در بیان قرآن همچون کشتن تمامی بشریت است) شایسته ی کمترین توبیخی ندانست و در عوض به مراسم عزاداری (که حداکثر مستحب است) و هتک حرمت آن با اقدام به سوت و کف زدن(که حد اکثر مکروه است و در حد توبیخی اخلاقی باید باشد)به شدیدترین وجه ممکن واکنش نشان داد و با عباراتی که گویا حرام خدا نقض شده است و با تحریک آمیز ترین عبارات مورد سرزنش قرار داد!!&lt;br /&gt;ایشان که به گفته ی خودش«سران فتنه» را به تبری جستن از برخی حامیان جنبش سبز و «توبه کردن از برخی رفتارها و گفتارها» فرا می خواند و خواستار تعیین مرز با آنان می شود، آیا خود از جنایتکاران این چند ماهه تبری جسته است؟!!&lt;br /&gt;آیا از وحشی گری های انجام گرفته در قم و شیراز و تهران و حمله به بیوت حضرات آقایان مراجع و بزرگان سه دهه ی نظام و حمله به متدینان در مسجد و منزل های شخصی افراد مختلف، تبری جسته است؟!!&lt;br /&gt;آیا از قتل و قاتلان ندا آقا سلطان، غنیان، سهرابی و دهها نفر مثل آنان تبری جسته است؟!! آیا از قتل شهید فروهر و همسر مظلومه اش و سایر قتل های زنجیره ای، تبری جسته است؟!!آیا از تروریست هایی که سرو آزاد اطلاحات سعید حجاریان را شکستند و جسم تکیده و معلولش را خداوند همچون آینه ی جنایت جانیان و حامیان نگه داشت، تبری جسته است؟!!&lt;br /&gt;آیا از وحشی گری های سالهای 70 به بعد و خصوصا هجوم مغول وار سال 76 به حریم مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیةالله منتظری(ره) و شکستن و بستن و آتش زدن حسینیه و دفتر ایشان و پاره کردن قرآن ها تبری جسته است؟!! آیا متن پیام تسلیت رهبری در رحلت مرحوم استاد، شاهد و گواهی بر عظمت جرمی که در این سال ها نسبت به آن عزیز خدا انجام گرفت نیست؟!! آیا ایشان از دستور به ادامه ی حصر طولانی معظم له «توبه» کرده است و از عمل سابق خود و دوستانش تبری جسته است؟!!&lt;br /&gt;آیا ایشان از توهین به مخالفان و «بی عقل» خواندن آنان و انواع تهمت های ناروایی که خود به آنان زده و یا حامیان و دستگاه های تحت امرش انجام داده اند، تبری جسته و توبه کرده است؟!!&lt;br /&gt;راست گفت خواجه ی شیراز که؛ «توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند!!؟». چرا آقای خامنه ای به زور نظامیان و نیروهای امنیتی و انتظامی و قوه ی قضائیه (و اخیرا با بهره گیری از اوباش و اشرار سابقه دار) و مداحانی که به گفته ی امیر مؤمنان علی(ع) :«شایسته است که خاک بر دهانشان بپاشند»، سعی دارد بر جایگاه امیرالمؤمنین نشانده شود و عزت و اعتبار جعلی برای خود درست کند؟!!&lt;br /&gt;آیا این همان آقای خامنه ای است که در مسجد کرامت و امام حسن(ع) مشهد بود؟!! آیا این همان خامنه ای است که در کمیته ی مشترک ضد خرابکاری بود؟!! آیا این همان سیدی است که برای دیدنش در تبعیدگاه ایرانشهر راه های دور سپری می شد؟!! ایا آقای خامنه ای منتقد شاه، می خواست که شاه نباشد تا او همان روش استبدادی را در حکومتی «یکه سالار» پی گیرد و جان و مال و ناموس و آبروی مخالفان(حتی اگر استادی متدین یا رفیقی شفیق باشد) را مورد تاراج خود و سپاهیانش قرار دهد؟!!&lt;br /&gt;امیدوارم و از سر شفقت دعا می کنم که آقای خامنه ای برای ادامه ی این کژروی ها مهلتی بیش از این نیابد و از این پس به صراط مستقیم انسانیت و اخلاق برگردد و بداند که خدای حکیم، از طرق مختلف و ازجمله به طور طبیعی، حکومت جور را زایل می گرداند و فرقی نمی کند که با پیراهنی از قرآن به ستم اقدام شود یا بدون توسل به دین. هردو زایل می شوند درحالی که ظلم و ستم کسی که آن را به دین خدا نسبت می دهد، عذاب دردناکتر و بیشتری را بر می انگیزد، چرا که تهمت به دین خدا را نیز به همراه دارد!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این آخرین روزهای رمضان، برای ملت ستمدیده ی ایران عزیز، بهروزی و پیروزی و شادکامی را آرزو می کنم و از خدای رحمان و رحیم، آن ها را می طلبم. باشد که شاهد آزادی و دموکراسی و اخلاق را در آغوش کشیم وعمده ی وقتمان را در جست و جوی علم و آگاهی و بهره مندی از مواهب آن بگذرانیم.&lt;br /&gt;با آرزوی آزادی دوستان دربندم و پایان یافتن غلبه ی ستم بر عدل و آزادی و رفاه و سلامتی همه ی مخاطبان گرامی، همه را به خدا می سپارم و از همه التماس دعا دارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدایا چنان کن سرانجام کار//تو خوشنود باشی و ما رستگار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمد قابل.................. 16/6/1389....................فریمان&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3851377577487725551-348079245628647894?l=aghabel.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aghabel.blogspot.com/feeds/348079245628647894/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2010/09/blog-post.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/348079245628647894'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3851377577487725551/posts/default/348079245628647894'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aghabel.blogspot.com/2010/09/blog-post.html' title='آنچه گذشت و آنجه لازم است'/><author><name>العقل و الشرع</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04848780023032190984</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_cr7rjgw-uo0/TRmXdlJpQeI/AAAAAAAAAEg/s5H8cEPIxTs/S220/0.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3851377577487725551.post-8048955808316013621</id><published>2009-12-10T12:54:00.000-08:00</published><updated>2009-12-10T12:54:48.078-08:00</updated><title type='text'>مشترکات جنبش سبز</title><content type='html'>به نام خدا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش اعتراضی مردم که پس از انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه 1388 به صورتی گسترده و فراگیر، خود را نشان داد، گوناگونی بسیاری از نظر اهداف و رویکردها داشته و دارد. این گوناگونی چندان آشکار است که انکار آن به انکار آفتاب در روزی آفتابی می ماند.&lt;br /&gt;روشن است که اصرار بر تمامی خواسته های گوناگون مردمی، می تواند به رویارویی های ناخواسته بیانجامد و چندپارگی مردم و جنبش را درپی داشته باشد.&lt;br /&gt;تنها راه خردمندانه برای ماندگاری و ستبری جنبش، پافشاری همه ی گروه ها و افراد، بر مشترکات و گزاره های پذیرفته شده و همگانی است. پس هرگاه کسی به نام کل جنبش می خواهد سخن بگوید، تنها بر مشترکات تأکید کند و از بیان مسایل و نظریات اختصاصی خود، پرهیز کند. به عبارت دیگر، نظریات اختصاصی خود را تنها به عنوان دیدگاه شخصی خود و توصیه هایی از دیدگاه خویش ارائه کند و «از نسبت دادن مسایل شخصی و نظریات فردی و گروهی، به کلیّت جنبش سبز، پرهیز کند». &lt;br /&gt;اگر این دقت در بیانات افراد و گروه های پیوسته به جنبش سبز مورد توجه جدی باشد، برای هیچ فرد و گروهی ایجاد نگرانی نمی کند و گام نخست در «تمرین دموکراسی» را با استواری برخواهیم داشت.&lt;br /&gt;برای پرهیز از درازی سخن، چند گزاره را به عنوان «گزاره های مشترک و خواسته های همگانی» که از بیانیه ها، مقالات، شعارها، پلاکاردها، مصاحبه ها و سخنرانی های افراد و گروه های گوناگون جمع آوری کرده ام، در دید مردم و صاحب نظران قرار می دهم «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید». از سایر دوستان نیز انتظار دارم تا در این خصوص، دیدگاه خود را به اطلاع مردم برسانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1-نخستین خواسته ی مشترک مردم در خیزش کنونی، چیزی نیست جز «&lt;b&gt;نفی استبداد&lt;/b&gt; و تحقق حاکمیت ملی مبتنی بر &lt;b&gt;دموکراسی&lt;/b&gt;».&lt;br /&gt;بیش از صدسال است که ملت ایران در پی «مشروطه خواهی و نفی حکومت و ولایت مطلقه و استبدادی شاه و فقیه» بوده اند. هرچه در این راه کوشیده اند کمتر به مقصد رسیده اند. دلیل عمده ی آن هم چیزی نیست جز اعتماد به ادعاهای خیرخواهانه برخی افراد یا گروه ها، که در نهایت به افزودن «قیود و شروطی نامشخص نسبت به دموکراسی» انجامیده و عملا ملت را به استبدادی جدید گرفتار ساخته است.&lt;br /&gt;این بار بنا نیست که به هیچ قید و شرطی در کنار دموکراسی(مردم سالاری) رضایت داده شود. دموکراسی خواهی و «&lt;b&gt;حاکمیت مطلقه ی ملت&lt;/b&gt;» تنها از راه «مشروطه شدن قدرت و نهادهای قدرت» امکان پذیر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- مبنای تمامی قوانین کشور را باید بر «&lt;b&gt;حقوق بشر&lt;/b&gt;» قرار داد. مراعات حقوق بشر، به عنوان یک معاهده ی بین المللی و پدیرفته شده از سوی حاکمیت های گوناگونی که هم اکنون بر جوامع اسلامی مسلط اند و داعیه دار شریعت بوده و اکثر فقیهان نیز آن را برتافته اند، برای تمامی کشورهای عضو سازمان ملل، الزامی است. &lt;br /&gt;این تعهد بین المللی(به هردلیلی که اتفاق افتاده باشد) برای مسلمانان نیز «الزام شرعی وفای به عهد و پیمان» را درپی دارد. بنا بر این نه تنها شریعت محمدی(ص) از این امر ممانعت نمی کند که آن را «واجب شرعی» می داند و نه تنها با برداشت های علمی از آن مخالفتی ندارد که به آن فرامی خواند. متشرعان و متدینان نیز از جنبه های نظری و عملی زیانی نمی بینند.&lt;br /&gt;این حقیقت را دیر یا زود، فقیهان و متکلمان شریعت خواهند دانست و تا فرا رسیدن آن زمان، نمی توان مردم «حق طلب» را منتظر گذاشت و حقوق آنان را همچون سالیان دراز سیطره ی استبداد (چه از نوع سکولار یا از نوع دینی) نادیده گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- حق «&lt;b&gt;آزادی بیان&lt;/b&gt;» که از طرق گوناگونی چون؛ «آزادی ایجاد رسانه های مکتوب، صوتی و تصویری خصوصی» و «آزادی اطلاع رسانی» و «آزادی اجتماعات و راهپیمایی های اعتراضی به سیاست های حاکمان» و «ایجاد تشکل های سیاسی و صنفی» و ... استیفا می شود را باید به صورتی خاص و برجسته مورد تأکید قرار داد. به گونه ای که بیان آزادانه ی تمامی اطلاعاتی که برای آگاهی مردم ضروری است، را در همه ی زمان ها فراهم ببینیم و امکان تعطیلی مطبوعات و رسانه ها را برای همیشه از حاکمیت سلب کند.&lt;br /&gt;در دنیای امروز، پاسداری از «اهداف و منافع ملی» بدون وجود «&lt;b&gt;رسانه های آزاد و مستقل از حکومت&lt;/b&gt;» هرگز امکان ندارد. تجربه ی ناموفق نظام های سلطنتی و ولایی، و قربانی شدن مکرر مطبوعات مستقل در پای استبداد، باید درس لازم را به ایرانیان داده باشد.&lt;br /&gt;بهانه هایی چون؛ «اهانت به مقدسات، بسط بی بندوباری، توهین و تعرض به افراد و ...» نباید آنقدر برجسته شود که «گمان محدودیت رسانه ها» را برانگیزد. طبیعی است که قوانین منطقی و خردمندانه ی قانونگزاران در پارلمان، می تواند این موارد را از تعرضات نابخردانه ی افراد شاغل در رسانه ها، دور نگهدارد، آنچنان که در سایر جوامع قانونمند جهان، این موارد با خردورزی متقابل اصحاب رسانه و قانونگزار، حل شده است.&lt;br /&gt;برجسته کردن مشکلات احتمالی، تاکنون به سلب حقوق قطعی مردم و اصحاب رسانه منجر شده است، و آنگاه که رسانه ها به «مسلخ» رفتند، چشم و گوش مردم 
