ه‍.ش. ۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه

سخنی با یاران و همراهان و توصیه هایی برای رقیبان


1- حرکت اعتراضی مردم معترض ایران، سرزنده و شاداب است و رقیب را شدیدا آشفته حال و پریشان کرده است. اختلافات درون اقتدارگرایان، از بردباری و پایداری سبزها است. صبر و ظفر هردو دوستان قدیم اند. پس شایسته است که امیدوارانه به تلاش های قانونی و مسالمت جویانه و انتقادی خود ادامه دهیم و به پیروزی خود ایمان داشته باشیم.
2- اکنون بهترین فرصت برای خود سازی است. ظرفیت های دموکراتیک خود را بالاتر ببریم و تحمل مخالف و دیدگاه های متفاوت را تمرین کنیم. لازمه ی این امر، مراعات حقوق دیگران و پایبندی به اخلاق انسانی و مبانی علمی، در نقدها است.
3- برای پرهیز از اختلاف، هرکس به صورت شخصی اظهار نظر کند و از جانب خود سخن بگوید. سخن گفتن از جانب مردم و به نمایندگی از آنان و یا جنبش سبز و یا هر گروهی را به هنگامه ای واگذاریم که در صحنه ای انتخاباتی، به این نمایندگی رسیده باشیم.
4- درخواست من از همه ی اصلاح طلبان(به معنی عام کلمه، یعنی کسانی که به تغییرات تدریجی و از راه های مسالمت آمیز باور دارند) این است که حاکمیت را به بهره گیری از ظرفیت قانون اساسی در مورد «عفو عمومی» تشویق کنند!! چهره های مؤثری چون آقایان؛ مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، صانعی، موسوی اردبیلی، سید محمد خاتمی،عبدالله نوری، دکتر یردی، دکتر صدر حاج سید جوادی، و برخی آقایان مراجع تقلید را می توان  به ضرورت طرح این مطلب، قانع کرد و تنها راه آبرومندانه برای خروج از این بن بست را پیش پای حاکمیت گشود!!
5- من باور دارم که اگر بنا باشد کسی دیگری را عفو کند، این «ملت ستم دیده ی ایران» است که طلبکار است و شایستگی دارد تا «حاکمان خطاکار و بلکه مجرم و بدهکار خود را عفو کند».
بحث «عفو عمومی» صرفا یک قانون و قرارداد اجتماعی است که گرجه «عفو حقیقی» نیست(چرا که ملت ایران جرم و خطایی نسبت به حاکمیت انجام نداده است تا محتاج عفو از سوی حاکمیت باشد) ولی تردیدی نیست که این مساله «بار حقوقی» دارد و گستره ی وسیعی را شامل می شود که پس از 32 سال از تصویب قانون اساسی، ضرورت اعمال و اجرای آن کاملا مشهود است  و مشکلات فراوانی را از هم میهنان، بر طرف می کند!!
6- اگر به مجموعه ی «شروط اصلاح طلبان و معترضان به نتایج انتخابات سال 88»(برگزاری انتخابات آزاد، لغو نظارت استصوابی، آزادی مطبوعات و نشریات توقبف شده یا لغو امتیاز شده، آزادی فعالیت همه ی احزاب و لغو احکام صادره در انحلال آن ها، آزادی همه ی زندانیان سیاسی و لغو حصر خانواده های موسوی و کروبی، لغو احکام ممنوعیت تحصیل دانشجویان ستاره دار و غیر ستاره دار، لغو احکام اخراج افراد فعال سیاسی از کار و شغل رسمی خود و بازگشت آنان به کار) نگاهی بیندازیم، می بینیم که نه تنها همه ی آن ها با اعمال این ماده ی قانون اساسی، محقق می شود.  که «امکان بازگشت ایمن همه ی هموطنان تبعیدی و مهاجر به کشور» را نیز پس از 32 سال فراهم می کند!!
7- برای حاکمیت بسیار دشوار است که حتی یکی از خواسته های معترضان را بپذیرد، چرا که آن را به معنی عقب نشینی و شکست می بیند و طبیعتا نمی خواهد به این نکته اقرار کند.
عفو عمومی، گرجه راهکاری است که بسیاری از خواسته های معترضان را برآورده می سازد، ولی جهره ی حاکمیت را به عنوان یک شکست خورده معرفی نمی کند بلکه «از موضعی قانونی و اختیاری» اقدام او را ارزیابی می کند (و شاید از موضعی مقتدرانه) و این برای هردو طرف ،منافعی دارد که در سایر راهکارها شاید اینگونه تامین نمی شود.
8- معمولا در جکومت های باثبات و دموکراتیک، عفوعمومی با فواصل حداکثر 10 ساله اعمال می شود. در ایران کنونی، بیش از 32 سال است که چنین موردی اعمال نشده است. این امری عقلایی است و آثار مثبت بسیاری برای مدیریت های بالا و میانی کشور  به ارمغان می آورد.
9- بهره گرفتن حاکمیت از این مورد قانونی، امکان مقابله ی به مثل و «عفو و گذشت مردم از جرائم قطعی حاکمان» را نیز بالاتر برده و فراهم می کند. از آن پس بر عهده ی مصلجان جامعه است که با درخواست اخلافی از مردم ستم دیده، تلاش کنند تا آنان نیز راه «گذشت و بخشش» را  بر «انتقام» ترجیح دهند!! و رویکرد؛ «در عفو لذتی است که در انتقام نیست» را ترجمان  زندگی آینده ی خویش سازند.
10- این تنها فردا نیست که از آن آزادیخواهان و صلح طلبان این سرزمین است که امروز نیز از آن ما است. ما که هم آرامش داریم و هم آزادیخواهیم و هیچ مانعی(از زندان و محرومیت ها و تحقیرها و تهدیدها) نمی تواند آرامش روحی و روانی مان  را برهم زند و از حرکت و تلاش به سوی اهداف خردمندانه مان باز دارد و امیدمان را بستاند.
به رقیب بنگرید که چه پریشان حال است و ناآرام!! رقیبی که همه ی ابزار «قدرت مسلّح»را دارد  و فراموش کرده است که با تکیه بر سلاح ، نمی توان بر دل ها مستولی شد  و به آرامش رسید.

امیدوارم با حرکت در مسیر حق و انسانیت، شادی حقیقی قرین زندگی همه باشد (چه رفیق و چه رقیب). از همه التماس دعا دارم خصوصا در ماه مبارک رمضان.

شنبه هشتم امرداد یکهزار و سیصد و نود/ مشهد